طلب – عشق – معرفت – استغناء – توحيد- حيرت و فنا يعني بقاء در ذات او يا فناء في الله
گفت ما را هفت وادي در ره است
چون گذشتي هفت وادي درگه است
اول مرحله طلب:
در اين مرحله سالك راه حقيقت بايد مردانه گام در راه نهد و از خود بگذرد و همت قوي دارد و در همه حال و همه جا يار را بجويد و به دنبال او كه در درون وي است، كند و كاو و جستجو نمايد. اين وادي وادي پر خطري است ولي سالك نبايد وحشتي به دل راه دهد؛ سر تا پا تسليم رضاي او باشد و بكوشد تا بيابد كه عاقبت جوينده يابنده بود:
چون فرود آيي به وادي طلب
پيشت آيد هر زماني صد تعب
جد و جهد آنجات بايد سالها
زانكه آنجا قلب گردد حالها
دوم مرحله عشق:
درين وادي وجود طالب و سالك مالامال از عشق و شوق و مستي مي گردد و چون صراحي لبريز مي شود. عشق وجودش را چنان پر مي سازد كه يكسره آتش سوزان مي شود و در تب و تاب مي افتد. عشق به پروردگار به صورت عشق به همه مظاهر هستي كه جلوه رخ دوست هستند، نمودار مي گردد و در عين سوز و گداز و اشتعال درون سر تا پا خوبي و صفا و صلح و آشتي مي گردد. مي سوزد و به ياد دوست، همه كس و همه چيز را دوست مي دارد:
زنده دل بايد درين ره مردكار
تا كند در هر نفس صد جان نثار
درين حال سالك خود را در مسير و جريان كل كاينات مي بيند و با تمام ذرات هستي همراه و همراز مي گردد؛
سوم مرحله معرفت:
كه عبارت است از شناخت و به نظر عرفا اصل معرفت شناخت خداوند و به قول هجويري كه در كشف المحجوب مي فرمايد: «معرفت حيات دل بود به حق، و اعراض سر جز از حق، و ارزش هر كس به معرفت بود و هر كه را معرفت نبود بي قيمت بود. نسبت به نفس خود و ذات حقيقت شناخت پيدا مي كند و چشم دل و جان وي، چشم سر و چشم دروني وي باز مي شود و بنا به تعبيري در اينجاست كه عارف پاكدل چشم جانش به حقايق و رموز دستورهاي دين و هدف انبياء باز مي گردد:
جان ما را تا به حق شد چشم باز
بس كه گفت و بس گل معني كه رفت
پاك رو داند كه در اسرار عشق
بهتر از ما راهبر نتوان گرفت
چهارم مرحله استغنا:
درين مرحله صوفي و سالك چنان به «او» متكي مي گردد كه از همه چيز و همه كس جز او بي نياز مي گردد: و خود را در كوي امن و رجا مستغني مي يابد و از همه مال و مقام و جلوه هاي وسوسه انگيز زندگي بيكباره دل مي كند و طمع مي برد:
اي بس كه چو پروانه پر سوخته زان شمع
در كوي رجا دامن پندار گرفتيم
و
اين مرحله رسيدن به فقر سلوكي است كه استغناي كامل و بي نيازي به همه چيز
است و اين همان است كه پيامبر اكرم مي فرمود: الفقر فخري. كه رسيدن به اين
مرحله و پشت پا زدن به هوس ها و جلوه هاي دنيايي، پا گذاردن بر سر افلاك و
نه گنبد ميناست و اينجاست كه سالك مي تواند با افتخار خود را بالاتر و
برتر از حطام دنيا و زخارف خاكي مشاهده كند و صفات خداوندي را در وجودش
متجلي ببيند
پنجم مرحله توحيد: اكنون عارف به مرحله توحيد مي رسد
«چشم دل باز مي كند كه جان بيند» در اين حال مشاهده مي كند كه در جهان
«يكي هست و هيچ نيست جز او» و بر هر چه بنگرد او را در وي مي بيند. حضرت
علي عليه السلام مي فرمايد:
ما نظرت في شيء الا و ما رأيت الله فيه
بي سرو سامان شدم اي جان من
هست مطلق گردي اندر لامكان
هر كس چهل روز صبح بخواند
خداوند ديدار حضرت مهدى عليه السلام را روزى او گرداند.
به اين صورت كه در چهل روز 17488 مرتبه به صورت زير
هر روز 360 مرتبه به غير از روزهاى دهم ، بيستم و سی ام و چهلم
كه اين چهار روز روزى 1132 مرتبه دعاى فوق را بايد بخواند با شرايط زير
1 - با وضو باشد؛
2 - رو به قبله در جاى پاك بنشيند؛
3 - اول صلوات بفرستد؛
4 - از گناهان استغفار نمايد؛
5 - اين دعا را يك مرتبه بخواند.
يا مَن هُوَ اَقرَبُ اِلَىَّ مِن حَبلِ الوَريد
يا مَن هُوَ فَعّالٌ لِما يُريد
يا مَن يَحولُ بَينَ المَرءِ وَ قَلبِه
يا مَن هُوَ بِالمَنظَرِ الاَعلى
يا مَن لَيسَ كَمِثلِهِ شَى ء
و هُوَ عَلى كُلِّ شَى ء قَدير
6 - اصل دعا را بخواند:
يا صاحب الزمان ادركنى يا فارِسَ الحِجاز ادركنى
يا ابا صالح ادركنى و لاتُهلِكنى .
همه روز 360 مرتبه فقط روز دهم و
بيستم و سی ام و چهلم 1132 مرتبه
7 - ده مرتبه صلوات ؛
8 - فاتحه و اخلاص بخواند؛
9 - اگر سوره اخلاص را بيشتر بخواند بهتر است زيرا اسم
اعظم دارد.
خواندن اين دعا آثار عجيب وافعال غريبه دارد
هر كه سالك را قبض بود و فتح نشود در رياضت
و طالب مراتب بالاتر گردد
به تكرار اين اسم مبارك « المجيد » مداومت كند
ابواب سير و سلوك بر وي گشوده گردد.
هر كه در خلوت تا نيمه شب چندان « يا ماجدُ » بگويد
از حس طبيعي بيرون رود و بيهوش گردد
و در آن حالت نوري در دل او افزون آيد
كه از برتو آن نور باطن او روشن شود
و در ميان خلايق سر افراز گردد.
كسي كه بخواهد طالب حال و اخلاص شود
به اين اسم مبارك « يا واجد » مداومت كند
بعد از نماز بامداد 150 «يا واجدُ» بگويد
آن حال و ذوق عاشقان و درويشان بر ايشان كشف ميشود.
اگر در حين طعام خوردن هر لقمه يك بار اين اسم مبارك «يا واجد» را بگويد
و آن طعام را بخورد. آن طعام در درون او نوراني شود
و اثر او زود بر او ظاهر شود.
هر
كه 120 روز دعوت اين اسم مبارك « يا كَبير » را كند
به شرايطي كه در اسم «يا رحيم»
گفته شده
و در شبانه روز 1466 نوبت بخواند
بحضور دل و خلوت اصل و اربعين آخر در خلوت نشيند
و بي ضرورت بيرون نيايد و ترك حيوانات كند و حلال خورد
آشكار گردد بر او ارواح انبياء و اولياء و مسلمين
و ملائكه با او انس گيرند و بيشتر در شب با او
باشند
و اسرار عالم ارواح و ملكوت و عجائب عالم كبير با او گويند
و مسخر و صاحب
دعوت گردد و قلوب اكابر و قضات
و امرا و وزرا و ملكوك و سلاطين و رعايا و خلايق
طالب ديدار و صحبت او گردند و او را بود بزرگي
و در اربعين بايد كه شب و روز از
تكرار غافل نشود
و كمتر از 70000 بار نخواند
اگر در اين دعوت به صدق و اعتقاد بود
و جهت تسخير خلايق و براي رضاي خدا خواند
به درجه ولايت رسد و صفاي باطن وي را روي نمايد
و بر او منكشف گردد علوم غريبه و علم لدنّي و حالات عجيب و غريب
كه عدد آن 409 ميشود و يازده برابر آن 4499 ميشود.
اسم مقدس « يا والي » را بخواند.
هر كه مداومت كند به دعوت اين دو اسم مقدس «يا سَبُّوح يا قُدُّوس» به عدد تكسير 247 روز ميسّر گردد او را كه سير كند در ملكوت و مكشوف گردد بر وي علامات سماوي و روشن شود بر وي تسبيح و تقديس ايشان در اين دعوت شرايط كم خوردن كم خوابيدن و كم حرف زدن را بايد كرد و هر روز غسل بايد داشت و دوري از زنان و اكثر اوقات در لب آب روان باشد. كه رزق او از غيب ميآيد.
اين دو اسم مقدس خواص بسيار دارد هر كه مداومت كند به دعوت اين دو اسم به مدت 108 روز هر شبانه روزي 20000 بار در اين ايام بلكه پيش از اين چهار روز ترك طعام الوان كند بلكه خوي حيواني و معده را خالي دارد و پرهيز كامل كند در اين دعوت علامتي خواهد بود و بزودي ظاهر ميشود بر او اگر پيش از دعوت پرهيز كرده و از خلق اجتناب كرده وي را هيچ ترّحم نخواهد بود و علامت اول آن است كه چون از مدت دعوت او 80 روز درگذرد حاضر وقت باشد كه مردي گاه گاه پيش وي آيد و انواع سخنان گويد اما بيشتر سخنان وي از جهت امور دنيا باشد و نفع اين جهاني و اين عالم فاني اعتبار ندارد و دعوت براي اين عالم فاني نكند و مراد او عالم معني باشد و با آن شخص سخن گويد اما به ادب باشد و در نظر او گستاخي نكند و هر چه پرسد جواب گويد و جرأت ننمايد به سؤال بسيار كه او يكي از رجال الغيب است و از جمله مقربان چون حرمت نگاه دارد وادب رعايت كند او باوي بسي تلطّف و مهرباني كند و انواع علوم عجيب و غريب به وي آموزد كه آن علم اهل الله است و خواص آن آن است كه بر خاك دست زند زَر گردد او را جهت عالم باقي خواهد آموخت بلكه تعظيم باطني نمايد او متوجه دل وي خواهد بود هيچ شك نياورد كه وي مطّلع گردد و غرض از اين آنكه به اين علامات آن شخص را بشناسد و بداند كه دعوت قبول است. بعد از آنكه آن شخص علوم غريبه عجيبه به وي آموخت اسرار بر دل صاحب دعوت ريزد و بگشايد بر دل وي آنچه در فهم و انديشه نيامده باشد. و به دولت دو جهاني مشرّف گردد و ديده دل او را بگشايد.
هر كه خواهد صاحب صدق و يقين گردد
و از عالم غيب انواع فتوحات ظاهري و باطني به وي نازل گردد
و هر روز بعد از فراغ فرايض صبح
1000 بار اين اسماء را بخواند «يا الله يا هو»
به جهت ظاهر شدن امري پنهان و حاصل شدن کشفيات
در هر روز 1106 مرتبه ذکر «يا ظاهر» گفته شود.
هر كه اين اسماء «اَلاَوّلُ الْاخِرُ الظّاهِرُ الباطِن» را مداومت كند
بر دعوت اين نامها 70 روز به شرط مذكور
در شبانه روزي به عدد تكسير بخواند 15484 عدد است
بر او ظاهر شود اسرار اهل عالم و مكشوف گردد
آنچه علم ظاهر و باطن است بر صاحب دعوت
و اين اسم خواص ظاهر و باطن اشياء را بدانند
و بر ظاهر و باطن هر موجودي بينا و توانا گردد
و بايد در اين كار مداومت دارد و اين مربع را نوشته و با خود دارد:
|
براي برخوردار شدن از علم اشراقي (علمي که اکتسابي نيست) در هر روز 150 مرتبه «يا عليم» خوانده شود. بهترين وقت براي گفتن اين ذکر، هنگام سحر ميباشد و حداقل تعداد اين ذکر 10 مرتبه در روز است. العِلمُ نُورٌ يَقذِفُهُ اللهُ في قَلبِ مَن يَشاءُ. دانش حقيقي، نوري است که خداوند پرتو آن را در دل هر کس که بخواهد ميافکند.
هر كه را طلب اسرار باطن باشد در هر شبانه روزي يك بار غسل كند و به عدد تكسير كه 1040 عدد است هر روز بخواند بعد از غسل پيش از آنكه سخن گويد تا مدت چهل روز يا هفتاد روز البته به مقصود برسد و بر قلوب خلايق مطلع گردد و باطن او را صفائي پيدا گردد كه خود از آن حال متحّير گردد و صاحب باطن شود و بعد از آنكه اين حال واقع شد و به مقصود رسيد هر روز صد نوبت بخواند و به روش تكسير بر خاتم ( انگشتر ) نقره كند و در انگشت كند تا دولت و صفا مدام باشد. و اگر پيش از دعوت نقش كند و در دست داشته باشد و در حين خواندن در خاتم نگاه كند زودتر به مراد برسد و آن دولت ميّسر گردد و به مرتبه عالي رسد. مربع اين است:
تعريف تكسير
در كتاب قيمه ((خزائن )) عالم ذوالفنون ، عارف كامل محقق ملا احمد نراقى
در تعريف تكسير ص 192 چنين آمده است :
((فائده : بدانكه اهل عدد به جهت بسيارى از خواص ،
اسمى را يا كلامى را تكسير كنند، و تكسير اسم يا كلام آن است
كه حروف آن را بر سبيل تقطيع نويسند در يك سطر،
بعد از آن در اول سطر دوم حرف آخر سطر اول را نويسند،
پس اول حرف آن سطر را، پس حرف ما قبل آخر را،
پس ما بعد اول را، و همچنين تا سطر اول تمام شود،
و بعد از آن در اول سطرسيم حرف آخر سطر دوم را و بعد از آن حرف اول را،
پس ما قبل آخر را، پس مابعد اول را تا سطر سيم تمام شود، و بعد از
آن به اين نحو سطر چهارم را تا به سطرى رسد
كه به عينه اصل اسم يا كلام عود نمايد
تكسير اسم منان
م ن ا ن
ن م ا ن
ن ن ا م
م ن ا ن
در اسم ((منان )) سه سطر، اول تكسير و سطر آخر زمام است
منان به حروف جُمَل ( ابجد کبیر ) (141) مى شود و حاصل ضرب آن در (3) كه سطور تكسير است (423) است
م |
ه |
ي |
م |
ن |
|
م |
ن |
م |
ه |
ي |
|
ه |
ي |
م |
ن |
م |
|
ن |
م |
ه |
ي |
م |
|
ي |
م |
ن |
م |
ه |
اگر كسي در مجلسي 12000 مرتبه بگويد
«يا الله يا هو»
جنٌ و انس
و حوش و طيور با او انس گيرند و در صحرا مطيع او گردند
و جمله مخلوقات
و خواص اشياء
و علوم مخفيات
بر وي مكشوف گردند.
هر كه در روز 100 مرتبه بگويد «هو الله الذي لااله الا هو»
حق تعالي او را از اهل يقين ميكند
و مقام اهل تحقيق و درجات اهل توحيد برسد
و آنچه خواهد بر او كشف شود.
جهت پي بردن به ضمائر و معاني موجود در قلب اشخاص،
مداومت شود بر ذکر « يا باطن » به تعداد 62 مرتبه.
يا كَريمُ يا ذَالعَفوِ وَ العَدلِ اَنتَ الَّذي ما كُلُّ شَيءِ عَدلَ وُجودِهِ
بايد روز چهار شنبه در صبح سحر غسل كند
و جامه پاك و سفيد يا سبز بپوشد و در مكاني پاك و خالي نشيد دور از مردم
و بخور بسوزاند به گل سرخ و عود و زعفران و سنبل
و اين اسم را 1050 مرتبه يك نوبت بخواند
بدون اينكه لحظه اي قطع كند و به خداوند توكل كند
و انديشه فاسد در دل راه ندهد
تا علامات از چيزي ظاهر شود بايد نترسد و علامت آن بود
كه 7 تن از ارواح ظاهر شوند
همه جامه سبز پوشيده اند و كلاه بر سر دارند چون كلاه تركان برابرت بايستند
و سخن نگويند بايد تو نيز سخن نگويي و همچنان به خواندن مشغول باشي
چنان كه در سخن تو آيند و گويند
اي آفريده تو را چه كار مهم آمده است و چه مي خواهي
و ما را چرا رنجور مي داري
و تو در جواب مي گويي اي آفريدگان خداوند تعالي از شما راضي باد
مقصود من اكنون آنست كه به قوت اين اسم
مرا از خير و شری كه واقع مي شود با خبر کنید
معاون من كيست ؟ و حاجت مرا چه كسي كمك مي كند تا روا شود
آنان با تو الفت گيرند و دعوت تو را اجابت ميكنند
ديگر مرتبه ايشان ترا تواضع نمايند
برخيز و دست بر سينه بگذار و بگو چنان كه شما مرا گرامي مي داريد
حق تعالي شما را گرامي مي دارد اكنون ميان من و شما نشاني باشد
كه وقت حاجت شما را طلب كنم كه حاجت مرا روا كنيد
و به اذن خدا آنان گويند كه حاجت به نشان نيست
تو میگویی عرض من به نشاني است كه نیاز به دعوت نباشد
ايشان چون نام دعوت بشنوند مُهري به شما مي دهند
مانند تخم مرغ که خط سبز بر آن نوشته آنرا بگیر و بوسيده و بر ديدگانت بگذار
و روي سرت بگذار و بگو اين خط مرا بياموزيد تا بتوانم بخوانم
و خاصيت آنرا بياموزم و به من ياد بدهيد
و نيز بايد كه آن مُهر را از چشم حسود و فاسد پنهان داري
و هميشه در كنارت داري و فروتن باشی
و به آنان بگو كه رحمت شهيدان خداوند بر شما باد به سلامت
تا وقت حاجت هر وقت كه احتياج بود 7 مرتبه اين اسم را بخوان
و بايد كه در آن هنگام بخور كرد و جامه پاك پوشيد
و بدن طاهر باشد و در مكان خلوت باشيد