هر كس همراه داشته باشد اين چهار آيه را نصرت يابد و در نزد حاكمان با هيبت باشد.
الم
ترالى الملا من بنى اسرائيل من بعد موسى اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكا
نقاتل فى سبيل اللّه قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال الا تقاتوا قالو و
ما لنا الا نقاتل فى سبيل اللّه و قد اخرجنا من ديارنا و ابنائنا فلما كتب
عليهم القتال تولوا الا قليلا منهم و اللّه عليم بالظالمين .
(سوره بقره ، آيه 246)
لقد سمع اللّه قول الذين قالوا ان اللّه فقير و نحن اغنياء سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبياء بغير حق و نقول ذوقوا عذاب الحريق .
(سوره آل عمران ، آيه 181)
الم ترالى الذين قيل لهم كفوا ايديكم و اقيموا الصلوه و اتوا الزكوه فلما كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون الناس كخشيه اللّه او اشد خشيه و قالوا ربنا لم كتبت علينا القتال لولا اخرتنا الى اجل قريب قل متاع الدنيا قليل و الاخره خير لمن اتقى و لاتظلمون فتيلا.
(سوره نساء، آيه 77)
و تل عليهم نبا ابنى ادم بالحق اذ قربانا فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخره قال لافتلنك قال انما يتقبل اللّه من المتقين .
(سوره مائده ، آيه 27)
اين چهار آيه عظيم است و در هر آيه اگر دقت نماييد ده قاف (ق ) وجود دارد.
آيه جهت فرزند پسر
گويند هرگاه آيه الكرسى (آيات 255 تا 257) سوره بقره را بخواند و به انار شيرين بدمد و پيش از چهار ماهگى به حامله دهد فرزندش پسر خواهد شد.
آيه جهت بى خوابى طفل
چنانچه طفلى بى خوابى داشته باشد و به خواب نرود بنويسد اين آيه را و زير بالين طفل گذارد.
يسئلونك عن الجبال فقل ينسفها ربى نسفا فيذرها قاعا صفصفا لا تراعوجا
بعد بگويد:
لا حول و لا قوه الا باللّه العلى العظيم
آيه جهت بچه اى كه دير زبان باز مى كند
در كتاب عده الداعى ابن فهد حلى براى بچه اى كه دير زبان باز كند اين آيه را بنويسد و به او آويزد:
ما
لكم لاينطقون اقرا باسم ربك الذى خلق خلق الانسان من علق اقرا و ربك
الاكرم الذى علم بالقلم علم الانسان ما لم يعلم الا من اذن له الرحمن و
قال صوابا انطقك اللّه الذى انطق كل شى ء ففهمناها سليمان .
شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت
آياتى كه قرض و حق والدين را ادا مى كند
در بحر الغرائب نوشته مردى خدمت پيغمبر آمد گفت : جانم به فدايت ! بسيار قرض دارم . فرمود: اين آيات را بخوان . بار ديگر آمد. گفت : قرضم ادا شد. متاع دنيا ندارم . فرمود: اين آيات را بخوان . بعد از مدتى آمد و گفت : دشمن و همسايه بد دارم . فرمود: اين آيات را بخوان . گفت : از حكام مى ترسم . فرمود: براى هر مشكلى بخوان و از كسى مترس .
در جواهر القرآن نوشته حضرت رضا عليه السلام فرمود: هر كه اين آيات را بخواند و ثواب آنها را به روح والدين بخشد، ايشان را حقى در گردن آن فرزند نماند و آيات كريمه اين است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم
فللّه
الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمين و له الكبرياء فى السموات و
الارض و هو العزيز الحكيم فللّه الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمين
و له العظمته فى السموات و الارض و هو العزيز الحكيم فللّه الحمد رب
السموات و رب الارض رب العالمين و له الفضل فى السموات و الارض هو العزيز
الحكيم فللّه الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمين و له النور فى
السموات و الارض و هو العزيز الحكيم فللّه الحمد رب السموات و رب الارض رب
العالمين و له الملك فى السموات و الارض و هو العزيز الحكيم .
فرمود: هفت آيه در قرآن است .
آن را اين گونه بر خود بخوان و بدم .
اول : از پيش رو، دوم : پشت سر، سوم : بالاى سر، چهارم : به سوى پايين ، پنجم : بر طرف راست ، ششم : بر طرف چپ و هفتم : بر تمام اعضاء.
يا على ! هر كس اين هفت آيه را بخواند يا با خود دارد حق سبحانه و تعالى هفتاد هزار بدى را از نامه عمل او دور كند و هفتاد هزار حسنه در نامه عمل او نويسد و هفتاد هزار قصر در بهشت برايش بنا كند و هفتاد هزار حور و قصور و غلمان به او كرامت فرمايد و هفتاد هزار حله از حرير و ديباى بهشتى به او بپوشاند چنان كه صفت آنها را حق داند و ديگرى نداند.
يا على ! هر كس اين هفت آيه را بخواند و با خود دارد خداوند در روز قيامت دارنده او را به حرمت اين آيات ببخشد اگر چه مستوجب كيفر باشد.
و باز فرمود: يا على ! هر كه آن را بخواند و به خود بدمد اگر نزد امراء و حكام رود البته عزيز و مكرم باشد اگر چه بر او خشم گرفته باشند، نرم گرداند. (و آن هفت آيه اين است ):
قل لن يصيبنا الا ما كتب اللّه لنا هو مولنا و على اللّه فليتوكل المومنون .
(سوره توبه ، آيه 51)
بگو هرگز نرسد ما را مگر آنچه را نوشت خدا بر ما، اوست صاحب اختيار ما و بر خدا توكل كنند گروندگان .
و ان يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له الا هو و ان يمسسك بخير فهو على كل شى ء قدير
(سوره انعام ، آيه 17)
و اگر برساند تو را خداى سختى پس نيست بازدارنده مر آن را مگر او و اگر برساند به تو نيكويى پس او بر هر چيزى تواناست .
و ما من دابه فى الارض الا على اللّه رزقها و يعلم مستقرها و مستودعها كل فى كتاب مبين .
(سوره هود، آيه 6)
و نيست هيچ جنبنده اى در زمين مگر بر خداست روزى او و مى داند قرارگاهش و آرامگاهش را به جملگى در كتابى روشن است .
انى توكلت على اللّه ربى و ربكم ما من دابه الا هو اخذ بناصيتها ان ربى على صراط مستقيم .
(سوره هود، آيه 56)
همانا من توكل كردم بر خداى پروردگارم و پروردگار شما نيست هيچ جنبنده مگر كه اوست گيرنده موى پيشانيش را همانا پروردگار من بر راه راست است .
و كاين من دابه لا تحمل رزقها اللّه يرزقها و اياكم و هو السميع العليم .
(سوره عنكبوت ، آيه 60)
و چه بسيار جنبنده كه بر نمى دارد روزى خود را، خدا روزى مى دهد او را و شما را و او شنواى داناست
ما يفتح اللّه للناس من رحمه فلا ممسك لها و ما يمسك فلا مرسل له من بعده و هو العزيز الحكيم .
(سوره فاطر، آيه 2)
آنچه گشاده گرداند خدا براى مردمان از رحمت ، پس نيست باز گيرنده مر آن را و آنچه را باز گيرد پس نيست فرستنده مر او را بعد از گرفتن او و اوست غالب درست كردار.
و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض ليقولن اللّه قل افرايتم ما تدعون من دون اللّه ان ارادنى بضر هل هن كاشفات ضره او ارادنى برحمه هل هن ممسكات رحمته قل حسبى اللّه عليه يتوكل المتوكلون .
(سوره الزمر، آيه 38)
و اگر بپرسى از ايشان كى آفريد آسمان ها و زمين را هر آينه خواهند گفت البته خداست . بگو خبر دهيد كه آنچه را مى خوانيد از غير خدا اگر خواست به من خداى ضررى را آيا ايشانند دفع كننده ضررش يا اگر خواست به من رحمت و احسانى آيا ايشانند بازدارندگان رحمتش . بگو كه بس است مرا خدا بر او توكل مى كنند توكل كنندگان .
از
جمله نمازهايى است كه زمان آن پيش از نماز ظهر جمعه است . در بحار جلد 89
صفحه 372 از كتب متعدده از امام جعفر صادق عليه السلام روايت نموده و آن
جناب از آباى گرام خود كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمودند: كسى كه
اين نماز را به جا بياورد و آنچه ذكر مى شود بعد از آن بگويد خدا بر مى
دارد از او شر اهل آسمان و اهل زمين و شر شيطان و شر سلطان جائر را و روا
مى كند هفتاد حاجت او را در دنيا و هفتاد حاجت او را در آخرت و فرمود كه
شب و روز بيست و چهار ساعت است آزاد مى كند حق تعالى از براى صاحب اين
نماز در هر ساعتى به جهت كرامت او نزد خدا هفتاد هزار كس را كه مستوجب آتش
باشند از اهل توحيد و اگر صاحب اين نماز مردگان را بخواند به اذن خدا جواب
دهند. آنگاه فرمود: قسم به خداوند كه مرا به حق مبعوث فرموده ، بنده هرگاه
اين نماز را بخواند و دعا كند به اين دعا بر مى انگيزاند خدا براى او
هفتاد هزار ملك را كه حسنات براى او بنويسند و دفع گناهان كنند و درجات
بلند نمايند و استغفار كنند و صلوات بفرستند تا هنگام مردن و اگر مرد و
زنى را اولاد نشود اين نماز را و دعا را بخوانند، خداوند به آنها فرزند
كرم فرمايد و اگر بعد از اين نماز بميرد اجر هفتاد هزار شهيد داشته باشد و
هنگامى كه از اين نماز فارغ مى شود عطا مى فرمايد خدا به او به عدد هر
قطره بارانى كه باريده و هر گياهى كه روييده حسنه و ثوابى ، و نوشته مى
شود براى او مثل اجر ابراهيم و موسى و زكريا و يحيى عليه السلام و باز مى
شود به رويش در غنى و بسته مى شود در فقر و تنگدستى و نمى گزد او را مار و
عقرب و نمى ميرد به غرق شدن و سوختن و حضرت صادق عليه السلام فرمودند: من
ضامن هستم بر او. و هر روزى حق تعالى صد و شصت مرتبه به او نظر مى فرمايد
و كسى را كه خدا بر او نظر انداخت نازل مى كند بر او رحمت و مغفرت را، و
اگر كسى اين نماز را بخواند و آنچه مى گويد در آن با زعفران بنويسد و با
آب باران بشويد و به مجنون يا صاحب خوره و پيسى بدهد بياشامند خدا آنها را
شفا مى دهد، و اگر پدر و مادر او مشرك باشند عذاب آنها سبك مى شود.
كيفيت نماز كامله اين است :
پيش از ظهر جمعه چهار ركعت (دو، دو ركعتى )
نماز بجا آورد. در هر ركعت ده مرتبه سوره (حمد)، ده مرتبه (قل هو اللّه
احد)، ده مرتبه (قل يا ايها الكافرون )، ده مرتبه (قل اعوذ برب الفلق )،
ده مرتبه (قل اعوذ برب الناس )، ده مرتبه (آيه الكرسى ) و ده مرتبه سوره
(انا انزلناه ) و ده مرتبه آيه (شهداللّه ) كه آيه زير مى باشد بخواند:
شهداللّه
انه لا اله الا هو و الملائكه و اولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو
العزيز الحكيم ان الدين عنداللّه الاسلام و ما اختلف الذين اوتوا الكتاب
الا من بعد ما جائهم العلم بغيا بينهم و من يكفر بايات اللّه فان اللّه
سريع الحساب .
و چون از نماز فارغ شد، صد مرتبه استغفار كند به اين طريق
(استغفر اللّه ربى و اتوب اليه )
و صد مرتبه بگويد
(سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر و لا حول و لاقوه الا باللّه العلى العظيم )
و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد.
بگید چی شده ؟! ... مریم گلی رو یادتونه ؟!! همونی که همش آیه یاس میخوند و از غصه عشقش همیشه اشکاش مثه بارون بهار سرازیر بود !
آره همون مریم گلی خودمونو میگم ، به سلامتی و میمنت بالاخره به عشقش علی رسید و با هم ازدواج کردند ، ما هی میگفتیم چرا خبری ازش نیست ! پس بگو !! ناقلا به وصال رسیده و سرش حسابی گرمه!
ازدواجش رو بهش تبریک میگیم و براش آرزوی موفقیت و خوشبختی روز افزون و سلامتی و شادمانی میکنیم ، انشاالله همه دخترای گل وبلاگ به نیت دلشون برسند و ازین خبرای خوش به ما بدهند . آمین
سلام فریبا خانم گل
(1) احاديثى در توسل به قرآن
در مكارم الاخلاق از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله منقول است : هر كه طلب شفا از قرآن مجيد ننمايد خداى تعالى او را شفا ندهد.
از امام صادق عليه السلام منقول است : هر كس صد آيه از قرآن از هر جاى كه خواهد تلاوت نمايد بعد از آن هفت مرتبه يا اللّه بگويد اگر بر سنگ سخت دعا كند هر آينه شكافته گردد.
(2) براى طلب فرزند و بچه دار شدن
اين آيات و دعا را نوشته در كمر زن بندد (سوره مريم از اول تا آيه 6).
بسم اللّه الرحمن الرحيم
كهيعص
ذكر رحمت ربك عبده زكريا اذ نادى ربه نداء خفيا قال رب انى و هن العظم منى
و اشتعل الراس شيبا و لم اكن بدعائك رب شقيا و انى خفت الموالى من ورائى و
كانت امراتى عاقرا فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من ال يعقوب واجعله رب
رضيا هو الذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء لا اله الا هو العزيز الحكيم
انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون برحمتك يا ارحم الراحمين
اللهم يا ذا العرش الكريم و الملك القديم يا اللّه يا رحمن يا رحيم يا
ستار يا غفار يا احد يا صمد صل على محمد و آله اجمعين رب لا تذرنى فردا و
انت خير الوارثين .
(3) آيه جهت فرزند خواستن از خداوند مهربان
اين آيه را مرتب بخواند:
ربى لا تذرنى فردا و انت خير الوارثين .
دعاى آن حضرت در شكر نعمتهاى الهى
از آن حضرت نقل است : هنگامى كه خداوند نعمتى به بنده اش ارزانى داشت شكر آن اين است كه بگويد:
سبحان الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين ، و انا الى ربنا لمنقلبون ، و الحمدلله رب العالمين . (صحيفة الرضا، ص 213)
دعاى آن حضرت براى روزى
معمر بن خلاد گويد: از حضرت رضا عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: حضرت باقر عليه السلام مردى را ديد كه مى گويد:
(اللهم انى اسالك من رزقك الحلال ) حضرت باقر باو فرمود: تو قوت (و روزى ) پيغمبران را خواستار شدى . بگو: اللهم انى اسالك رزقا (حلالا) واسعا طيبا من رزقك . (كافى ، ج 4، ص 333)
احمد بن محمد بن ابى نصر گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم : فدايت شوم حلال خداى عز و جل را بخوان (و دعا كن ) كه روزى حلال به من روزى كند، فرمود: آيا ميدانى حلال چيست ؟ عرض كردم : آن چه نزد ما است از در آمد پاك است ، فرمود: على بن الحسين عليه السلام مى فرمود: حلال قوت (و روزى ) برگزيدگانست . سپس فرمود:
(اسالك من رزقك الواسع ). (كافى ، ج 4، ص 334. صحيفة الرضا، ص 213)
آيه به جهت زيادى رزق
به تجربه رسيده آن كه در هر روز بخواند آيه مباركه و من يتق اللّه تا آخر آيه 3 سوره طلاق را سه مرتبه بعد از نمازهاى واجب با سه مرتبه صلوات در اول آن و سه مرتبه صلوات در آخر آن بخواند موجب وسعت رزق خواهد بود. ان شاء اللّه .
و من يتق اللّه يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لايحتسب و من يتوكل على اللّه فهو حسبه ان اللّه بالغ آمره قد جعل اللّه لكل شى ء قدرا.
آیه برای ازدیاد رزق و روزی
هر روز صبح بعد از نماز، دستها را به طرف آسمان بلند كرده به قصد دعا اين آيه را ده مرتبه بخواند:
ربنا انزل علينا مائده من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آيه منك و ارزقنا و انت خير الرازقین.
آيه جهت خير و بركت پيدا كردن مغازه و منزل
و عنده مفاتح الغيب لايعملها الا هو و يعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا يعلمها و لا حبه فى ظلمات الارض و لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين .
روايت شده كه فرمود: هرگاه حيوانى يا متاعى از تو گم شد آيه (و عنده مفاتح الغيب ) را تا آخر بخوان (انعام / 59) سپس بگو:
اللهم
انك تهدى من الضالة ، و تنجى ، من العمى و ترد الضالة ، صل على محمد و اله
و اغفرلى و رد ضالتى . (صحيفة الرضا، ص 189، مكارم الاخلاق ، ج 2، ص 232.
بحار، ج 95، ص 123)
دعاى آن حضرت هنگام خروج از منزل
بسم الله خرجت ، و بسم الله و لجت ، و على الله توكلت ، لا حول و لا قوة الا بالله العظيم . (صحيفة الرضا، ص 205، بحار، ج 76، ص 171)
دعاى آن حضرت هنگام سفر در خشكى و سوار شدن مركب
از على بن اسباط
روايت شده : متاعى را به مكه حمل مى كردم ، دچار مشكل شدم ، با متاع داخل
مدينه شده و نزد آن حضرت آمده و گفتم : متاعى را حمل كردم و دچار مشكل شده
ام و مى خواهم به مصر بروم ، از راه دريا بروم يا خشكى ؟ تا آن جا كه
فرمود: نزد قبر پيامبر رفته و دو ركعت نماز بگذار، و صد بارطلب خير از خدا
كرده هر تصميمى كه بدهنت آمده انجام ده ، اگر از راه خشكى رفتى بگو:
الحمد لله الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين و انا الى ربنا لمنقلبون . (صحيفة الرضا، ص 207. بحار، ج 91، ص 259)
دعاى آن حضرت هنگام بيرون رفتن از منزل
حضرت رضا عليه السلام فرمود: هرگاه پدرم از منزل بيرون مى رفت مى گفت :
بسم الله الرحمن الرحيم ، خرجت بحول الله و قوته لا بحول منى و لا قوتى بل بحولك و قوتك يا رب متعرضا لرزقك فاتنى به فى عافية . (كافى ، ج 4، ص 320)
ايضا حضرت رضا عليه السلام فرمود: هر كس هنگامى كه از خانه اش بيرون
مى رود ده بار سوره قل هو الله احد بخواند پيوسته در حفظ خداوند و نگهدارى
او است تا به خانه اش برگردد. (همان)
ايضا حسن بن جهم از حضرت رضا عليه السلام حديث كند كه فرمود: چون (خواستى ) از منزلت بيرون روى در سفر باشد يا در حضر بگو:
بسم الله آمنت بالله توكلت على الله ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله .
پس شياطين باو برخورند و باز گردند و فرشتگان بروى آنها بزنند و بگويند: چه راهى شما بدو داريد در صورتى كه او نام خدا را برده و به او ايمان آورده و بر او توكل كرده و گفته است : ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله .(كافى ، ج 4، ص 321)
دعاى آن حضرت هنگام سوار شدن بر كشتى
در روايت على بن اسباط آمده كه آن حضرت فرمود: اگر دردريا سفر كردى آن گاه كه بر كشتى قرار گرفتى بگو:
بسم الله مجريها و مرسيها، ان ربى لغفور رحيم .
و آن گاه كه امواج در دريا به حركت درآمد، به جانب جپ خود تكيه كن و با دست راست به امواج اشاره كرده و بگو:
قرى بقرار الله ، و اسكنى بسكينة الله ، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . (صحيفة الرضا، ص 209)
دعاى آن حضرت براى دفع عقرب و مار
روايت شده كه آن حضرت هرگاه به ستاره اى كه در بنات نعش (هفت ستاره در آسمان در جهت قطب شمالى كه آن ها را دب اكبر هم مى گويند و در دنباله آن هفت ستاره ديگر است كه آن ها را دب اصغر مى نامند. در فارسى هفت برادران هم گفته مى شود. (فرهنگ فارسى عميد)) قرار داشته و نامش سهى است مى نگريست و مى فرمود:
اللهم رب هود بن اسية ، آمنى شر كل عقرب و حية .
و مى فرمود: هر كه سه بار اين دعا را بخواند در زمانى كه به آن ستاره مى نگرد، عقرب و مار به او ضرر نمى زنند.) (صحيفة الرضا، ص 187. مكارم الاخلاق ، ج 2، ص 48. بحار، ج 95، ص 145)
دعاى آن حضرت در پوشيده ماندن از دشمنان
استسلمت
مولاى لك ، و اسلمت نفسى اليك ، و توكلت فى كل امورى عليك و انا عبدك و
ابن عبديك ، اخبانى اللهم فى سترك عن شرار خلقك و اعصمنى من كل اذى و سوء
بمنك ، و اكفنى شر كل ذى شر بقدرتك .
اللهم من كادنى او ارادنى فانى
ادرابك فى نحره ، و استعين بك منه ، و استعيذ منه بحولك و قوتك ، و شد عنى
ايدى الظالمين اذ كنت ناصرى لا اله الا انت ، يا ارحم الراحمين ، و اله
العالمين . اسالك كفاية الاذى ، و العافية و الشفاء، و النصر على الاعداء،
و التوفيق لما تحب ربنا و ترضى ، يا اله العالمين ، يا جبار السماوات و
الارضين ، يا رب محمد و اله الطيبين الطاهرين صلواتك عليهم اجمعين .
(صحيفة الرضا، ص 139. بحار، ج 94، ص 376)
روايت شده : هنگامى كه امام رضا عليه السلام بشهادت رسيدند در لباس آن حضرت اين تعويذ پيدا شد،در آخر آن چنين نوشته شده بود كه از پدرانش روايت شده كه جدشان على عليه السلام اين تعويذ را براى دفع شر دشمنان به كار برده و در غلاف شمشيرش قرار داشت ، و در آخر آن نامهاى الهى است ، و آن حضرت بر فرزندان و خاندانش شرط كرده كه آن را بر عليه كسى نخوانند، چرا كه هر كه اين دعا را بخواند دعايش محجوب نمى ماند:
اللهم بك استفتح ، و بك استنجح ، و بمحمد صلى الله عليه و آله اتوجه ، اللهم سهل لى حزونته و كل حزونة ، و ذلل لى صعوبته و كل صعوبة ، و اكفنى موونته و كل موونة .
و ارزقنى معروفه و وده ، و اصرف عنى ضره و معرته ، انك تمحو ما تشاء و تثبت و عندك ام الكتاب ، الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون .
انا رسل ربك لن يصلوا اليك طه حم لا يبصرون ، و جعلنا فى اعناقهم اغلاقا فهى الى الاذقان فهم مقمحون ، و جعلنا من بين ايديهم سدا، و من خلفهم سدا فاغشينا هم فهم لايبصرون .
اولئك الذين طبع الله على قلوبهم و سمعهم و ابصارهم و اولئك هم الغافلون لا جرم ان الله يعلم ما يسرون و ما يعلنون فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم ، و تريهم ينظرون اليك و هم لا يبصرون . صم بكم عمى فهم لا يرجعون ، طسم تلك آيات الكتاب المبين ، لعلك باخع نفسك الا يكونوا مومنين ، ان نشا ننزل عليهم من السماء اية ، فظلت اعناقهم لها خاضعين .
نامها: اللهم انى اسالك بالعين التى لا تنام ، و بالعز الذى لا يرام ، و بالملك الذى لا يضام ، و بالنور الذى لا يطفى ، و بالوجه الذى لا يبلى ، و بالحياة الذى لا تموت ، و بالصمدية التى لا تقهر، و بالديمومية التى لا تقنى ، و بالاسم الذى لا يرد، و بالربوبية التى لا تستذل ، ان تصلى على محمد و ال محمد، و ان تفعل بى كذا و كذا.
و حاجتت را ذكر مى كنى انشاء الله انجام مى شود (صحيفة الرضا، ص 155. بحار، ج 94، ص 345)
دعاى آن حضرت براى دفع بلا
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . (صحيفة الرضا، ص 123. بحار، ج 93، ص 188)
(اللهم اكشف عنى البلاء)
از
حضرت موسى بن جعفر عليه السلام منقول است : هر كس كفايت بجويد آيه از قرآن
از مشرق تا مغرب او را كافى باشد هرگاه به يقين بخواند زيرا در قرآن شفا
از هر دردى است .
از حضرت امام رضا
عليه السلام روايت شده : هرگاه امر شديدى بر تو عارض شد دو ركعت نماز
بگذار، در يكى از آن ها سوره حمد و آية الكرسى ، و در ركعت دوم سوره حمد و
قدر را بخوان ، پس ، پس قرآن را بالاى سر خود قرار داده و بگو:
اللهم بحق من ارسلته الى خلقك ، و بحق كل اية فيه ، و بحق كل من مدحته فيه عليك ، و بحقك عليه ، و لا نعرف احدا اعرف بحقك منك ، يا سيدى يا الله (ده بار) بحق محمد (ده بار) بحق على (ده بار) بحق فاطمة (ده بار). و نام هر يك از امامان بعد از او را برده و به حق آنان خداوند را ده بار سوگند بده ، تا اين كه به امام زمان خودت برسى ، از جايگاهت بر نمى خيزى مگر اين كه حاجتت برآورده شده باشد. (صحيفة الرضا، ص 131. بحار، ص 91، ص 353)
ايضا از براى قضاء حوائج از آن حضرت روايت شده : دو ركعت نماز خوانده ، در هر ركعت يك بار سوره حمد و سيزده بار سوره قدر خوانده شود، پس از فراغ به سجده رفته و گويد:
اللهم يا فارج الهم ، و كاشف الغم ، و مجيب دعوة المضطرين يا رحمان الدنيا و رحيم الاخرة ، صل على محمد و آل محمد، و ارحمنى رحمة تطفى ء بها عنى غضبك و سخطك و تغنينى بها عن رحمة من سواك
سپس گونه راستش را بر زمين قرار داده و گويد:
يا مذل كل جبار عنيد، و يا معز كل ذليل ، و حقك قد بلغ المجهود منى فى امر كذا، ففرج عنى .
سپس گونه چپش را روى زمين نهاده و همين سخن را مى گويد آن گاه به سجده رفته و اين ذكر را تكرار مى نمايد، خداوند غم او را برطرف و حاجتش را برمى آورد. (صحيفة الرضا، ص 132، بحار، ج 91، ص 355)
اللهم انت ثقتى فى كل كرب ، و انت
رجائى فى كل شدة ، و انت لى فى كل امر نزل بى ثقة و عدة ، كم من كرب يضعف
عنه الفواد، و تقل فيه الحيلة ، و تعيى فيه الامور، و يخذل فيه البعيد و
القريب و الصديق ، و يشمت فيه العدو انزلته بك و شكوته اليك ، راغبا اليك
فيه عمن سواك ، ففرجته و كشفته و كفيتنيه ، فانت ولى كل نعمة ، و صاحب كل
حاجة ، و منتهى كل رغبة ، فلك الحمد كثيرا، و لك المن فاضلا، بنعمتك تتم
الصالحات ، يا معروفا بالمعروف معروف ، و يا من هو بالمعروف موصوف ، انلنى
من معروفك معروفا تغنينى به عن معروف من سواك ، برحمتك يا ارحم الراحمين .
(صحيفة الرضا، ص 117. بحار، ج 95، ص 186)
از امام جواد عليه السلام روايت شده : شخصى نزد امام رضا عليه السلام آمده و گفت : اى فرزند رسول خدا، فرزندان بسيار داشته و دينى بر گردن دارم و دچار مشكل شده ام ، دعائى به من بياموز كه هرگاه خدا را بدان دعا بخوانم خداوند روزى به من عنايت فرمايد، فرمود: اى بنده خدا وضو بگير و آن را زيبا به عمل آور، سپس دو ركعت نماز به جا آور، كه ركوع و سجده آن را كامل انجام دهى ، سپس بگو:
يا ماجد يا كريم ، يا واحد يا كريم ، اتوجه اليك بمحمد نبيك نبى الرحمة : يا محمد يا رسول الله ، انى اتوجه بك الى الله ربك و رب كل شى ء ان تصلى على محمد و على اهل بيته . و اسالك نفحة من نفحاتك ، و فتحا يسيرا، و رزقا واسعا، الم به شعتى و اقضى به دينى ، و استعين به على عيالى .(صحيفة الرضا، ص 135. بحار، ج 91، ص 361)
دعاى آن حضرت براى قضاء حوائج
از
مقاتل بن مقاتل روايت شده : به آن حضرت عرضه داشت : فدايت شوم دعائى براى
قضاء حوائج به من تعليم فرما، فرمود: هرگاه حاجت مهمى بسوى خداوند داشتى
غسل كرده و بهترين لباست را بپوش و مقدارى بوى خوش استعمال كرده و زير
آسمان برو، و دو ركعت نماز گذار، نماز را آغاز كرده و سوره حمد را مى
خوانى و سپس پانزده مرتبه سوره توحيد را قرائت مى كنى ، آن گاه به ركوع
رفته و پانزده مرتبه اين سوره را مى خوانى ، و مانند نماز جعفر طيار ادامه
مى دهى ، غير از آن كه در اين نماز قرائت پانزده مرتبه مى باشد، بعد از
نماز به سجده رفته و مى گوئى :
اللهم ان كل معبود من لدن عرشك الى قرار ارضك فهو باطل سواك ، فانك انت الله الحق المبين ، اقض لى حاجة كذا و كذا (حاجت را ياد كنيد) الساعة الساعة و در اين مورد اصرار مى كنى . (صحيفة الرضا، ص 131. كافى ، ج 3، ص 477. بحار، ج 91، ص 353)
روى انّ رسول الله(صلى الله
عليه وآله)قال: يكمل المؤمن ايمانه حتّى يحتوى على مائة و ثلاث خصال: فعل
و عمل و نيّة و باطن و ظاهر فقال اميرالمؤمنين(عليه السلام): يا رسول
الله(صلى الله عليه وآله) ما المائة و ثلاث خصال؟ فقال(صلى الله عليه
وآله): يا على من صفات المؤمن أن يكون جوّال الفكر، جوهرّى الذكر، كثيراً
علمهٌ عظيماً حلمه، جميل المنازعة.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)به اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود:
مؤمن كامل داراى 103 صفت است و اين صفات در پنج شاخه خلاصه مى شود، صفات عملى گذرا و صفات عملى مستمر، نيّت، صفات ظاهرى و باطنى سپس اميرمؤمنان فرمود:اى رسول خدا اين 103 خصلت چيست؟
حضرت فرمودند:اى على از صفات مؤمن اين است كه هميشه فكر مى كند و ذكر خدا را در آشكار مى گويد، علم او كثير و حوصله و تحمّلش زياد است و در منازعات هم زيبا برخورد مى كند.
كريم المراجعة، اوسع الناس صدراً، أذلّهم نفساً، صحكه تبسماً، و اجتماعه تعلماً.
مراجعاتش
كريمانه است، سعه صدرش از همه بيشتر، تواضعش زياد است، با صداى بلند نمى
خندد و حضورش در اجتماعات همراه با تعليم و تعلّم است.
انسان مؤمن كسى است كه غافلان را تذكّر مى دهد و جاهلان را تعليم مى كند كسى كه او را اذيت كند آزار نمى دهد و درباره چيزى كه به او مربوط نيست دخالت نمى كند، اگر كسى كه به او آزار رسانده دچار مصيبت شود او را شماتت نمى كند و غيبت نمى كند.
بريئاً من المحرّمات، واقفاً عند الشبهات، كثير العطاء، قليل الأذى، عوناً للغريب، و اباً لليتيم.
مؤمن كسى است كه از محرّمات بى زار است و از شبهات توقّف كرده و مرتكب آنها نمى شود، عطايش كثير و اذيّتش قليل است، به افراد غريب كمك مى كند و براى ايتام پدر است.
احلى من الشهد و اصلد من الصلد، لا يكشف سراً ولا يهتك سترا.
مؤمن
كامل، شيرين تر از عسل و سخت تر از تخته سنگ است، اسرارى كه مردم به او مى
گويند بازگو نمى كند و اگر خودش هم به سرّ مردم پى برد بازگو نمى كند.
لطيف الحركات، حلو المشاهدة، كثير العبادة، حسن الوقار، ليّن الجانب.
حركات مؤمن توأم با لطف و ديدارش شيرين، عبادتش زياد است و حركات سبك از او سر نمى زند و نرمش و محبّت دارد.
حليماً اذا جهل عليه، صبوراً على من اساء اليه، يُبجّل الكبير و يرحّم الصغير.
مؤمنان
كامل الايمان در مقابل جهل جاهلان بردبار و در مقابل بدى صبورند و به
بزرگان احترام مى كنند و كوچك ها را مورد نوازش قرار مى دهند.
اميناً على الامانات، بعيداً من الخيانات، إلفه التُّقّى و حِلْفُهُ الحيا، كثير الحَذَر، قليل الزلل.
مؤمن
كامل شخصى امانت دار است و از خيانت دورى مى كند، دوست او تقوى و هم
پيمانش حيا است، در مقابل خطرات مواظب است و گمراهى او كم است.
وقوراً، صبوراً، رضياً، شكوراً
مؤمن كامل شخصى با استقامت و در برابر ناملايمات صبور است، به قضاء الهى راضى و در مقابل نعمت ها شكرگزار است
قليل الكلام، صدوق اللسان.
مؤمن كم سخن مى گويد و راستگو است
إن
سلك مع اهل الدنيا كان اكيسهم و إن سلك مع اهل الآخرة كان أورعهم لا يرضى
فى كسبه بشبهة ولا يعمل فى دينه برخصة يعطف على اخيه بزلّته و يرعى ما مضى
من قديم صحبته.
مؤمن كامل كسى است كه اگر در كنار اهل دنيا قرار
گيرد از همه باهوش تر است و در صف اهل آخرت باتقواترين است در كسب و كارش
سراغ شبهات و در دينش سراغ رخصت ها نمى رود اگر برادرش لغزشى كرد مى گذرد
و سوابق حسنه دوستش را فراموش نمى كند.
طلب – عشق – معرفت – استغناء – توحيد- حيرت و فنا يعني بقاء در ذات او يا فناء في الله
گفت ما را هفت وادي در ره است
چون گذشتي هفت وادي درگه است
اول مرحله طلب:
در اين مرحله سالك راه حقيقت بايد مردانه گام در راه نهد و از خود بگذرد و همت قوي دارد و در همه حال و همه جا يار را بجويد و به دنبال او كه در درون وي است، كند و كاو و جستجو نمايد. اين وادي وادي پر خطري است ولي سالك نبايد وحشتي به دل راه دهد؛ سر تا پا تسليم رضاي او باشد و بكوشد تا بيابد كه عاقبت جوينده يابنده بود:
چون فرود آيي به وادي طلب
پيشت آيد هر زماني صد تعب
جد و جهد آنجات بايد سالها
زانكه آنجا قلب گردد حالها
دوم مرحله عشق:
درين وادي وجود طالب و سالك مالامال از عشق و شوق و مستي مي گردد و چون صراحي لبريز مي شود. عشق وجودش را چنان پر مي سازد كه يكسره آتش سوزان مي شود و در تب و تاب مي افتد. عشق به پروردگار به صورت عشق به همه مظاهر هستي كه جلوه رخ دوست هستند، نمودار مي گردد و در عين سوز و گداز و اشتعال درون سر تا پا خوبي و صفا و صلح و آشتي مي گردد. مي سوزد و به ياد دوست، همه كس و همه چيز را دوست مي دارد:
زنده دل بايد درين ره مردكار
تا كند در هر نفس صد جان نثار
درين حال سالك خود را در مسير و جريان كل كاينات مي بيند و با تمام ذرات هستي همراه و همراز مي گردد؛
سوم مرحله معرفت:
كه عبارت است از شناخت و به نظر عرفا اصل معرفت شناخت خداوند و به قول هجويري كه در كشف المحجوب مي فرمايد: «معرفت حيات دل بود به حق، و اعراض سر جز از حق، و ارزش هر كس به معرفت بود و هر كه را معرفت نبود بي قيمت بود. نسبت به نفس خود و ذات حقيقت شناخت پيدا مي كند و چشم دل و جان وي، چشم سر و چشم دروني وي باز مي شود و بنا به تعبيري در اينجاست كه عارف پاكدل چشم جانش به حقايق و رموز دستورهاي دين و هدف انبياء باز مي گردد:
جان ما را تا به حق شد چشم باز
بس كه گفت و بس گل معني كه رفت
پاك رو داند كه در اسرار عشق
بهتر از ما راهبر نتوان گرفت
چهارم مرحله استغنا:
درين مرحله صوفي و سالك چنان به «او» متكي مي گردد كه از همه چيز و همه كس جز او بي نياز مي گردد: و خود را در كوي امن و رجا مستغني مي يابد و از همه مال و مقام و جلوه هاي وسوسه انگيز زندگي بيكباره دل مي كند و طمع مي برد:
اي بس كه چو پروانه پر سوخته زان شمع
در كوي رجا دامن پندار گرفتيم
و
اين مرحله رسيدن به فقر سلوكي است كه استغناي كامل و بي نيازي به همه چيز
است و اين همان است كه پيامبر اكرم مي فرمود: الفقر فخري. كه رسيدن به اين
مرحله و پشت پا زدن به هوس ها و جلوه هاي دنيايي، پا گذاردن بر سر افلاك و
نه گنبد ميناست و اينجاست كه سالك مي تواند با افتخار خود را بالاتر و
برتر از حطام دنيا و زخارف خاكي مشاهده كند و صفات خداوندي را در وجودش
متجلي ببيند
پنجم مرحله توحيد: اكنون عارف به مرحله توحيد مي رسد
«چشم دل باز مي كند كه جان بيند» در اين حال مشاهده مي كند كه در جهان
«يكي هست و هيچ نيست جز او» و بر هر چه بنگرد او را در وي مي بيند. حضرت
علي عليه السلام مي فرمايد:
ما نظرت في شيء الا و ما رأيت الله فيه
به دريا بنگرم دريا ته بينم
به صحرا بنگرم صحرا ته بينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بينم
عارف مي بيند كه همه چيز مظهر زيبايي اوست:
اي گرفته حسن تو هر دو جهان
در جهالت خيره چشم عقل و جان
جان تن جانست و جان جان تويي
در جهان جاني و در جاني جهان
وي حتي جدا دانستن حق را از خود و از عالم هستي كه جلوه رخ دوست است دوگانگي مي داند، به مصداق كنت كنزا مخفيا، معتقد است كه جهان هستي تجلي و جلوه رخ دوست است و هر چه هست اوست و جز او هيچ نيست
ششم مرحله حيرت:
در اين مرحله در دل عاشق و اهل الله در وقت تامل و تفكر و حضور، حيرت و سرگرداني وارد مي شود و آنگاه او را متحير مي سازد و در طوفان فكرت و معرفت سرگردان مي شود و هيچ باز نداند.
اگر عيان كني زنديقي، اگر شاهد شوي متحير گردي، ليكن حيرت در حيرت و بيابان در بيابانرسدي به عالم عدم در عدم و در آن متحير شدي تا نداني كه تو كيستي. آنگه در تو انوار قدم پيدا شود و تو را در خود باقي گرداند. به او بماني و به نعت تحير و عجز از ادراك آن و حقيقت آن
در رهت حيران شدم اي جان من
بي سرو سامان شدم اي جان من
اين مرحله مرحله نيستي و محو شدن سالك است از خود و بقاي اوست در حق. در اين حال منيت و خود خواهي وي به همراه همه صفات
مذموم و ناپسند نابود مي شود و وجودش زنده
مي گردد به صفات پسنديده و محمود الهي
درين مرحله است كه انسان به آزادگي مطلق مي رسد .
فنا پايان راه سير الي الله است و شروع بقاء بالله و يا شروع سير في الله. در اين حال است كه انسان متخلق به اخلاق الله مي گردد و لياقت جانشيني خدا را و جايگاه خليفة الهي را پيدا مي كند و چنان غرق درياي افعال الهي مي شود كه نه خود را و نه غير را اراده اي نبيند جز فعل و اراده و اختيار مطلقه حق تعالي. در اينجا سالك به ايمان كامل مي رسد و تسليم محض است. يعني مسلمان واقعي كه هدف غائي و نهائي اسلام و هر دين توحيدي ديگر تسليم محض بنده است به اراده و مشيت او.
در سوره شريفه حجرات آيه 14 مي خوانيم كه: «باديه نشينان گفتند ايمان آورديم. بگو ايمان نياورديد و لكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز ايمان به دلهاي شما وارد نشده است».
عطار مي فرمايد:
چونكه گردي فاني مطلق ز خويش
هست مطلق گردي اندر لامكان
از جمعي از بزرگان و مشايخ شيعه و استادان نقل است كه مي
فرمودند: از براي هر مطلبي از مطالب و رغائب،هنگامي كه راهها بر تو بسته
شده است،اين دعا را هفتاد و يك مرتبه با نيت صحيح و اعتقاد صالح و توجه به
وجود مقدس خداوند مهربان و توجه به معني اين دعا كه حاوي اسم اعظم الهي
است را بخوان
زيرا كه از ان ماجراهاي شگفت نقل مي كنند و از ان
عجايب ديده شده است و بسياري از علماء و بزرگان در اين دعا همه ادعاي
تجربه كرده اند و فرموده اند اگر شب بخواند روز اثر انرا بيند و اگر روز
بخواند شب به مطلب رسد و از اين جهت بسيار سريع التاثير است و دعا اين است:
يا حَيُّ يا قَيّوم يا حَليم يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنون اِلاّ مَنْ اَ تَي الله
بِقَلْبٍ سَليمْ وَ اُزْلِفَتِ الْجَنََّةُ لِلْمُتََّقينَ غَيْرَ بَعيد
دوستان
اگر اين عمل را با طهارت و در خلوت و رو به قبله و با شرايط گفته شده در
بالا انجام دهيد قطعا بي بهره نخواهيد بود و حقيقتا اين يكي ديگر از دارو
هاي معنوي است كه تقديم به شما شد،لكن همچون ساير اعمال توجه و حضور قلب
به خداوند قادر را مي طلبد و دل شكسته مي خواهد نه مغرور و خودخواه و يا
آز مايش كننده را ،اميد است اين گنجينه معنوي وسيله و واسطه اي باشد براي
تقرب به خداوند متعال زيرا در ان هنگام عارف هر چه بر زبان راند محبوبش از
لطف و مهربانيش برايش اجابت مي كند.
ارسالی از آناهیتا جان
بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم
نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب
تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب لی اِلیَ اللهِ حاجَتی وَعَلَیهِ
مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَرَمَیتَ مُنقَضی فی ظِللّ اللهِ وَیُضِلل
اللهُ لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ
بِنُبُوَّتِکَ یامُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ
اَدرِکنی بِحقِّ لُطفِکَ الخَفیَّ اللهِ اَکبَرُاَنامِن شَرِّ اَعدائکَ
بَریءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَی وَعَلَیکَ مُعتَمِدی بِحقِّ إِیاکَ
نَعبُدُ وَ إَِیاکَ نَستَعینُ یااَبالغَیثِ اَغِثنی یااَبَاالَحَسَنَین
اَدرِکنی یاسَیفَ اللهُ اَدرِکنی یابابَ اللهِ اَدرِکنی یاحُجَّهَ اللهِ
اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقَّ لُطفِکَ الخَفیَّ یا
قَهّارُتَقَهَّرتَ بِالقَهرِوَالقَهر ُفی قَهرِ قَهرکَ یاقَهارُ
یاقاهِرَالعَدُوّ یاواِلیَ الوَلِیَّ یا مَظهَرَ العَجائِبِ یامُرتَضی
عَلِیُّ رَمَیتَ مِن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَسَیفِ اللهِ القاتِلِ
اُفَوَّضُ اَمری اِلیَ اللهِ اِنَّ اللهُ بَصَیرٌ بِالعَبادِوَاِلحُکُم
اِلهٌ واحِدٌ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ اَدرِکنی یاغیاثَ
المُستَغییَنِ یا دَلیلَ المُتَحیِّرِینَ یااَمانَ الخائِفینَ یامُعینَ
المُتَوَکِلینَ یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ بِرَحمَتِکَ
وَصَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَجمَعین وَ الحَمدُ
اللهِ رَبِّ العالَمین.َ
روایت شده هر کس این دعا را هفت مرتبه بخواند اگر مشکلی برای او پیش آید انشاءالله رفع خواهد شد و یا تحمل آن آسان می گردد.
طریقه ختم ناد علی (ع)
طریقه ختم ناد علی کبیر آن است که اگر کسی را مهمی عظیم پیش آید آن را هفت نوبت بخواند به نیت آن مهم البته برآورده شود و اگر نزد بزرگی یا امیری روی روزی سه مرتبه ناد علی را بخوان و بر جمیع اعضای خود بدم، محب و مخلص تو شود و اگر به نیّت فرزند بخوانی حقتعالی به تو فرزند کرامت کند اگر خواهی شخصی را مسخّر خود گردانی در شب جمعه چهارده مرتبه به نام او بخوان و صد بار صلوات بر محمد و آل محمد بفرست البته مسخّر تو گردد و هر چه گوئی از سخن و صلاح تو بدر نرود و اگر بعد از نماز صبح به نیت مال نه مرتبه بخوانی غنی شوی و اگر جهت ادای قرض پانزده روز، روزی بیست و دو مرتبه بخوانی ادا شود و اگر زنی دیر زاید پنج نوبت بر آب بخوان و بخورد آن زن زود زاید و اگر کسی این دعا را با خود دارد از شرّ جمیع حیوانات و جنّ و انس در امان باشد و هر که شک آورد البته کافر است
(( ابن عباس )) فرمود:
يكروز در خدمت حضرت اميرالمؤمنين(ع) بودم .
شخصى
در حالى كه رنگش پريده بود، محضر مقدس حضرت شرفياب شد، و گفت : يا
اميرالمؤمنين ، من هميشه بيمارم و دردهاى زيادى دارم ، از شما خواهشمندم
كه دعايى به من بيآموزيد كه بوسيله آن دعا بيماريم رفع گردد و صحّت خودم
را باز يابم .
((حضرت على (ع ))) فرمود:
من دعايى به تو ياد مى دهم
كه حضرت جبرئيل (ع) آن را به پيغمبر اسلام (ص) آموخت ، در وقتى كه حسن (ع)
و حسين(ع) مريض بودند. و آن دعا اين است :
اِلهى كُلَّما
اَنْعَمْتَ عَلَىَّ نِعْمَةً قَلَّ لَكَ عِنْدَها شُكْرى وَ كُلَّما
ابْتَلَيْتَنى بِبَلِيَّةٍ قَلَّ لَكَ عِنْدَها صَبْرى فَيا مَنْ قَلَّ
شُكْرى عِنْدَ نِعَمِهِ فَلَمْ يَحْرِمْنى وَ يا مَنْ قَلَّ صَبْرى عِنْدَ
بَلائِه فَلَمْ يَخْذُلْنى وَ يا مَنْ رَانى عَلَى الْمَعاصى فَلَمْ
يَفْضَحْنى وَ يا مَنْ رَانى عَلَى الْخَطايا فَلَمْ يُعاقِبْنى عَلَيْها
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍوَالِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْلى ذَنْبى وَ اشْفِنى مِنْ
مَرَضى اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.
(( ابن عباس )) مى گويد:
آن مرد را بعد از يكسال ديدم ، در حالى كه رنگش نيكو وقرمز شده بود، و گفت :
در هيچ دردى اين دعا را نخواندم مگر اينكه در آن شفا يافتم .
و بر هر سلطانى كه وارد مى شدم و از او مى ترسيدم اين دعا را مى خواندم ، خداوند متعال به بركت اين ختم شرِّ او را از من دور مى كرد.
دعاى آن حضرت در تسبيح و تنزيه خداوند در روز دهم و يازدهم ماه
سبحان
خالق النور، سبحان خالق الظلمة ، سبحان خالق المياه سبحان خالق السماوات ،
سبحان خالق الارضين ، سبحان خالق الرياح و النبات ، سبحان خالق الحياة و
الموت ، سبحان خالق الثرى و الفلوات ، سبحان الله و بحمده . (صحيفة الرضا،
ص 41. توحيد صدوق ، ص 137)
دعاى آن حضرت در قنوت نماز وتر
هفتاد مرتبه : (استغفرالله و اساله التوبة ). (صحيفة الرضا، ص 83. عيون الاخبار الرضا، ج 2، ص 180)
ايضا دعاى آن حضرت در قنوت
رب اغفر و ارحم ، و تجاوز عما تعلم ، انك انت الاعز الاجل الاكرم . (صحيفة الرضا، ص 87. عيون الاخبار الرضا، ج 2، ص 182)
دعاى آن حضرت در تعقيب نماز صبح و اسم اعظم الهى
از حضرت امام رضا عليه السلام روايت شده كه فرمود: هر كه بعد از صبح صد بار بگويد:
بسم الله الرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم .
اين سخن از سياهى چشم به سپيدى آن نزديكتر به اسم الهى است . (صحيفة الرضا، ص 97. بحار، ج 86، ص 162)
دعاى آن حضرت در نماز استسقاء
روايت
شده پس از آن كه مامون آن حضرت را به ولايتعهدى منصوب كرد مدتى باران
نباريد، بعضى از اطرافيان مامون و دشمنان آن حضرت مى گفتند: بنگريد آن گاه
كه على بن موسى نزد ما آمد و ولايتعهد شد باران قطع گرديد: تا آن جا كه
گويد: در روز دوشنبه براى طلب باران آن حضرت به صحرا آمد و مردم مى
نگريستند، ايشان بالاى منبر رفت ، پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
اللهم
يا رب انت عظمت حقنا اهل البيت ، فتوسلوا بنا كما امرت ، و اسلوا فضلك و
رحمتك و توقعوا احسانك و نعمتك فاسقهم سقيا نافعا عاما غير رائث و لا
ضائر، و ليكن ابتداء مطرهم بعد انصرافهم من مشهدهم هذا الى منازلهم و
مقارهم . (صحيفة الرضا، ص 105. عيون الاخبار الرضا، ج 2، ص 167)
مروى است در محلى كه نمرود ابراهيم خليل عليه السلام را در آتش افكند، حضرت ابراهيم اين دعا را خواند و آتش فرو نشسته و نجات يافت .
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انى اسئلك يا الله يا الله يا الله يا الله انت المرهوب يرهب منك جميع خلقك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت الرفيع فى عرشك من فوق سبع سمواتك و انت المظل على كلشى ء لا يظل شى ء عليك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت اعظم من كلشى ء فلا يصل احد عظمتك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا نور النور قد استضاء بنورك اهل سمواتك و ارضك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله لا اله الا انت تعاليت ان يكون لك شريك و تكبرت ان يكون لك ضد يا نور النور يا نور كل نور حامد لنورك يا مليك كل مليك ، تبقى و يفنى غيرك يا نور النور يا من ملا اركان السموات و الارض بعظمته يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا هو يا هو يا من ليس لهو يا من لا هو الا هو اغثنى الساعة الساعة يا من امره كلمح البصر او هو اقرب باهيا شراهيا اذونى اصباوث آل شداى يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا غايه منتهاه و رغبتاه . (بحارالانوار، ج 95، ص 355)
دعاى حضرت يعقوب عليه السلام ، دعاى رفع غم
اين دعا
براى رفع غم و تعجيل فرج و آمدن غايب اثر عظيم دارد. حضرت يعقوب بعد از
خواندن اين دعا بوى پيراهن يوسف را شنيد. امام پنجم عليه السلام فرمود:
هنوز سفيدى صبح نزده بود كه پيراهن را آوردند و بر او افكندند، و خداوند
بر او چشم و فرزندش را رد كرد.
يا حسن الصحبة يا كريم المعرفة يا خبر اله ائتنى بروح منك و فرج من عندك يا من لا يعلم كيف هو الا هو يا من سد الهواء بالسماء و كبس الارض على الماء و اختار لنفسه احسن الاسماء ائتنى بروح منك و فرج من عندك . (بحارالانوار، ج 95، ص 195)
دعا به هنگام غذا خوردن
موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: امام صادق عليه السلام وقتى غذائى را برايش مى آوردند مى گفت :
بسم
الله و بالله و هذا من فضل الله و بركة رسول الله صلى الله عليه و آله و
آل رسول الله عليهم السلام اللهم كما اشبعتنا فاشبع كل مومن و مومنة و
بارك لنا فى طعامنا و شرابنا و اجسادنا و اموالنا. (صحيفة الكاظمية ، ص
417. مستدرك ، ج 16، ص 278)
دعا به هنگام پوشيدن لباس نو
امام كاظم عليه السلام فرمود: براى هر يك از شما سزاوار است كه چون لباس نو بپوشد، دست خود را بر آن كشد و بگويد:
الحمدلله الذى كسانى ما اوارى به عورتى و اتجمل به بين الناس .(صحيفة الكاظمية ، ص 416. بحار، ج 48، ص 31)
دعاى جامعى براى دنيا و آخرت
فضل بن يونس از حضرت ابى الحسن (موسى بن جعفر عليه السلام ) حديث كند كه آن حضرت به من فرمود اين دعا را بسيار بخوان :
اللهم لا تجعلنى من المعارين و لا تخرجنى من التقصير.
(يعنى
بار خدايا مرا از عاريت داده شدگان (ايمان ) قرار مده و از تقصير بيرون
مبر) گويد: من عرض كردم : اما عاريت داده شدگان ، معنايش را دانستم ، ولى
معناى مرا از تقصير بيرون مبر چيست ؟ فرمود: هر كارى را كه به خاطر خداى
عزو جل انجام دهى پس خود را در آن كار پيش خود مقصر بدان ، زيرا كه همه
مردم در كارهايشان ميان خود و خداى عز و جل تقصير كار و مقصرند). (كافى ،
ج 4، ص 370. صحيفة الرضا، ص 419)
دعا به هنگام تراشيدن موى سر
زيد نرسى گويد: ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: هرگاه خواستى موى سرت را بگيرى (كوتاه كنى ) از پيشانى و شقيقه ها و از پشت سر شروع كن كه سنت چنين است و بگو:بسم الله و على ملة ابراهيم و سنة محمد و آل محمد حنيفا مسلما و ما انا من المشركين اللهم اعطنى بكل شعرة و ظفرة فى الدنيا نورا يوم القيامة . الهم ابدلنى مكانه شعرا لا يعصيك تجعله زينة فى الدنيا و نورا ساطعا يوم القيامة . (صحيفة الكاظمية ، ص 414)
سلام
.
یه سلام گرم و بی آلایش اما پر از احساس لطیف دوستی به همه بر و بچه های
خوب سایت. هفته گذشته بخاطر مشکلی که داشتم خدا توفیق داد و خدمت حاج آقا قنبری
قائم یا "پیرمهر" که خیلی ها ایشون رو به نام "حاجی نباتی" یا "دکتر نباتی" میشناسن،
رسیدم.
روز
شنبه خودم رو با پرواز رسوندم به تهران تا یکشنبه خدمت آقا برسم. شماره 44
رو بهم داده بودن. اینکه چطور شنبه رو به صبح یکشنبه رسوندم، بماند. صبح
یکشنبه ساعت 6صبح زدم بیرون. نسیم صبح خنکای سوزناکی داشت، بخصوص برای ما
جنوبیها! شلوغ نبود. سریع ماشین گرفتم و دربست رفتم تا اين آدرس:
دارالشفاء
قائم. تهران، تجريش، میدان قدس، خیابان دزاشیب، کوچه رمضانی(کوچه جنب آتش
نشانی)، بالاتر از سوپرمارکت آزادگان، بن بست دارالشفاء قائم.
تعدادی
اونجا ایستاده بودن و تعدادی هم توی ماشینهاشون دور از سوز کم و بیش سرد
صبحگاهی شمال تهران منتظر بودن. دلم ضعف رفت و یادم اومد صبحانه نخوردم.
عطر نون داغ توی کوچه پیچیده بود و خبر از وجود یه نانوایی در اون
نزدیکیها میداد. ساعت شش و نیم بود و وقت داشتم. قدری بالاتر از کوچه
دارالشفاء یه نانوایی سنگکی بود. ایستادم تو صف و یه نون داغ گرفتم و
برگشتم. نون رو سه تیکه کردم. یه تيكه رو خودم برداشتم و دوتای دیگه رو
دادم به بنده خداهایی که منتظر ایستاده بودن.
لقمه
های آخر نون سنگک رو که میذاشتم دهنم، دیدم یه آقای حدودا شصت ساله و ریز
نقش که کت و شلوار طوسی پوشیده بود، اومد دم در دارالشفا و معلوم بود از
متولیان اونجاست. افرادی که منتظر بودن فرصت رو مناسب دونستن و هرکدوم
پرسش و ابهامی داشتن، میرفتن جلو و میپرسیدن و اون آقا با متانت و حوصله
جوابشون رو میداد. ساعت هفت و پانزده دقیقه، در دارالشفا باز شد و آقای
جوونی با یه دفتر که اسامی و نوبتها رو توش نوشته بودن، اومد بیرون و شروع
کرد به خوندن اسامی.
ـ شماره 1 تا 20؟... شماره 1 تا 20؟
چند
نفری اومدن جلو و هدایت شدن به داخل دارالشفا. موقع داخل شدن هم یه پلاک
زرد رنگ که روش شماره اشون نوشته شده بود به همراه یه تیکه کاغذ سفید به
اندازه کارت ویزیت میدادن دست طرف.
ـ شماره 20 تا 40؟... شماره 20 تا 40؟...
باز
هم چند نفر اومدن جلو. تعدای هم بودن که بدون نوبت میومدن و اصلا پذیرش
نمیشدن. خیلی ها که نوبت داشتن هم هنوز نیومده بودن و به همین خاطر من که
شماره ام 44 بود، توی سری دوم بیمارها جا گرفتم.
ـ شماره 40 تا 60؟...
و
من سریع خودم رو معرفی کردم. یه پلاک زرد رنگ و یه تیکه کاغذ بهم دادن و
رفتم داخل. یه راهرو ال مانند رو طی کردم و رسیدم به یه سالن که چشم
اندازی به یه باغچه باصفا و سرسبز داشت. بوی خوش عود تمام فضای سالن رو پر
کرده بود. دور تادور سالن كه نيمه تاريك بود، نیمکتهای چوبی چیده بودن و
در واقع اونجا سالن انتظار بود. روی دیوارها هم جز قاب تعویذ جامع "پیر
مهر"، آیات و روایات قرآنی و عکس مرحوم حافظیان (استاد حاج آقا قنبری
قائم) چیز دیگه ای ندیدم.
مریضهاي گروه اول سریع میومدن بیرون از اتاق. قدری استرس داشتم. نفر اول گروه دوم بیمارها بودم. گروه اول که تموم شد یه آقای
میانسال با بیانی متین خطاب به حاضرین گفت: توجه بفرمایین، نباتی رو که
آقا مرحمت فرمودن توی آب حل میکنید و شب قبل از خواب و صبح ناشتا به
اندازه یه ته استکان میل میکنین... حالا به ترتیب شماره بفرمایین تو...
همه
پاشدن و من هم اول همه رفتم تو اتاق حاج آقا. چهره نورانی دارن. لباس
یکدست سفید پوشیده بودن و کلاه سفیدی هم بر سر داشتن. محاسنشون هم بلند و
سفید بود و عینک به چشم داشتن. اگه اشتباه نکنم روی یه کرسی و قدری بالاتر
از زمین نشسته بودن و یه میز چوبی هم جلوشون بود. نزدیک شدم و سلام کردم و
دو زانو خدمت آقا نشستم. همین که اومدم بگم: آقا! اختلال دوقطبی... دیدم
حاج آقا دستشون رو نزدیک سرم گرفتن و چشماشون رو بستن و زیر لب زمزمه
میکنن و دستشون رو از حوالی پیشونی ام تا زیر چانه ام حرکت دادن. بعد هم
تکه نباتی رو توی همون کاغذی که دم در بهم داده بودن پیچیدن و دستور
استفاده اش رو فرمودن و گفتند مجددا خدمتشون برسم...
***
اونچه خوندید تجربه شخصی و عینی من بود. برای آگاهی شما عزیزان لازمه مطالبی رو عرض کنم:
نوبت برای بیماریها فقط و فقط از طریق تلفن داده میشه شرایط نوبت گرفتن اینه:
شرایط نوبت گرفتن
روزهای ملاقات: فقط روزهای یکشنبه و چهارشنبه ساعت 7 صبح تا 11:30 می باشد.
توجه:
خانمها باید با محارم (لزوما" همسر) مراجعه نمایند. چنانچه ازدواج نکرده
باشند، با پدر و چنانچه همسر یا پدر فوت شده باشند میتوانند با پسر یا
برادر خود مراجعه نمایند.
پذیرش صبح ها برای بیماریها است و فقط با تماس تلفنی و فقط و فقط با شماره ٢٢٢۵٣٣٧٠ از ساعت 7 صبح الی ١٣صرفا به تماس آقایان جواب داده میشود. خانمها از طریق یکی از آقایان منزلشان تماس بگیرند.
با تماس در روز دوشــــنبه برای پذیرش بیمار در روز چهارشنبه نوبت داده میشود.
با تماس در روز پـنج شـنبه برای پذیرش بیمار در روز یکشـنبه نوبت داده میشود.
بعدالظهر روزهای یکشنبه و چهارشنبه از ساعت 12 ظهر تا 2 بعدالظهر فقط برای مشکلات کاری و دعای اولاد و ... نوبت در همان روز و به شکل حضوری بعد از اذان ظهر در همان مکان داده میشود.
توجه: برای مشکلات کاری لازم است به مدت یک هفته نماز قضا نداشته باشید تا پذیرش شده و جواب بگیرید. این مدت برای دعای اولاد و بچه دار شدن 40 شبانه
روز است.
آدرس دارالشفاء قائم: تهران، تجریش، میدان قدس، خیابان دزاشیب، کوچه رمضانی(کوچه جنب آتش نشانی)، بالاتر از سوپرمارکت آزادگان، بن بست دارالشفاء قائم.
1)
حاج آقا حسین قنبری قائم شاگردی ندارند. ظاهرا برخی افراد با سوء استفاده
از حسن شهرت آقا و استفاده از عکس ایشان، خود را شاگرد حاج آقا معرفی
نموده اند که مورد تایید نیستند. بنابراین به هوش باشید در دام این افراد
نیفتید.
2) هیچ شماره تلفنی به جز شماره ای که گفته شد برای گرفتن نوبت وجود ندارد. برخی با اعلام شماره های دیگر قصد سوء استفاده دارند.
ارسالی از اقا محسن
موسى بن بكر از حضرت كاظم عليه السلام حديث كند كه : (براى پرداخت بدهكارى كه داشتم اين دعا را) براى من در كاغذ نوشت :
اللهم اردد الى جميع خلقك مظالمهم التى قبلى ، صغيرها و كبيرها فى يسر منك و عافية و ما لم تبلغه قوتى و لم تسعه ذات يدى و لم يقو عليه بدنى و يقينى فاده عنى من جزيل ما عندك من فضلك ثم لا تخلف على منه شيئا تقضيه من حسناتى ، يا ارحم الراحمين اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان الدين كما شرع و ان الاسلام كما وصف و ان الكتاب كماانزل و ان القول كما حدث و ان الله هو الحق المبين ذكر الله محمدا و اهل بيته بخير و حيا محمدا و اهل بيته بالسلام . (كافى ، ج 4، ص 337. صحيفة الكاظمية ، ص 293)
دعاى سريع الاجابة از امام كاظم عليه السلام
در
روايتى منقول است كه اسحاق بن جعفر برادر امام كاظم عليه السلام به امام
عرض كرد: قربانت گردم آن دعايى را كه خوانديد، به من نيز ياد دهيد. فرمود:
باشد، ولى آن را به كسى كه شايستگى ندارد، ياد مده و تنها به كسانى كه از
شيعيان ما هستند، تعليم كن ، آن گاه فرمود بنويس و من دعارا نوشتم :
يا
سابق كل فوت يا سامعا لكل صوت قوى او خفى ، يا محيى النفوس بعد الموت ،
لا تغشاك الظلمات الهندسية و لا تشابه عليك اللغات المختلفة و لا يشغلك شى
ء عن شى ء، يا من لا يشغله دعوة داع دعاه من السماء يا من له عند كل شى ء
من خلقه سمع سامع ، و بصر نافذ. يا من لا تغلطه كثرة المسائل ، و لا يبرمه
الحاح الملحين ، يا حى حين لا حى فى ديمومة ملكه و بقائه ، يا من سكن
العلى و احتجب عن خلقه بنوره ، يا من اشرقت لنوره دجى الظلم ، اسالك باسمك
الواحد الاحد الفرد الصمد الذى هو من جميع اركانك صل على محمد و اهل بيته
! (سپس حاجت خود را بخواه )(صحيفة الكاظمية ، ص 297. بحار،ج 92، ص 161)
سلام به دوستان گلم
ده کارت اینترنت شبانه هر کدوم 100 ساعت
از 2 تا 9 بامداد
براتون میذارم ، استفاده کنید
که جمعا حدود هزار ساعت شبانه
هست و 4 ماه اعتبار دارند
کارتها مال شرکت هیوا هست و سرعتش
هم 56 کیلو بایت
شماره اتصال شون به اینترنت اینه
9711310
9713212
9713209
9713207
--------------------
username: sm95399570
password: 22316015
--------------------
username: sm85058090
password: 88183023
--------------------
username: shk8547507
password: 81759482
--------------------
username: shk8547496
password: 89677440
--------------------
username: sm22799371
password: 86060614
--------------------
username: snmr7769193
password: 53578886
---------------------
username: shk8547508
password: 84009528
--------------------
username: shk8547506
password: 48144297
--------------------
username: sh19821273
password: 11746129
--------------------
السلام ای حضرت سلطان عشق
میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد
نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن
حضرت رضا علیه السلام مبارک باد
در حديث صحيح از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه هفت چيز است كه اگر در برابر مسافر ظاهر شود براى او شوم است : 1 - كلاغى كه فرياد كند از جانب راست او 2 - سگى كه دم بجنباند. 3 - گرگى كه بر دم خود نشسته باشد و بر روى او فرياد كند، پس سه مرتبه بلند شود و پست شود. 4 - آهوئى كه از جانب راست او بيايد و به جانب چپ او برود. 5 - جغدى كه فرياد كند. 6 - زن پير سفيد موئى كه رو به روى او بيايد. 7 - ماده الاغى كه گوشش بريده باشد. پس كسى كه از ديدن آن ها ترسى به خاطرش بيايد بگويد:
اعتصمت بك يا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك . چون اين را بگويد ضررى به او نرسد، انشاء الله (حلية المتقين ، ص 516. صحيفة الكاظمية ، ص 407)
امام رضا عليه السلام فرمايد: پدرم (موسى بن جعفر عليه السلام ) وقتى از منزلش خارج مى شد اين دعا را مى خواند:
بسم الله الرحمن الرحيم خرجت بحول الله و قوته لا بحول منى و لا قوتى بل بحولك و قوتك يا رب متعرضا لرزقك فاتنى به فى عافية . (كافى ، ج 4، ص 320، صحيفة الكاظمية ، ص 409)
دعاى هنگام سوار شدن بر وسيله
ابراهيم بن عبدالحميد گويد: امام كاظم عليه السلام فرمود:رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : هر كس به هنگام سوار شدن بر وسيله خود اين دعا را بخواند جان خود و مركبش در امان باشد تا وقتى پياده شود:
بسم الله و لا حول و لا قوة الا بالله الحمدلله الذى هدانا لهذا و سبحان الذى سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنين . (صحيفة الكاظمية ، ص 408. ثواب الاعمال )
على بن جعفر از برادرش امام موسى كاظم عليه السلام روايت كند كه فرمود: تبتل ، بريدگى و انقطاع به درگاه خداوند، اين است كه هنگام دعا كردن ، دو كف دستهايت را به آسمان بلند كنى ، و ابتهال و زارى كردن اين است كه دو دست را بلند كنى و پيش بياورى ، و رغبت و شوق اين است كه كف دو دستت را به آسمان بلند كنى و رو به روى صورتت قرار دهى ، و رهبت و ترس اين است كه دستهايت را با هم تا صورت بلند كنى ، و تضرع و فروتنى كردن اين است كه دو انگشتت را حركت دهى ، و با آن دو اشاره كنى .(صحيفة الكاظمية ، ص 37)
دعائى براى عاقبت بخيرى و با حال توبه از دنيا رفتن
امام
موسى كاظم عليه السلام روايت كند كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد: هر
كس به هنگام شنيدن اذان صبح و اذان مغرب ، اين دعا را بخواند و سپس در آن
روز يا شب بميرد، در حالت توبه از دنيا رفته است :
اللهم انى اسئلك
باقبال ليلك و ادبار نهارك و حضور صلواتك و اصوات دعاتك و تسبيح ملائكتك
ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تتوب على انك انت التواب الرحيم . (صحيفة
الكاظمية ، ص 35)
دعا براى نجات از ستم ستمگران
جعفر بن سليمان گويد: كسى به امام ابى الحسن موسى كاظم عليه السلام گفت ، بعضى از پسرعموها و بستگانم بر من ستم مى كنند، امام فرمود: اين ذكر را صد مرتبه بعد از طلوع آفتاب بگو:
ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله اشهد و اعلم ان الله على كل شى ء قدير پس اين كار را كرد و از ستم آن ها نجات يافت . (صحيفة الكاظمية ، ص 45)
الحمد لله الكافى ، سبحان الله الاعلى ،
حسبى الله و كفى ، ما شاء الله قضى ، سمع الله لمن دعا، ليس من الله ملجا
و لا وراء الله ملتجا. توكلت على الله ربى و ربكم . ما من دابة الا هو اخذ
بناصيتها، ان ربى على صراط مستقيم . الحمد لله الذى لم يتخذ، و لم يكن له
شريك فى الملك ، و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا. (صحيفة الزهراء
عليهاالسلام ، ص 164)
اعمال و دعاى ديگر آن حضرت قبل خواب
از
آن حضرت روايت شده : پيامبر بر من وارد شد در حالى كه بستر خواب را آماده
كرده بودم ، و فرمود: اى فاطمه نخواب جز آن كه چهار كار را انجام دهى ،
قرآن را ختم كرده و پيامبران را شفيع خود قرار داده ، و مومنين را از خود
راضى نموده ، و حج و عمده را انجام دهى ، تا آن جا كه فرمود: پيامبر
فرمود: هرگاه سوره توحيد را سه بار بخوانى ، گويا قرآن را ختم كردى ، و
هرگاه بر من و پيامبران قبل از من درود فرستى ما شفيعان تو درروز قيامت مى
شويم اللهم صل على محمد و آل محمد و صل على جميع الانبياء و المرسلين و
اولياء الصالحين و هرگاه براى مومنان استغفار كنى ، آنان از تو راضى مى
گردند، اللهم اغفر للمومنين و المومنات و المسلمين و المسلمات . و هرگاه
بگوئى : سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره
را انجام داده اى . (صحيفة الزهراء عليهاالسلام ، ص 165) از اعمال ديگر
آنحضرت قبل از خواب : (صحيفة الزهراء عليهاالسلام ، ص 167)
الله اكبر 34 مرتبه
الحمدلله 33 مرتبه
سبحان الله 33 مرتبه
از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: حضرت فاطمه عليهاالسلام از خوابهاى پريشان به پيامبرشكايت كرد، آن حضرت فرمود: هرگاه چنين خوابى ديدى ، بگو:
اعوذ بما عاذت به ملائكد الله المقربون ، و انبياء الله المرسلون و عباد الله الصالحون ، من شر روياى التى رايت ، ان تضرنى فى دينى و دنياى .
و سه بار به سمت چپ خود آب دهان بينداز. (همان)
دعاى آن حضرت براى دفع بيخوابى
يا مشبع البطون الجائعة ، و يا كاسى الجسوم العارية ، و يا ساكن العروق الضاربة ، و يا منوم العيون الساهرة ، سكن عروقى الضاربة و اذن لعينى نوما عاجلا. (صحيفة الزهراء عليهاالسلام ، ص 169)

