باغ معجزه

 

 بهت فرشتگان

«سه آیه آخر سوره مبارکه حشر را تلاوت کنید تا ملکه شما شود و اولین اثری که از آن مترتب می شود، پس از مرگ و شب اول قبر است . وقتی که ملکین از طرف پروردگار برای سؤال و جواب می آیند، در جواب «من ربک؟» (1) بگوئی: «هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهادة هو الرحمن الرحیم × هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون × هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی یسبح له ما فی السماوات و الارض و هو العزیز الحکیم » (2)


وقتی این طور پاسخ بگویی ملائکه الهی مبهوت و متحیر می شوند، چون این معرفی حق است به زبان حق، نه معرفی حق به زبان خلق .» (3)

 

گوش کردن به تغنیات ( موسیقی ساز و ضربی )(4)

ای عزیز، بکوش تا صاحب عزم و دارای اراده شوی، (5) که خدای نخواسته اگر بی عزم از این دنیا هجرت کنی، انسان صوری بی مغزی هستی که در آن عالم به صورت انسان محشور نشوی . زیرا که آن عالم، محل کشف باطن و ظهور سریره است و جرات بر معاصی، کم کم انسان را بی عزم می کند و این جوهر شریف (6) رااز انسان می رباید . استاد معظم ما می فرمودند:

«بیشتر از هر چه، گوش کردن به تغنیات، سلب اراده و عزم از انسان می کند .» (7)

 

سگ درگاه خدا

به قول شیخ بزرگوار ما: «شیطان، سگ درگاه خداست . اگر کسی با خدا آشنا باشد، به او عوعو نکند و او را اذیت نکند .»

سگ در خانه، آشنایان صاحب خانه را دنبال نکند . شیطان نمی گذارد کسی که آشنایی با صاحب خانه ندارد، وارد خانه شود . پس اگر انسانی با صاحب خانه در ارتباط است، می تواند از او بخواهد که شر سگ خانه اش را از او کم کند و از صاحب خانه بخواهد که صدای آن سگ را بخواباند . (8)

 

راهی برای اصلاح نفس

جناب عارف بزرگوار می فرمودند که:

«مواظبت به آیات شریفه آخر سوره حشر، از آیه شریفه: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد (9) تا آخر سوره مبارکه، با تدبر در معنی آن ها در تعقیب نمازها، خصوصا در اواخر شب که قلب فارغ البال است، خیلی مؤثر است در اصلاح نفس .» (10)

 

محبت دنیا، در وقت مردن

بدان که «نفس » در هر حظی که از این عالم می برد، در «قلب » اثری از آن واقع می شود . . . و سبب تعلق آن است به دنیا، و التذاذات هر چه بیشتر باشد، قلب از آن بیشتر تاثیر پیدا می کند و تعلق و حبش بیشتر می گردد تا آن که تمام وجهه ی قلب، به دنیا و زخارف آن گردد، و این منشا مفاسد بسیاری است . تمام خطاهای انسان و گرفتاری به معاصی و سیئات، برای همین محبت و علاقه است، و از مفاسد بزرگ آن ، چنان چه حضرت شیخ عارف ما، روحی فداه می فرمودند آن است که:

«اگر محبت دنیا، صورت قلب انسان گردد و انس به او شدید شود، در وقت مردن که برای او کشف شود که حق تعالی او را از محبوبش جدا می کند و ما بین او و مطلوباتش افتراق می اندازد، با سخطناکی و بغض به او از دنیا برود .»

و این فرمایش کمر شکن، باید انسان را خیلی بیدار کند که قلب خود را خیلی نگاه دارد . (11)

 

حضور قلب

همه ارباب صنایع و حرف (12) و اهل لذات و معاملات و عادات، اعمال خود را به حضور قلب انجام می دهند، به جهت آن که قلب دارای محبوب است و لذا متوجه به محبوب خواهد بود; فقط اهل عبادت، محروم از قلب اند! با آن که اس اساس پرستش و ستایش بر حضور است و حقیقتا تمام عاملین، اخطار می کنند به اهل عبادت که ما عملی نکرده ایم مگر به حضور قلب، آیا شما در تمام عمر عبادت کرده اید به حضور قلب یا نه؟ (13)

 



پی نوشت ها:

1 . یعنی: خدای تو کیست؟

2 . سوره حشر، آیه 24- 22 .

3 . آیت الله نصرالله شاه آبادی، برنامه رادیویی سیمای فرزانگان، سال 1365 .

4 . آوازها و موسیقی های مطرب .

5 . امام خمینی (ره) در کتاب آداب نماز می فرمایند که شیخ بزرگوار، شاه آبادی روحی فداه، از عزم و اراده به « مغز انسانیت » تعبیر می کردند .

6 . عزم و اراده .

7 . چهل حدیث، امام خمینی (ره)، حدیث 1، ص 8 .

8 . چهل حدیث، امام خمینی (ره)، ص 52 .

9 . سوره حشر، آیه 18 .

10 . چهل حدیث، امام خمینی، ص 207 و 208 .

11 . چهل حدیث، امام خمینی (ره)، ص 123 و 124 .

12 . حرفه ها .

13 . شذرات المعارف، شذره چهارم، معرفه 146 .

پدید آورنده : به کوشش حسن قدوسی زاده

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند 1393ساعت 17:49  توسط فریبا  | 

 


اگر بپذیریم آن چه مایه خوش بختی و شادی انسان می شود درون اوست، نه عوامل بیرونی، ارتباط بین نگرش خوش بینانه و شادكامی، روشن می گردد. روان شناسان، شادی را احساس مثبتی می دانند كه از حس ارضا و پیروزی به دست آمده است...
عبادت خداوند آثار و فوائد دنیوی و اخروی فراوانی دارد. از آیات و روایات به دست می‌آید که برای عبادات دو نوع اثر وجود دارد:
یکی اثر خاص ناشی از یک عبادت خاص؛ مانند نماز که آثار ویژه خود - مانند بازداشتن از گناه - را دارد. خداوند می‌فرماید: «و نماز را برپا دار، كه نماز [انسان را] از زشتی‌ها و گناه بازمی‌دارد».[1]
اثر دیگری که برای عبادات وجود دارد به اصل عبادت و بندگی برمی‌گردد، نه به عبادتی خاص! رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «گمان نیک، از عبادت نیک سرچشمه می‌گیرد»؛[2] یعنی کسی که اهل بندگی خداوند باشد و روح عبادت را چشیده باشد، نسبت به خداوند و یا بندگان مومن او، بدگمان نمی‌باشد.[3]
بر این اساس، این حدیث و روایات مشابه، ناظر بدان هستند که فردی که خالصانه به عبادت خدا می‌پردازد، عبادت نیکش این نتیجه را برای او به دنبال خواهد داشت که به خدا و مومنان خوش‌گمان باشد.
همچنین تفسیر دیگری نیز از این حدیث ارائه شده به این بیان که؛ گمان نیک نسبت به خدا و مسلمانان، خود از جمله عبادت‌های نیکی است که انسان را به خدا نزدیک می‌کند.[4]
شاید هر دو تفسیر صحیح باشد؛ زیرا همان‌طور که عبادت نیکو، موجب خوش‌گمانی می‌شود، خوش‌گمانی نیز موجب نیکوتر شدن پرستش خواهد شد. در همین زمینه امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «خداوند متعال به حضرت داوود(علیه السلام) وحى فرستاد؛ نعمت‌هاى ظاهرى و باطنى مرا به یاد بندگان من بیاور؛ زیرا آنها هرگاه نعمت‌هاى مرا به یاد آورند از من جز نیكى نخواهند دید، و آینده را مثل گذشته خواهند داشت.
گمان نیک آنها را وادار می‌كند تا عبادتشان نیکو شده و نیت‌ها را خالص كنند. مغرور كسى است كه در گناهان فرو رفته، ولى آرزوى مغفرت و رحمت می‌كند. كسى كه خوش‌گمان است از خدا هم اطاعت می‌كند، از او امید ثواب دارد و از عقابش می‌ترسد».[5]

آثار خوش گمانی

1-امنیت فكری: یكی از عوامل اضطراب و ناآرامی، بدبینی است، اما با خوش بینی و اعتمادورزی، ترس درونی زایل می گردد و آرامش جایگزین آن می شود. امام علی علیه السلام می فرماید:حسن الظن راحه القلب و سلامه الدین؛ (غررالحكم و دررالكلم، ج5، ص244) خوش بینی، مایه آرامش قلب و سلامت دین است.
همان‌طور که عبادت نیکو، موجب خوش‌گمانی می‌شود، خوش‌گمانی نیز موجب نیکوتر شدن پرستش خواهد شد. در همین زمینه امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «خداوند متعال به حضرت داوود(علیه السلام) وحى فرستاد؛ نعمت‌هاى ظاهرى و باطنى مرا به یاد بندگان من بیاور؛ زیرا آنها هرگاه نعمت‌هاى مرا به یاد آورند از من جز نیكى نخواهند دید، و آینده را مثل گذشته خواهند داشت
2-غم زدایی: یكی از آثار سازنده مثبت اندیشی، زدودن غبار غم و اندوه از صفحه دل است. امام علی علیه السلام می فرماید: حسن الظن یخفف الهم؛ (همان ج3 ص 583)خوش بینی، اندوه را سبك می كند.
3-محبت زایی: مثبت نگری، در ایجاد محبت نقش اساسی دارد. امام علی علیه السلام می فرماید:من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبه ؛ (غررالحكم و دررالكلم، ج5، ص973) ؛‌كسی كه به مردم خوش گمان باشد، محبت آنها را به سوی خود جلب خواهد كرد.
4- پیشگیری از گناه: بدبینی، هم خود گناه است و هم عامل بعضی از گناهان، مانند: غیبت، تهمت، تجسس و... می باشد؛ اما خوش بینی مصونیت از گناه ایجاد می كند. امام علی علیه السلام می فرماید:حسن الظن ینجی من تقلد الاثم؛ (همان، ج3، ص093)خوش گمانی، پیرو گناه را نجات می بخشد.
5-سلامت روان: اگر افراد در برخوردهای خود خوش بین باشند، گفتار و رفتار دیگران را خوب تفسیر می كنند و كمتر دچار
سوء تفاهم هایی می گردند كه زمینه را برای بروز درگیری و تنش فراهم می نمایند. در فضای بدگمانی، رفتارها و گفتارها به گونه ای خاص تفسیر می شوند؛ مثلا احترام گزاردن به دیگران به چاپلوسی و تملق ، سكوت بهمخفی كاری، حرف زدن ملایم به بی اعتنایی و سردی، قاطعیت به استبداد، صراحت به پررویی، صداقت به ساده لوحی و صمیمیت به خود شیرینی تفسیر می شود.
6- شادی و نشاط: اگر بپذیریم آن چه مایه خوشبختی و شادی انسان می شود درون اوست، نه عوامل بیرونی، ارتباط بین نگرش خوش بینانه و شادكامی، روشن می گردد. روان شناسان، شادی را احساس مثبتی می دانند كه از حس ارضا و پیروزی به دست آمده است. (ابوالفضل طریقه دار، شرع و شادی، ص42)
7- صبر و تحمل :به نظر روان شناسان، هر اندازه والانس های مثبت قوی باشد تحمل شداید و ناكامی آسان تر می گردد. اشیاء و امور یا موقعیت هایی كه جنبه داعیه دارند، دارای والانس مثبت و اشیاء و اموری كه دفع كننده اند، والانس منفی دارند. (اصول روان شناسی، ترجمه ساعتچی، ج1 ص 954)
امام رضا سلام الله علیه: مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّه‏ كانَ اللّه‏ عِنْدَ ظَـنِّهِ بِهِ ؛ هر كس به خدا خوش گمان باشد، خداوند مطابقِ گمان او، با وى رفتار مى‏كند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم بهمن 1393ساعت 9:38  توسط فریبا  | 

 

 

آیا صدای آن منادی دهنده را شنیده‌اید که بارها و بارها ما را به یاد مرگ انداخته که ‌ای انسان روزی طعم مرگ را خواهی چشید؟ ای انسان سفر طولانی پیش رو داری؟ یقین داریم که روزی داستان زندگی ما به سر خواهید رسید اما دلیل این همه بی تفاوتی را چه باید دانست؟

 

 

مرگ حقیقتی است که، دیر یا زود هر یک از ما آن را تجربه خواهد کرد. کم یا زیاد درباره مرگ و حالت آن و حوادثی که پیش روی میت قرار می‌گیرد شنیده و یا خوانده‌ایم، از معاد و روز حشر نیز کم خبر نداریم. مرگ فرآیندی عالم گیر است و نهایت آن به معاد ختم می‌شود. انسان می‌تواند آینده نگر باشد و برای آن برنامه ریزی کند. امّا آیا مرگ یکی از رویدادهایی نیست که در آینده ایی نه چندان دور با آن مواجه خواهیم شد؟

فکر کنید سفر دور و درازی پیش رو دارید که حتماً بدان سفر خواهید رفت و زمان آن نیز به طور قطعی تعیین شده است. بسته به اهمیت سفر از چندین روز قبل خودتان را برای آن آماده ساخته و وسایل و امکاناتی که در طول سفر بدان نیاز خواهید داشت را مهیّا می‌سازید. اما آیا صدای آن منادی دهنده را شنیده‌اید که بارها و بارها ما را به یاد مرگ انداخته که‌ای انسان روزی طعم مرگ را خواهی چشید؟ ای انسان سفر طولانی پیش رو داری؟ یقین داریم که روزی داستان زندگی ما به سر خواهید رسید اما دلیل این همه بی تفاوتی را چه باید دانست؟
 

یاد مرگ

«پسرکم فراوان به یاد مردن و به یاد پیشامدهای بعد از مرگ که ناگاه به آن در آیی باش و مرگ را جلو چشمان خود تصور کن تا آنگاه که نزد تو می‌آید خود را آراسته و آماده نموده و کمر خود را بسته باشی که مبادا ناگهان بیاید و تو را مغلوب سازد و در حالی که فریفته شدگی تو را دریابد. فراوان به یاد آخرت و نعمت‌ها و عذاب  دردناک آن باش که همانا یاد آخرت زهد ورزی در دنیا را به تو می‌آموزد و دنیا را نزد تو کوچک و خوار می‌سازد. و مبادا دلگرمی اهل دنیا که به دنیا دل بسته‌اند بر سر دنیا به یکدیگر می‌پرند تو را فریفته سازد. چه آن که خدا تو را از دنیا خبر داده و دنیا نیز وصف خویش را با تو در میان نهاده و از زشتی‌هایش به رایت پرده گشاده.» ( نهج البلاغه، نامه 31)
یاد مرگ سبب می‌شود انسان در کارهای خویش دقیق‌تر شده و تمام تلاش خویش را صرف زندگی چند روزه دنیایی‌اش نسازد و برنامه‌ای نیز برای آخرت خویش داشته باشد تا با آمدن مرگ غافلگیر نشود همانگونه که حضرت فرمودند: مبادا ناگهان بیاید و تو را مغلوب سازد و در حالی که فریفته شده ایی تو را دریابد
 

حضرت در این نامه فرزند خویش را به یاد مرگ دعوت می‌فرمایند چرا که از تأثیر یاد مرگ بر رفتار و روان آدمی خبر دارند و می‌دانند یاد مرگ چگونه زندگی انسان را تحت الشعاع قرار می‌دهد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات امروزه بشر این است که مرگ را از خاطر برده و یا اگر به مرگ و حقیقت آن در زندگی‌اش باور دارد در عین حال کم‌ترین توجهی بدان نداشته و نمی‌خواهد آن را بپذیرد.

 

علت غفلت از مرگ

زمانی که کودکی گریه سر می‌دهد برای اینکه او را او را آرام سازند سعی می‌کنند او را متوجه چیز دیگری سازند تا علت بی قراری‌اش را فراموش کرده و بهانه‌های قبلی را سر نگیرد مثلاً اسباب بازی‌هایش را به او نشان داده و یا سعی در خنداندن او دارند در هر صورت سعی می‌کنند به نحوی او را سرگرم و مشغول سازند که بهانه گیری‌اش و یا آنچه را که به خاطر آن گریه سر داده را از یاد ببرد. حکایت فراموشی یاد مرگ نیز از این قاعده خارج نیست. آدمی خود را سرگرم امری نموده است که او را از یاد مرگ غافل کرده و آن چیزی نیست جز دنیا. دنیایی که آباد کردن آن تمام همّ و غمّ  انسان‌ها شده. دنیایی که دیگر وسیله و واسطه نیست بلکه خود به تمامه هدف و مقصود آدمیان گشته است. او خود را در این دنیا ابدی و پایدار فرض می‌کند و مر گ را جز توهمی بیش نمی‌داند. آنقدر سرگرم دیروز و امروز و فردای دنیایی خود است که فراموش می‌کند این دنیا ایستگاهی نهایی دارد که سرانجام در آنجا توقف خواهد کرد و از آنجا راهی دیار دیگری خواهد شد.
پسرکم فراوان به یاد مردن و به یاد پیشامدهای بعد از مرگ که ناگاه به آن در آیی باش و مرگ را جلو چشمان خود تصور کن تا آنگاه که نزد تو می‌آید خود را آراسته و آماده نموده و کمر خود را بسته باشی که مبادا ناگهان بیاید و تو را مغلوب سازد و در حالی که فریفته شدگی تو را دریابد

تأثیرات یاد مرگ

مراقبه و محاسبه از عواملی هستند که در تربیت انسانی تأثیر فراوانی دارند. انسانی که همیشه به یاد مرگ و روز رستاخیر بوده همیشه خود را در حالت بیدار باش نگه می‌دارد و به این امر آگاهاست که کسی مراقب اوست و همه احوال او را زیر نظر دارد و از آن بالاتر اینکه اسرار درون وی در برابر او آشکار است و در آخر روزی خواهد آمد که تمامی اعمال کوچک و بزرگ، نیک  یا بد او حسابرسی می‌شود و پاسخ عادلانه‌ای به هر کدام داده خواد شد و این سبب می‌شود که آدمی هیچ کاری را ساده و کوچک نشمارد و به همان اندازه که نیروی مراقب و حسابرسی دقیق است او هم در انجام کارها دقیق و سخت گیر باشد.
 یاد مرگ سبب می‌شود انسان در کارهای خویش دقیق‌تر شده و تمام تلاش خویش را صرف زندگی چند روزه دنیایی‌اش نسازد و برنامه‌ای نیز برای آخرت خویش داشته باشد تا با آمدن مرگ غافلگیر نشود همانگونه که حضرت فرمودند: مبادا ناگهان بیاید و تو را مغلوب سازد و در حالی که فریفته شده ایی تو را دریابد.
یکی دیگر از اثرات یاد مرگ خوار و کوچک شمردن دنیاست دنیایی که آخرش ناکامی و کوچ و رحلت است چه ارزشی می‌تواند داشته باشد. آدمی فطرتی دارد که او را به سوی ابدیت و فناناپذیری سوق می‌دهد و از مرگ گریزان است؛ اما دنیای که در آن به سر می‌برد روزی او را در مواجهه مستقیم با مرگ قرار خواهد داد که آدمی از آن خشنود نیست لذا این دنیایی نیست که آدمی کام خود را از آن گیرد و مقصود او در جای دیگری قرار دارد و آن آخرت است و مرگ دروازه‌ای به سوی آن است پس این دنیا برای آدمی حکم مقدمه‌ای از یک کتاب را بیشتر ندارد که همانا « یاد آخرت دنیا را در نزد تو کوچک و خوار می‌سازد»
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم بهمن 1393ساعت 7:52  توسط فریبا  | 

 

 

گاهى برخى از طلاب و کسانى که به کسب علم و دانش اشتغال دارند، از پراکنده گى حواس و عدم تمرکز در هنگام مطالعه شکوه دارند و از اساتید و یا دوستان رسول خدا راه کارى براى تمرکز حواس داشته باشد، مطالب را بهتر مى فهمد و از فرصت مطالعه بیشتر استفاده مى کند.از جمله راه کارهایى که به این افراد ارایه مى شود این است که سعى کنند انگیزه و شوق خود به مطالعه را گسترش بخشند. هم چنین انتخاب محیطى آرام و بى سرو صدا و خالى از مزاحمت و عواملى که توجه انسان را به خود مشغول سازد در این امور مؤ ثر است . به این افراد توصیه مى شود با تمرین و به تدریج بکوشند که به هنگام مطالعه فکر و توجهشان فقط معطوف به مطالب کتاب گردد و از توجه با امور دیگر خوددارى کنند.
درباره نماز و ذکر و توجه به خدا نیز این سؤ ال مطرح مى شود که چه کنیم تا در هنگام نماز و گفتن ذکر خدا حضور قلب داشته باشیم و توجهمان فقط معطوف به خداوند گردد؟ پاسخ این است که در درجه اول باید تمرین و ممارست داشته باشیم . در کنار سایر عوامل ، تمرین اساسى ترین عامل براى رسیدن به هر هدفى است . در کنار تمرین ، باید سعى کنیم بهترین وقت خود را به نماز و عبادت و ذکر خدا اختصاص دهیم . باید اوقاتى به ذکر و عبادت بپردازیم که از نشاط کافى برخوردار باشیم و آمادگى بیشترى براى عبادت داشته باشیم . بدنمان در حالت اعتدال باشد. بعد از خوردن غذا و پر بودن شکم و نیز هنگامى گرسنگى و ضعف بدن ، هم چنین هنگام خستگى که نشاط و آرامش کافى نداریم ، زمان مناسبى براى عبادت و ذکر خدا نیست . در طول روز که نوعا انسان به فعالیت هاى روزانه و انجام وظایف خود اشتغال دارد، آمادگى کافى براى عبادت ندارد. هنگام استراحت بعد از ظهر و نیز پس از پایان یافتن فعالیت روزانه و مغرب ، و به خصوص نزدیک اذان صبح و بین الطلوعین فرصت مناسبى براى پرداختن به عبادت و ذکر است .
قرآن با اشاره به بهترین اوقات تسبیح و عبادت خداوند مى فرماید:
فى بیوت اءذن اءن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال ؛ (نور ( ۲۴)، ۳۶) در خانه هایى که خدا رخصت داده که (قدر و منزلت ) آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن (خانه ) هر بامداد و شامگاه او را نیایش ‍ مى کنند.
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا. و سجوه بکرة و اءصیلا؛ (احزاب (۳۳)، ۴۱-۴۲) اى کسانى که ایمان آورده اید، خدا را فراوان یاد کنید، و صبح و شام او را به پاکى بستایید.
انتخاب محل خلوت نیز در تقویت حضور قلب به هنگام عبادت و ذکر مؤ ثر است . گرچه یاد خداوند همواره پسندیده است ، اما در روایات بر مساءله خلوت با خدا و ارتباط با خدا به دور از چشم دیگران سفارش شده است . در حدیثى قدسى ، خداى متعال به حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید:
یا عیسى اءلن لى قلبک و اءکثر ذکرى فى الخلوات ؛ (اصول کافى ، ج ۲، روایت ۳، ص ۵۰۲) شیعیان ما کسانى هستند که هنگام تنهایى فراوان خدا را یاد مى کنند.
تاءکید بر عبادت در تنهایى و خلوت از آن رو است که در حضور دیگران و محیط پر سر و صدا تمرکز لازم براى توجه به خداوند میسر نمى گردد و مزاحمت ها نمى گذارد که حواس انسان جمع باشد و عبادت و ذکر خدا با حضور قلب انجام گیرد. علاوه بر این ممکن است انگیزه انسان سالم نماند و به ریا و خودنمایى آلوده گردد.پس از کار روزانه و خارج شدن از محیطهاى پر و سر صدا، انسان مى تواند به خود بیندیشد و به خداوند توجه پیدا کند و به انجام عبادت با حضور قلب بیشتر بپردازد. گرچه خداوند از ما دور نیست و از هر کس و هر چیزى به ما نزدیک تر است و به فرموده قرآن ، از شاهرگ به ما نزدیک تر است : و نحن اءقرب الیه من حبل الورید ؛ (بحار الانوار، ج ۹۳، باب ۱، روایت ۴۲) اما براى این که ما با خداوند انس بیابیم ، باید از درون قلب با او ارتباط بر قرار کنیم .
البته در آغاز که انس با خدا در ما پدید نیامده و انسان با خداوند بیگانه است ارتباط و توجه عمیق به خداوند دشوار است ، اما پس از تکرار توجه و یاد خدا و مستمر گشتن ارتباط با او، انسان با خداوند احساس آشنایى مى کند و با او انس مى یابد و پى مى برد که انس با خدا چه لذتى دارد. گاه این انس تا بدان جا مى رسد که به جز مواردى که خداوند فرمان داده که به سراغ انجام وظایف خود برود و به امور روزمره زندگى بپردازد، حاضر نیست از انس با محبوب و گفتگوى با او دل بکند.
با این مکه قرآن معمولا در صدد بیان اصول و کلیات است و وارد بیان جزئیات و تفاصیل برنامه ها نمى شود و بیان آنها را به عهده پیامبر صلى الله علیه و آله نهاده است . (و اءنزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم …؛ و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم ، تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازال شده توضیح دهى . (نحل ، ۴۵۴)) اما وقتى که به مساءله عبادت و راز و نیاز با خداوند مى رسد، به جزئیات نیز اشاره مى کند روى آنها تاءکید دارد. قرآن در جایى مى فرماید:
و سبح بحمد ربک حین تقوم . و من اللیل فسبحه و ادبار النجوم ؛ (طور (۵۲)-۴۹،۴۸) و هنگام که بر مى خیزى پروردگارت را تسبیح و حمد گوى ، و (نیز) پاره اى از شب و در فروشدن ستارگان تسبیح گوى او باش .
در جاى دیگر مى فرماید:
و اذکر اسم ربک بکرة و اءصیلا. و من اللیل فاسجد له و سبحه لیلا طویلا؛(انسان (۷۶)، ۲۵-۲۶)
و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن ، و بخشى از شب را در برابر او سجده کن و شب هاى دراز، او را به پاکى بستاى .
ما نباید این مساءله را ساده بگیریم و با بى تفاوتى از کنار آن بگذریم . قرآن که در این مورد به بیان وقت و زمان و تاءکید بر نوع عبادت مانند تسبیح و سجده پرداخته است به جهت نقش سازنده و اثر عمیق و اساسى آنها در تکامل معنوى انسان است . اگر غیر از این بود، قرآن تا بدین حد بر آنها تاءکید نمى کرد. تاءکید قرآن براى این است که ما این آداب را رعایت کنیم و به این دلیل که مستحب هستند، از انجام آنها خوددارى نکنیم . نگوییم ما وظایف واجب خود را به درستى انجام نمى دهیم ، چه رسد که به مستحبات عمل کنیم و سجده هاى طولانى داشته باشیم .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم بهمن 1393ساعت 0:34  توسط فریبا  | 



مردم عائله‌ی خدا هستند و محبوب ‌ترین مردم، نزد خدا كسی است كه نافع به حال عائله‌ی خدا باشد و خانواده‌ای را خوشحال سازد.

صدها فرشته بوسه بر آن دست می‌زنند كــز كار خلق، یك گـره بـسته وا كـند
از كعبه آیم و حسرت خورم بر آن قومی كـه از زیارت دل های خـسته می‌آیـند

دَوْرِ كعبه چرخیدن آسان است؛ چه بسا كسانی سالی چندبار، عمره بجا آورند، آن هم عمره‌ی خانوادگی، زن و بچّه را جمع كنند و دور كعبه بچرخند و برگردند.
امّا تابه حال آیا درِ خانه‌ی خسته دلی رفته و او را خوشحال كرده‌اند؟!
دختر بی ‌بضاعتی كه می ‌خواهد تهیه‌ی جهیزیه كند و ندارد؛ بی ‌مسكنی كه قسط اجاره‌اش ماه‌ها به تأخیر افتاده است و ندارد؛ آیا درِ خانه‌ی این خسته ‌دلان رفته‌اید؟!
در قرآن و در روایات بسیار زیادی بر این نکته تأکید شده که انسان نباید نسبت به مشکلات دیگران بی تفاوت باشد کسی که نسبت به مشکلات برادران مسلمان خود بی تفاوت باشد و اهتمامی نسبت به رفع مشکل آنها نداشته باشد مسلمان نمی باشد.
پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله و علیه وآله) در روایتی می فرمایند: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُم‏» (مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج71، ص339.) هر کس صبح کند و اهتمام و توجهی به مشکلات برادران مسلمان خود نداشته باشد مسلمان نیست.
از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل شده كه فرمودند:
مَنْ طَافَ بِالْبَیتِ اُسْبُوعاً كَتَبَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ سِتَّةَ آلافِ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ سِتَّةَ آلافِ سَیئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ سِتَّةَ آلافِ دَرَجَةٍ [قَالَ وَ زادَ فِیهِ إسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ وَ قَضی لَهُ سِتَّةَ آلافِ حَاجَةٍ قَالَ ثُمَّ قَالَ] وَ قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُوْمِنِ أفْضَلُ مِنْ طَوافٍ وَ طَوافٍ حَتَّی عَدَّ عَشْراً؛
«كسی كه هفت بار طواف كند، خداوند شش هزار حسنه برای او می ‌نویسد و شش هزار گناه از او محو می ‌نماید و شش هزار درجه برای او بالا می ‌برد و قضاء حاجت مومن افضل است از یك طواف و دو طواف و ... تا ده طواف شمردند.»
اگر کسی از نظر اقتصادی مشکلی داشته باشد و انسان به خاطر جلب رضایت خداوند به او کمک کند و به او قرض بدهد در واقع به خداوند قرض داده است و مسلماً این کار او در نزد خداوند بی اجر و پاداش نخواهد بود
یکی از راه های کمک به دیگران را می توان در قرض دادن به آنها نشان داد.
چنانچه خداوند قرض الحسنه به مردم را قرض به خود قلمداد کرده و می‌ فرماید: «مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِیرَةً (بقره‌، آیه249) کیست که به خدا قرض الحسنه‌ای‌ دهد، تا آن را برای او، چندین برابر کند؟»
این آیه به خوبی گویای این مطلب است که اگر کسی از نظر اقتصادی مشکلی داشته باشد و انسان به خاطر جلب رضایت خداوند به او کمک کند و به او قرض بدهد در واقع به خداوند قرض داده است و مسلماً این کار او در نزد خداوند بی اجر و پاداش نخواهد بود.
«كسی كه هفت بار طواف كند، خداوند شش هزار حسنه برای او می ‌نویسد و شش هزار گناه از او محو می ‌نماید و شش هزار درجه برای او بالا می ‌برد و قضاء حاجت مومن افضل است از یك طواف و دو طواف و ... تا ده طواف شمردند»
تأثیرکمک کردن به دیگران در نگاه علم امروز

در نگاهی دیگر اگر بخواهیم از نظر علمی نیز به این قضیه کمک کردن به دیگران نگاه کنیم، دانشمندان به نکات ارزشمندی دست یافته اند.
پزشکان با مطالعه بر روی افرادی که به طور معمول فعالیت های داوطلبانه و مفید انجام می دادند با درصد بسیار کمی دچار مشکلاتی همانند مرگ ناگهانی و حمله های قلبی می شدند.
فعالیت های داوطلبانه علاوه بر اثرات مثبت بر حجم دارای اثرات به مراتب بالاتری بر روح و روان افراد است.
پزشکان دریافته اند این افراد سلامت حجمی، کاهش مشکلات روحی، افزایش سطح رضایتمندی از زندگی مثبت اندیشی در زندگی خود بیشتر به نسبت افرادی که فعالیت های داوطلبانه انجام نمی دهند دارند.
پزشکان هنوز به درستی علت اینکه چرا فعالیت های داوطلبانه باعث سلامت و طول عمر بیشتر می شود را نمی دانند آنها در حال بررسی این نکات هستند که آیا عوامل بیولوژیکی فرهنگی و اجتماعی در این مورد دخیل هستند یا برخی فاکتورهای دیگر نیز در این زمینه موثر هستند.
پزشکان به افراد توصیه می کنند: در صورت امکان فعالیت های داوطلبانه انجام دهند زیرا باعث افزایش انرژی، مثبت اندیشی و سلامت در آنها می شود

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393ساعت 20:41  توسط فریبا  | 

مطالب قدیمی‌تر