تبليغاتX
معجزه قرآن و ادعیه



اللهم انت ثقتى فى كل كرب ، و انت رجائى فى كل شدة ، و انت لى فى كل امر نزل بى ثقة و عدة ، كم من كرب يضعف عنه الفواد، و تقل فيه الحيلة ، و تعيى فيه الامور، و يخذل فيه البعيد و القريب و الصديق ، و يشمت فيه العدو انزلته بك و شكوته اليك ، راغبا اليك فيه عمن سواك ، ففرجته و كشفته و كفيتنيه ، فانت ولى كل نعمة ، و صاحب كل حاجة ، و منتهى كل رغبة ، فلك الحمد كثيرا، و لك المن فاضلا، بنعمتك تتم الصالحات ، يا معروفا بالمعروف معروف ، و يا من هو بالمعروف موصوف ، انلنى من معروفك معروفا تغنينى به عن معروف من سواك ، برحمتك يا ارحم الراحمين . (صحيفة الرضا، ص 117. بحار، ج 95، ص 186)

دعاى آن حضرت براى دفع بلا

لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . (صحيفة الرضا، ص 123. بحار، ج 93، ص 188)

دعاى آن حضرت براى قضاء حوائج

از مقاتل بن مقاتل روايت شده : به آن حضرت عرضه داشت : فدايت شوم دعائى براى قضاء حوائج به من تعليم فرما، فرمود: هرگاه حاجت مهمى بسوى خداوند داشتى غسل كرده و بهترين لباست را بپوش و مقدارى بوى خوش استعمال كرده و زير آسمان برو، و دو ركعت نماز گذار، نماز را آغاز كرده و سوره حمد را مى خوانى و سپس پانزده مرتبه سوره توحيد را قرائت مى كنى ، آن گاه به ركوع رفته و پانزده مرتبه اين سوره را مى خوانى ، و مانند نماز جعفر طيار ادامه مى دهى ، غير از آن كه در اين نماز قرائت پانزده مرتبه مى باشد، بعد از نماز به سجده رفته و مى گوئى :
اللهم ان كل معبود من لدن عرشك الى قرار ارضك فهو باطل سواك ، فانك انت الله الحق المبين ، اقض لى حاجة كذا و كذا (حاجت را ياد كنيد) الساعة الساعة و در اين مورد اصرار مى كنى . (صحيفة الرضا، ص 131. كافى ، ج 3، ص 477. بحار، ج 91، ص 353)


نوشته شده توسط فریبا محمدی در دوشنبه هجدهم آبان 1388 |



روى انّ رسول الله(صلى الله عليه وآله)قال: يكمل المؤمن ايمانه حتّى يحتوى على مائة و ثلاث خصال: فعل و عمل و نيّة و باطن و ظاهر فقال اميرالمؤمنين(عليه السلام): يا رسول الله(صلى الله عليه وآله) ما المائة و ثلاث خصال؟ فقال(صلى الله عليه وآله): يا على من صفات المؤمن أن يكون جوّال الفكر، جوهرّى الذكر، كثيراً علمهٌ عظيماً حلمه، جميل المنازعة.

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)به اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود:

مؤمن كامل داراى 103 صفت است و اين صفات در پنج شاخه خلاصه مى شود، صفات عملى گذرا و صفات عملى مستمر، نيّت، صفات ظاهرى و باطنى سپس اميرمؤمنان فرمود:اى رسول خدا اين 103 خصلت چيست؟

حضرت فرمودند:اى على از صفات مؤمن اين است كه هميشه فكر مى كند و ذكر خدا را در آشكار مى گويد، علم او كثير و حوصله و تحمّلش زياد است و در منازعات هم زيبا برخورد مى كند.


كريم المراجعة، اوسع الناس صدراً، أذلّهم نفساً، صحكه تبسماً، و اجتماعه تعلماً.

مراجعاتش كريمانه است، سعه صدرش از همه بيشتر، تواضعش زياد است، با صداى بلند نمى خندد و حضورش در اجتماعات همراه با تعليم و تعلّم است.

انسان مؤمن كسى است كه غافلان را تذكّر مى دهد و جاهلان را تعليم مى كند كسى كه او را اذيت كند آزار نمى دهد و درباره چيزى كه به او مربوط نيست دخالت نمى كند، اگر كسى كه به او آزار رسانده دچار مصيبت شود او را شماتت نمى كند و غيبت نمى كند.


بريئاً من المحرّمات، واقفاً عند الشبهات، كثير العطاء، قليل الأذى، عوناً للغريب، و اباً لليتيم.


مؤمن كسى است كه از محرّمات بى زار است و از شبهات توقّف كرده و مرتكب آنها نمى شود، عطايش كثير و اذيّتش قليل است، به افراد غريب كمك مى كند و براى ايتام پدر است.

احلى من الشهد و اصلد من الصلد، لا يكشف سراً ولا يهتك سترا.


مؤمن كامل، شيرين تر از عسل و سخت تر از تخته سنگ است، اسرارى كه مردم به او مى گويند بازگو نمى كند و اگر خودش هم به سرّ مردم پى برد بازگو نمى كند.

لطيف الحركات، حلو المشاهدة، كثير العبادة، حسن الوقار، ليّن الجانب.


حركات مؤمن توأم با لطف و ديدارش شيرين، عبادتش زياد است و حركات سبك از او سر نمى زند و نرمش و محبّت دارد.

حليماً اذا جهل عليه، صبوراً على من اساء اليه، يُبجّل الكبير و يرحّم الصغير.


مؤمنان كامل الايمان در مقابل جهل جاهلان بردبار و در مقابل بدى صبورند و به بزرگان احترام مى كنند و كوچك ها را مورد نوازش قرار مى دهند.

اميناً على الامانات، بعيداً من الخيانات، إلفه التُّقّى و حِلْفُهُ الحيا، كثير الحَذَر، قليل الزلل.


مؤمن كامل شخصى امانت دار است و از خيانت دورى مى كند، دوست او تقوى و هم پيمانش حيا است، در مقابل خطرات مواظب است و گمراهى او كم است.

وقوراً، صبوراً، رضياً، شكوراً

مؤمن كامل شخصى با استقامت و در برابر ناملايمات صبور است، به قضاء الهى راضى و در مقابل نعمت ها شكرگزار است

قليل الكلام، صدوق اللسان.

مؤمن كم سخن مى گويد و راستگو است

إن سلك مع اهل الدنيا كان اكيسهم و إن سلك مع اهل الآخرة كان أورعهم لا يرضى فى كسبه بشبهة ولا يعمل فى دينه برخصة يعطف على اخيه بزلّته و يرعى ما مضى من قديم صحبته.

مؤمن كامل كسى است كه اگر در كنار اهل دنيا قرار گيرد از همه باهوش تر است و در صف اهل آخرت باتقواترين است در كسب و كارش سراغ شبهات و در دينش سراغ رخصت ها نمى رود اگر برادرش لغزشى كرد مى گذرد و سوابق حسنه دوستش را فراموش نمى كند.




نوشته شده توسط فریبا محمدی در دوشنبه هجدهم آبان 1388 |


طلب – عشق – معرفت – استغناء – توحيد- حيرت و فنا يعني بقاء در ذات او يا فناء في الله


گفت ما را هفت وادي در ره است
چون گذشتي هفت وادي درگه است


اول مرحله طلب:

در اين مرحله سالك راه حقيقت بايد مردانه گام در راه نهد و از خود بگذرد و همت قوي دارد و در همه حال و همه جا يار را بجويد و به دنبال او كه در درون وي است، كند و كاو و جستجو نمايد. اين وادي وادي پر خطري است ولي سالك نبايد وحشتي به دل راه دهد؛ سر تا پا تسليم رضاي او باشد و بكوشد تا بيابد كه عاقبت جوينده يابنده بود:


چون فرود آيي به وادي طلب
پيشت آيد هر زماني صد تعب
جد و جهد آنجات بايد سالها
زانكه آنجا قلب گردد حالها


دوم مرحله عشق:

درين وادي وجود طالب و سالك مالامال از عشق و شوق و مستي مي گردد و چون صراحي لبريز مي شود. عشق وجودش را چنان پر مي سازد كه يكسره آتش سوزان مي شود و در تب و تاب مي افتد. عشق به پروردگار به صورت عشق به همه مظاهر هستي كه جلوه رخ دوست هستند، نمودار مي گردد و در عين سوز و گداز و اشتعال درون سر تا پا خوبي و صفا و صلح و آشتي مي گردد. مي سوزد و به ياد دوست، همه كس و همه چيز را دوست مي دارد:


زنده دل بايد درين ره مردكار
تا كند در هر نفس صد جان نثار


درين حال سالك خود را در مسير و جريان كل كاينات مي بيند و با تمام ذرات هستي همراه و همراز مي گردد؛


سوم مرحله معرفت:

كه عبارت است از شناخت و به نظر عرفا اصل معرفت شناخت خداوند و به قول هجويري كه در كشف المحجوب مي فرمايد: «معرفت حيات دل بود به حق، و اعراض سر جز از حق، و ارزش هر كس به معرفت بود و هر كه را معرفت نبود بي قيمت بود. نسبت به نفس خود و ذات حقيقت شناخت پيدا مي كند و چشم دل و جان وي، چشم سر و چشم دروني وي باز مي شود و بنا به تعبيري در اينجاست كه عارف پاكدل چشم جانش به حقايق و رموز دستورهاي دين و هدف انبياء باز مي گردد:


جان ما را تا به حق شد چشم باز
بس كه گفت و بس گل معني كه رفت
پاك رو داند كه در اسرار عشق
بهتر از ما راهبر نتوان گرفت


چهارم مرحله استغنا:

درين مرحله صوفي و سالك چنان به «او» متكي مي گردد كه از همه چيز و همه كس جز او بي نياز مي گردد: و خود را در كوي امن و رجا مستغني مي يابد و از همه مال و مقام و جلوه هاي وسوسه انگيز زندگي بيكباره دل مي كند و طمع مي برد:


اي بس كه چو پروانه پر سوخته زان شمع
در كوي رجا دامن پندار گرفتيم


و اين مرحله رسيدن به فقر سلوكي است كه استغناي كامل و بي نيازي به همه چيز است و اين همان است كه پيامبر اكرم مي فرمود: الفقر فخري. كه رسيدن به اين مرحله و پشت پا زدن به هوس ها و جلوه هاي دنيايي، پا گذاردن بر سر افلاك و نه گنبد ميناست و اينجاست كه سالك مي تواند با افتخار خود را بالاتر و برتر از حطام دنيا و زخارف خاكي مشاهده كند و صفات خداوندي را در وجودش متجلي ببيند
پنجم مرحله توحيد: اكنون عارف به مرحله توحيد مي رسد «چشم دل باز مي كند كه جان بيند» در اين حال مشاهده مي كند كه در جهان «يكي هست و هيچ نيست جز او» و بر هر چه بنگرد او را در وي مي بيند. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:


ما نظرت في شيء الا و ما رأيت الله فيه


در اين حال عارف همه چيز و همه جا را مظهر و آفريده اويند زيبا مي بيند و مي ستايد


به دريا بنگرم دريا ته بينم
به صحرا بنگرم صحرا ته بينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بينم


عارف مي بيند كه همه چيز مظهر زيبايي اوست:


اي گرفته حسن تو هر دو جهان
در جهالت خيره چشم عقل و جان
جان تن جانست و جان جان تويي
در جهان جاني و در جاني جهان


وي حتي جدا دانستن حق را از خود و از عالم هستي كه جلوه رخ دوست است دوگانگي مي داند، به مصداق كنت كنزا مخفيا، معتقد است كه جهان هستي تجلي و جلوه رخ دوست است و هر چه هست اوست و جز او هيچ نيست



ششم مرحله حيرت:
 در اين مرحله در دل عاشق و اهل الله در وقت تامل و تفكر و حضور، حيرت و سرگرداني وارد مي شود و آنگاه او را متحير مي سازد و در طوفان فكرت و معرفت سرگردان مي شود و هيچ باز نداند.

اگر عيان كني زنديقي، اگر شاهد شوي متحير گردي، ليكن حيرت در حيرت و بيابان در بيابانرسدي به عالم عدم در عدم و در آن متحير شدي تا نداني كه تو كيستي. آنگه در تو انوار قدم پيدا شود و تو را در خود باقي گرداند. به او بماني و به نعت تحير و عجز از ادراك آن و حقيقت آن


در رهت حيران شدم اي جان من

بي سرو سامان شدم اي جان من


مرحله آخر ياوادي فنا:
 اين مرحله مرحله نيستي و محو شدن سالك است از خود و بقاي اوست در حق. در اين حال منيت و خود خواهي وي به همراه همه صفات



مذموم و ناپسند نابود مي شود و وجودش زنده
مي گردد به صفات پسنديده و محمود الهي


درين مرحله است كه انسان به آزادگي مطلق مي رسد .

فنا پايان راه سير الي الله است و شروع بقاء بالله و يا شروع سير في الله. در اين حال است كه انسان متخلق به اخلاق الله مي گردد و لياقت جانشيني خدا را و جايگاه خليفة الهي را پيدا مي كند و چنان غرق درياي افعال الهي مي شود كه نه خود را و نه غير را اراده اي نبيند جز فعل و اراده و اختيار مطلقه حق تعالي. در اينجا سالك به ايمان كامل مي رسد و تسليم محض است. يعني مسلمان واقعي كه هدف غائي و نهائي اسلام و هر دين توحيدي ديگر تسليم محض بنده است به اراده و مشيت او.

در سوره شريفه حجرات آيه 14 مي خوانيم كه: «باديه نشينان گفتند ايمان آورديم. بگو ايمان نياورديد و لكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز ايمان به دلهاي شما وارد نشده است».

عطار مي فرمايد:


چونكه گردي فاني مطلق ز خويش

هست مطلق گردي اندر لامكان



نوشته شده توسط فریبا محمدی در دوشنبه هجدهم آبان 1388 |



از جمعي از بزرگان و مشايخ شيعه و استادان نقل است كه مي فرمودند: از براي هر مطلبي از مطالب و رغائب،هنگامي كه راهها بر تو بسته شده است،اين دعا را هفتاد و يك مرتبه با نيت صحيح و اعتقاد صالح و توجه به وجود مقدس خداوند مهربان و توجه به معني اين دعا كه حاوي اسم اعظم الهي است را بخوان

زيرا كه از ان ماجراهاي شگفت نقل مي كنند و از ان عجايب ديده شده است و بسياري از علماء و بزرگان در اين دعا همه ادعاي تجربه كرده اند و فرموده اند اگر شب بخواند روز اثر انرا بيند و اگر روز بخواند شب به مطلب رسد و از اين جهت بسيار سريع التاثير است و دعا اين است:

يا حَيُّ يا قَيّوم يا حَليم يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنون اِلاّ مَنْ اَ تَي الله

بِقَلْبٍ سَليمْ وَ اُزْلِفَتِ الْجَنََّةُ لِلْمُتََّقينَ غَيْرَ بَعيد

دوستان اگر اين عمل را با طهارت و در خلوت و رو به قبله و با شرايط گفته شده در بالا انجام دهيد قطعا بي بهره نخواهيد بود و حقيقتا اين يكي ديگر از دارو هاي معنوي است كه تقديم به شما شد،لكن همچون ساير اعمال توجه و حضور قلب به خداوند قادر را مي طلبد و دل شكسته مي خواهد نه مغرور و خودخواه و يا آز مايش كننده را ،اميد است اين گنجينه معنوي وسيله و واسطه اي باشد براي تقرب به خداوند متعال زيرا در ان هنگام عارف هر چه بر زبان راند محبوبش از لطف و مهربانيش برايش اجابت مي كند.


ارسالی از آناهیتا جان

نوشته شده توسط فریبا محمدی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 |


بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب لی اِلیَ اللهِ حاجَتی وَعَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَرَمَیتَ مُنقَضی فی ظِللّ اللهِ وَیُضِلل اللهُ لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یامُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ اَدرِکنی بِحقِّ لُطفِکَ الخَفیَّ اللهِ اَکبَرُاَنامِن شَرِّ اَعدائکَ بَریءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَی وَعَلَیکَ مُعتَمِدی بِحقِّ إِیاکَ نَعبُدُ وَ إَِیاکَ نَستَعینُ یااَبالغَیثِ اَغِثنی یااَبَاالَحَسَنَین اَدرِکنی یاسَیفَ اللهُ اَدرِکنی یابابَ اللهِ اَدرِکنی یاحُجَّهَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقَّ لُطفِکَ الخَفیَّ یا قَهّارُتَقَهَّرتَ بِالقَهرِوَالقَهر ُفی قَهرِ قَهرکَ یاقَهارُ یاقاهِرَالعَدُوّ یاواِلیَ الوَلِیَّ یا مَظهَرَ العَجائِبِ یامُرتَضی عَلِیُّ رَمَیتَ مِن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَسَیفِ اللهِ القاتِلِ اُفَوَّضُ اَمری اِلیَ اللهِ اِنَّ اللهُ بَصَیرٌ بِالعَبادِوَاِلحُکُم اِلهٌ واحِدٌ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ اَدرِکنی یاغیاثَ المُستَغییَنِ یا دَلیلَ المُتَحیِّرِینَ یااَمانَ الخائِفینَ یامُعینَ المُتَوَکِلینَ یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ بِرَحمَتِکَ وَصَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَجمَعین وَ الحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمین.َ

روایت شده هر کس این دعا را هفت مرتبه بخواند اگر مشکلی برای او پیش آید انشاءالله رفع خواهد شد و یا تحمل آن آسان می گردد.


طریقه ختم ناد علی (ع)

طریقه ختم ناد علی کبیر آن است که اگر کسی را مهمی عظیم پیش آید آن را هفت نوبت بخواند به نیت آن مهم البته برآورده شود و اگر نزد بزرگی ‏یا امیری روی روزی سه مرتبه ناد علی را بخوان و بر جمیع اعضای خود بدم، محب‎ ‎و مخلص تو شود و اگر به نیّت فرزند بخوانی حقتعالی به تو ‏فرزند کرامت کند اگر خواهی شخصی را مسخّر خود گردانی در شب جمعه چهارده مرتبه به نام او بخوان و صد بار صلوات بر محمد و آل محمد ‏بفرست البته مسخّر تو گردد و هر چه گوئی از سخن و صلاح تو بدر نرود و اگر بعد از نماز صبح به نیت مال نه مرتبه بخوانی غنی شوی و اگر ‏جهت ادای قرض پانزده روز، روزی بیست و دو مرتبه بخوانی ادا شود و اگر زنی دیر زاید پنج نوبت بر آب بخوان و بخورد آن زن زود زاید و ‏اگر کسی این دعا را با خود دارد از شرّ جمیع حیوانات و جنّ و انس در امان باشد و هر که شک آورد البته کافر است




نوشته شده توسط فریبا محمدی در شنبه شانزدهم آبان 1388 |



(( ابن عباس )) فرمود:
يكروز در خدمت حضرت اميرالمؤمنين(ع) بودم .
شخصى در حالى كه رنگش پريده بود، محضر مقدس حضرت شرفياب شد، و گفت : يا اميرالمؤمنين ، من هميشه بيمارم و دردهاى زيادى دارم ، از شما خواهشمندم كه دعايى به من بيآموزيد كه بوسيله آن دعا بيماريم رفع گردد و صحّت خودم را باز يابم .
((حضرت على (ع ))) فرمود:
من دعايى به تو ياد مى دهم كه حضرت جبرئيل (ع) آن را به پيغمبر اسلام (ص) آموخت ، در وقتى كه حسن (ع) و حسين(ع) مريض بودند. و آن دعا اين است :

اِلهى كُلَّما اَنْعَمْتَ عَلَىَّ نِعْمَةً قَلَّ لَكَ عِنْدَها شُكْرى وَ كُلَّما ابْتَلَيْتَنى بِبَلِيَّةٍ قَلَّ لَكَ عِنْدَها صَبْرى فَيا مَنْ قَلَّ شُكْرى عِنْدَ نِعَمِهِ فَلَمْ يَحْرِمْنى وَ يا مَنْ قَلَّ صَبْرى عِنْدَ بَلائِه فَلَمْ يَخْذُلْنى وَ يا مَنْ رَانى عَلَى الْمَعاصى فَلَمْ يَفْضَحْنى وَ يا مَنْ رَانى عَلَى الْخَطايا فَلَمْ يُعاقِبْنى عَلَيْها صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍوَالِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْلى ذَنْبى وَ اشْفِنى مِنْ مَرَضى اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.

(( ابن عباس )) مى گويد:
آن مرد را بعد از يكسال ديدم ، در حالى كه رنگش نيكو وقرمز شده بود، و گفت :
در هيچ دردى اين دعا را نخواندم مگر اينكه در آن شفا يافتم .
و بر هر سلطانى كه وارد مى شدم و از او مى ترسيدم اين دعا را مى خواندم ، خداوند متعال به بركت اين ختم شرِّ او را از من دور مى كرد.



نوشته شده توسط فریبا محمدی در شنبه شانزدهم آبان 1388 |



دعاى آن حضرت در تسبيح و تنزيه خداوند در روز دهم و يازدهم ماه

سبحان خالق النور، سبحان خالق الظلمة ، سبحان خالق المياه سبحان خالق السماوات ، سبحان خالق الارضين ، سبحان خالق الرياح و النبات ، سبحان خالق الحياة و الموت ، سبحان خالق الثرى و الفلوات ، سبحان الله و بحمده . (صحيفة الرضا، ص 41. توحيد صدوق ، ص 137)

دعاى آن حضرت در قنوت نماز وتر

هفتاد مرتبه : (استغفرالله و اساله التوبة ). (صحيفة الرضا، ص 83. عيون الاخبار الرضا، ج 2، ص 180)

ايضا دعاى آن حضرت در قنوت

رب اغفر و ارحم ، و تجاوز عما تعلم ، انك انت الاعز الاجل الاكرم . (صحيفة الرضا، ص 87. عيون الاخبار الرضا، ج 2، ص 182)

دعاى آن حضرت در تعقيب نماز صبح و اسم اعظم الهى

از حضرت امام رضا عليه السلام روايت شده كه فرمود: هر كه بعد از صبح صد بار بگويد:
بسم الله الرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم .
اين سخن از سياهى چشم به سپيدى آن نزديكتر به اسم الهى است . (صحيفة الرضا، ص 97. بحار، ج 86، ص 162)

دعاى آن حضرت در نماز استسقاء

روايت شده پس از آن كه مامون آن حضرت را به ولايتعهدى منصوب كرد مدتى باران نباريد، بعضى از اطرافيان مامون و دشمنان آن حضرت مى گفتند: بنگريد آن گاه كه على بن موسى نزد ما آمد و ولايتعهد شد باران قطع گرديد: تا آن جا كه گويد: در روز دوشنبه براى طلب باران آن حضرت به صحرا آمد و مردم مى نگريستند، ايشان بالاى منبر رفت ، پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
اللهم يا رب انت عظمت حقنا اهل البيت ، فتوسلوا بنا كما امرت ، و اسلوا فضلك و رحمتك و توقعوا احسانك و نعمتك فاسقهم سقيا نافعا عاما غير رائث و لا ضائر، و ليكن ابتداء مطرهم بعد انصرافهم من مشهدهم هذا الى منازلهم و مقارهم . (صحيفة الرضا، ص 105. عيون الاخبار الرضا، ج 2، ص 167)





نوشته شده توسط فریبا محمدی در جمعه پانزدهم آبان 1388 |


محمد حنيفه عليه الرحمه گويد، در بين اين كه اميرالمومنين عليه السلام طواف مى كرد ديد مردى به پرده كعبه چنگ زده و مى گويد:
يا من لا يشغله سمع عن سمع يا من لا يغلطه السائلون يا من لا يبرمه الحاح الملحين اذقنى برد عفوك و مغفرتك و حلاوة رحمتك . 
حضرت فرمود: اين دعاى تو است آن مرد گفت واقعا آن را شنيدى ، گفت : آرى ، گفت آن را در پى هر نمازت بخوان ، والله كسى از مومنين در پى نمازش نمى خواند، مگر اين كه خداوند گناهانش را مى آمرزد و اگرچه بعدد ستارگان آسمان و قطره هاى آن و ريگهاى زمين و ذره هاى آن باشد.
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: همانا علم آن نزد من است ، و خداوند فراخى دهنده كريمست . آن مرد خضر بود گفت :
صدقت والله يا اميرالمومنين و فوق كل ذى علم عليم .


دعاى اميرالمومنين عليه السلام براى بى نيازى از بدان

اللهم لا تجعل بى حاجة الى احد من شرار خلقك و ما جعلت بى من حاجة فاجعلها الى احسنهم وجها و اسخاهم بها نفسا و اطلقهم بها لسانا و اقلهم على بها منا. (تحف العقول ، ص 217)


دعاى سريع الاجابة از حضرت على عليه السلام 

معاوية بن عمار گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: اى معاوية آيا نمى دانى كه مردى خدمت اميرالمومنين عليه السلام آمد و از اين كه اجابت دعايش دير شده بود به آن حضرت شكايت كرد، آن حضرت به او فرمود: چرا دعاى سريع الاجابة را (يعنى دعائى كه زود به اجابت رسد) نخواندى ؟ آن مرد عرض كرد: آن دعا كدام است ؟ فرمود:

اللهم انى اسالك باسمك العظيم الاعظم الاجل الاكرم المحزون المكنون النور الحق البرهان المبين الذى هو نور مع نور و نور من نور و نور فى نور و نور على نور و نور فوق كل نور و نور يضى ء به كل ظلمة و يكسر به كل شدة و كل شيطان مريد و كل جبار عنيد لا تقربه ارض و لا تقوم به سماء و يامن به كل خائف و يبطل به سحر كل ساحر و بغى ء كل باغ و حسد كل حاسد و يتصدع لعظمته البر و البحر و يستقل به الفلك حين يتكلم به الملك فلا يكون للموج عليه سبيل و هو اسمك الاعظم الاعظم الاجل الاجل النور الاكبر الذى سميت به نفسك و استويت به على عرشك و اتوجه اليك بمحمد و اهل بيته اسئلك بك و بهم ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا(كافى ، جلد 4، ص 375) حاجت را ياد كن .




نوشته شده توسط فریبا محمدی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 |



مروى است در محلى كه نمرود ابراهيم خليل عليه السلام را در آتش افكند، حضرت ابراهيم اين دعا را خواند و آتش فرو نشسته و نجات يافت .

بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انى اسئلك يا الله يا الله يا الله يا الله انت المرهوب يرهب منك جميع خلقك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت الرفيع فى عرشك من فوق سبع سمواتك و انت المظل على كلشى ء لا يظل شى ء عليك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت اعظم من كلشى ء فلا يصل احد عظمتك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا نور النور قد استضاء بنورك اهل سمواتك و ارضك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله لا اله الا انت تعاليت ان يكون لك شريك و تكبرت ان يكون لك ضد يا نور النور يا نور كل نور حامد لنورك يا مليك كل مليك ، تبقى و يفنى غيرك يا نور النور يا من ملا اركان السموات و الارض بعظمته يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا هو يا هو يا من ليس لهو يا من لا هو الا هو اغثنى الساعة الساعة يا من امره كلمح البصر او هو اقرب باهيا شراهيا اذونى اصباوث آل شداى يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا غايه منتهاه و رغبتاه . (بحارالانوار، ج 95، ص 355)


دعاى حضرت يعقوب عليه السلام ، دعاى رفع غم

اين دعا براى رفع غم و تعجيل فرج و آمدن غايب اثر عظيم دارد. حضرت يعقوب بعد از خواندن اين دعا بوى پيراهن يوسف را شنيد. امام پنجم عليه السلام فرمود: هنوز سفيدى صبح نزده بود كه پيراهن را آوردند و بر او افكندند، و خداوند بر او چشم و فرزندش را رد كرد.

يا حسن الصحبة يا كريم المعرفة يا خبر اله ائتنى بروح منك و فرج من عندك يا من لا يعلم كيف هو الا هو يا من سد الهواء بالسماء و كبس الارض ‍ على الماء و اختار لنفسه احسن الاسماء ائتنى بروح منك و فرج من عندك . (بحارالانوار، ج 95، ص 195)



نوشته شده توسط فریبا محمدی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 |



دعا به هنگام غذا خوردن

موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: امام صادق عليه السلام وقتى غذائى را برايش مى آوردند مى گفت :
بسم الله و بالله و هذا من فضل الله و بركة رسول الله صلى الله عليه و آله و آل رسول الله عليهم السلام اللهم كما اشبعتنا فاشبع كل مومن و مومنة و بارك لنا فى طعامنا و شرابنا و اجسادنا و اموالنا. (صحيفة الكاظمية ، ص 417. مستدرك ، ج 16، ص 278)


دعا به هنگام پوشيدن لباس نو

امام كاظم عليه السلام فرمود: براى هر يك از شما سزاوار است كه چون لباس نو بپوشد، دست خود را بر آن كشد و بگويد:
الحمدلله الذى كسانى ما اوارى به عورتى و اتجمل به بين الناس .(صحيفة الكاظمية ، ص 416. بحار، ج 48، ص 31)


دعاى جامعى براى دنيا و آخرت

فضل بن يونس از حضرت ابى الحسن (موسى بن جعفر عليه السلام ) حديث كند كه آن حضرت به من فرمود اين دعا را بسيار بخوان :
اللهم لا تجعلنى من المعارين و لا تخرجنى من التقصير.
(يعنى بار خدايا مرا از عاريت داده شدگان (ايمان ) قرار مده و از تقصير بيرون مبر) گويد: من عرض كردم : اما عاريت داده شدگان ، معنايش را دانستم ، ولى معناى مرا از تقصير بيرون مبر چيست ؟ فرمود: هر كارى را كه به خاطر خداى عزو جل انجام دهى پس خود را در آن كار پيش خود مقصر بدان ، زيرا كه همه مردم در كارهايشان ميان خود و خداى عز و جل تقصير كار و مقصرند). (كافى ، ج 4، ص 370. صحيفة الرضا، ص 419)


دعا به هنگام تراشيدن موى سر

زيد نرسى گويد: ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: هرگاه خواستى موى سرت را بگيرى (كوتاه كنى ) از پيشانى و شقيقه ها و از پشت سر شروع كن كه سنت چنين است و بگو:
بسم الله و على ملة ابراهيم و سنة محمد و آل محمد حنيفا مسلما و ما انا من المشركين اللهم اعطنى بكل شعرة و ظفرة فى الدنيا نورا يوم القيامة . الهم ابدلنى مكانه شعرا لا يعصيك تجعله زينة فى الدنيا و نورا ساطعا يوم القيامة . (صحيفة الكاظمية ، ص 414)



نوشته شده توسط فریبا محمدی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 |