باغ معجزه |      صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل آیت الله سیستانی
جستجو کنید.
 
 

 

  خداوند یکى از فواید ذکر را اطمینان یافتن قلب ذکر مى کند: اءلا بذکر الله تطمئن القلب .(رعد (۱۳)، ۲۸) 

 ابتدا باید ببینیم چه چیزهایى در زندگى موجب تشویش خاطر و دلهره و اضطراب انسان مى گردد تا معلوم شود چگونه یاد خدا موجب آرامش دل مى گردد.
 خداوند متعال انسان ها را به دو دسته (اهل سعادت و اهل شقاوت ) تقسیم مى کند و فرجام حتمى و تغییر ناپذیر آنها را سعادت و یا شقاوت بر مى شمارد:
یوم یاءت لا تکلم نفس الا باذنه فمنهم شقى و سعید. فاما الذین شقوا ففى النار لهم فیها زفیر و شهیق ، خالدین فیها ما دامت السماوات و الارض الا ما شاء ربک ان ربک فعال لما یرید. و اءما الذین سعدوا ففى الجنة خالدین فیها ما دامت السماوات و الارض الا ما شاء ربک عطاء غیر مجذوذ؛ (هود.(۱۱)، ۱۰)
روزى است که چون فرا رسد هیچ کس جز به اذن وى سخن نگوید.
آن گاه بعضى از آنان تیره بختند و برخى نیک بخت . و اما کسانى که تیره بخت شده اند، در درون آتش دم و بازدمى دارند. تا آسمان ها و زمین بر جا است . در آن ماندگار خواهند بود. مگر آنچه پروردگارت بخواهد؛ زیرا پروردگار تو همان کند که خواهد. و اما کسانى که نیک بخت شده اند؛ تا آسمان ها و زمین بر جا است ، در بهشت جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. که این بخششى است که بریدنى نیست .

بنابر این ، در این که انسان فطرتا طالب سعادت است شکى نیست .
اساسا وجود همین انگیزه و عامل فطرى در درون انسان است که باعث مى گردد او در صدد تکامل بر آید. اما سخن در این است که راه رسیدن به سعادت را بازشناسد. او گرچه طالب سعادت است ، اما راه رسیدن به آن را به درستى نمى داند. جهان بینى هاى مختلف ، با توجه به تفاوت نگرشى که به هستى دارند، راه هاى متفاوتى را پیش روى انسان مى نهند.

 

 بر اساس جهان بینى مادى که زندگى و لذایذ دنیوى و مادى را اصل و هدف قرار مى دهد، سعادت انسان عبارت است از بهره ورى هر چه بیشتر از لذایذ مادى . اما بینش الهى که زندگى اخروى و قرب الهى را هدف نهایی انسان معرفى مى کند، سعادت و کمال انسان را در بهره بردارى بیشتر از دنیا و نعمت هاى آن نمى داند، بلکه آن را در قرب الهى و رسیدن به رضوان حق تعالى جستجو مى کند.

به هر حال از منظر قرآن ، ذکر خداوند از آن رو که تاءمین کننده سعادت انسان است موجب اطمینان و آرامش دل مى گردد. عکس این معنا درباره ترک ذکر الهى صادق است . ترک یاد خداوند از آن رو که زمینه شقاوت انسان و بریدن از اصل خویش را فراهم مى آورد و باعث از دست دادن سعادت او مى شود، موجب تشویش خاطر، ناراحتى و اضطراب او مى گردد:
و من اءعرض عن ذکرى فان له معیشة ضنکا؛ (طه (۲۰)، ۱۲۴) و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت ، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت .
کسى که اهمیت ذکر خداوند را بشناسد، به خوبى درک مى کند که اعراض از یاد خداوند چه خسارت بزرگى است ، اگر این حقیقت را درک کنیم که حیات دل انسان به ذکر خدا است ، در مى یابیم که کسى که از ذکر و یاد خداوند اعراض کند، از حیات قلب محروم مى ماند. افسردگى دل هر لحظه او را مى آزارد و حسرتى جانکاه بر دلش مى نشاند. امام سجاد علیه السلام در دعاى ابو حمزه ثمالى می فرماید :
مولاى بذکرک عاش قلبى و بمناجاتک بردت اءلم الخوف عنى ؛ اى مولاى من ، با یاد تو دلم زنده است و با مناجات تو درد ترس (فراق ) را از خود تسکین مى دهم .

  

منشاء اساسى نگرانى ها و اضطراب ها

هر کس بسته به معرفتى که دارد لذت و سعادت خود را در چیزهایى مى جوید و از آنچه خوشى و سعادت را از او بستاند مى گریزد. افراد داراى بینش مادى ریشه ناراحتى ها و اضطراب هاى خود را در از دست دادن سعادت مادى و خوشى ها و لذت هاى دنیوى جستجو مى کنند و موحدان و مؤ منان که به فراتر از دنیا مى نگرند و به آخرت مى اندیشند، ریشه اضطراب ها و نگرانى هاى خود را در از دست دادن سعادت اخروى و رضوان الهى مى جویند. اضطراب و نگرانى همواره در زمره بزرگ ترین بلاهاى زندگى بشر بوده و هست و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى انسان ها کاملا محسوس است .در طرف مقابل نیز آرامش همواره یکى از گمشده هاى بشر بوده است و تلاش کرده تا از هر راهى آن را به دست آورد. برخى از دانشمندان مى گویند که به هنگام شیوع بیمارى هایى چون وبا، اکثر کسانى که ظاهرا به علت ابتلا به آن بیمارى مى میرند، در واقع به علت ترس و نگرانى جان خود را از دست مى دهند و تنها تعداد کمى از آنها واقعا به جهت ابتلاى به بیمارى جان مى سپرند. به طور کلى آرامش و دلهره نقش بسیار مهمى در سلامت و بیمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسان ها دارد.
تاریخ بشر آکنده از صحنه هاى عم انگیزى است که انسان براى تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادى گام سپرده و تن به انواع اعتیادها داده است . در این میان قرآن با جمله اى کوتاه اما پر مغز، مطمئن ترین و نزدیک ترین راه را نشان مى دهد و مى فرماید: بدانید که یاد خدا آرامش بخش دل ها است .

 

 

[ جمعه بیست و یکم آذر 1393 ] [ 21:40 ] [ فریبا ]

 
یک چیزهایی عاقبت به خیری می آورد. یکی از آن چیزهایی که عاقبت به خیری می آورد، تسبیحات حضرت صدیقه (سلام الله علیها) است.
عاقبت
برای هر نمازتان یک حداقلی قائل شوید. یک اقامه بگویید. اقامه حداقل است دیگر. چند ثانیه طول می کشد؟ بعد از نماز هم سه بار الله اکبر بگویید. این جزء تعقیبات مهم نماز است. بعد هم سرتان را به سجده بگذارید و سه بار شکرا لله بگویید. تمام. بلند می شوید و تسبیحات حضرت صدیقه (سلام الله علیها) را می گویید.
 چقدر طول می کشد؟ مثلا نیم دقیقه. اما زمین تا آسمان نمازتان فرق می کند. می گویند اگر انسان اقامه بگوید یک صفی از فرشتگان به او اقتدا می کنند. نماز فرادایش، نماز جماعت می شود و اگر جماعت باشد چند نوع می شود. هم جن به او اقتدا کرده اند، هم انس و هم فرشتگان.
یک چیزهایی عاقبت به خیری می آورد. یکی از آن چیزهایی که عاقبت به خیری می آورد، تسبیحات حضرت صدیقه (سلام الله علیها) است.
یک وقتی کار حضرت صدیقه در خانه زیاد شده بود و کارشان سنگین شده بود. با هم مشورت کردند که چکار کنند. بعد ظاهراً امیرالمومنین فرمودند که بروید از پدرتان خدمت گزاری بگیرید که در کار خانه به شما کمک کند. خب ایشان چادر به سر کرد و به مسجد رفت. گفته بودند که هفده وصله به چادر ایشان بود. خب. بعد هم تمام مراسم ویژه استقبال از ایشان اجرا شد و ایشان نشستند. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند چه شده دخترم؟ گفتند آقا کار من سنگین شده. مشورت کردیم که خدمت شما بیاییم و از شما یک خدمت گزاری بگیریم. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند که من به منزل شما می آیم. بعد هم به منزل ایشان آمده بودند. چون دیوارها کوتاه بود، یعنی به اندازه قد انسان که دید نداشته باشد، رسمشان این بود که پشت در به اهل خانه سلام می دادند.
بعد از نماز صبح هم که تسبیحات را گفتید هفت بار بگویید بسم الله الرحمن الحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اینجا واو ندارد. هفت بار. بعد هم می خواستید بخوابید، بخوابید
منزل ایشان مثلا یک حیاط سه در چهار داشت و یک اتاق هم بیشتر نداشت. به اهل خانه سلام کردند و کسی جواب نداد. دومرتبه فرمودند سلام علیکم. باز کسی جواب نداد. برای بار سوم فرمودند: سلام علیکم. حالا امیرالمومنین (علیه السلام) جواب دادند: وعلیکم السلام یا رسول الله. خیلی خوش آمدید. تشریف بیاورید داخل. فرمود چرا سلام اول را جواب ندادی؟ فرمود دلم می خواست شما زیاد به اهل این خانه سلام کنید تا برکت به داخل خانه مان بیاید.
ایشان فرمودند کار شما بسیار سنگین است و خسته می شوید. من آمدم یک مطلب بهتری به شما بگویم. یک مطلبی بگویم که بهتر از این است که یک خدمت گزاری به خانه شما بیاید. چه چیزی بهتر است؟ آنجا ایشان تسبیحات حضرت صدیقه را به ایشان و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) آموختند. به همین مناسبت به آن تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) می گوییم. بعد برای آنها دستور بود که شب که می خواهند بخوابند هم این ذکر را بگویند. فرمودند هیچ شبی آن را ترک نکردم.
بعد از نماز مغرب که تسبیحات گفتید، هفت مرتبه بگویید بسم الله الرحمن الحیم و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. هرکس این را بگوید هفتاد مرض از او دور می شود. هفتاد مریضی از او دور می شود. دقت کنید که بعد از بسم الله حرف واو را بگویید.
بعد از نماز صبح هم که تسبیحات را گفتید هفت بار بگویید بسم الله الرحمن الحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اینجا واو ندارد. هفت بار. بعد هم می خواستید بخوابید، بخوابید.
 

خواندن سوره مۆمنون در روز جمعه

روزهای جمعه سوره مۆمنون را بخوانید . تقریباً هشت صفحه است. هرکس این را بخواند عاقبت به خیر می شود.
 
نماز

چگونه نماز را با خشوع بخوانیم ؟

بسْم اللهِ الرَّحْمن الرَّحیم * قدْ أفلحَ المُۆمِنونَ * الذینَ هُمْ فی صَلاتِهمْ خاشِعونَ
اگر کسی می خواهد با خشوع نماز بخواند باید از لغو پرهیز کند. راه درازی است تا انسان بتواند بر خودش غلبه کند. زیرا ابتدای آن سخت است. تمام کارها ابتدایش سخت است. اولش سخت است. اگر آن اول سختی را تحمل کند، که صاحب همت بلند می خواهد، اگر آن اول سختی را تحمل کند، به راحتی می رسد. ببینید این راه سر بالایی است اما همیشه که سربالایی نیست. بعد در یک جایی فرشتگان ما را بغل می کنند و می برند.
در آیه 6 سوره مبارکه حمد می فرماید: اهْدِنا الصِّراط المُسْتقیمَ فرمودند ما را به راه راست هدایت کن. در آیه بعد می فرماید: صِراطَ الذینَ أنعَمْتَ عَلیْهمْ راه کسانی که به آنها نعمت داده ای. این راه متعلق به آنهاست. می توانیم اینگونه معنا کنیم که آنها صاحب این راه هستند. کسانی که به آنها نعمت داده ای، صاحب صراط مستقیم اند. همه ما می توانیم جزء این دسته باشیم نه آن دسته. خدایا ما را به صراط مستقیم راهنمایی کن.
صراط مستقیم صراطی است که متعلق به کسانی است که تو به آنها نعمت داده ای. می فرمایند این نعمت یعنی چه؟ فرمودند که هرگاه نعمت در قرآن بدون پسوند و پیشوند به کار رفت، مقصود از آن نعمت ولایت است. یک جنت نعیم داریم. یعنی جنتی که در آن خدا ولیّ است. در آیه 21 سوره مبارکه انسان می فرماید: وَسَقاهُمْ رَبّهُمْ ما آرزویش را هم نداریم. نه چرا شاید آرزویش را داشته باشیم.
می گویند اگر انسان اقامه بگوید یک صفی از فرشتگان به او اقتدا می کنند. نماز فرادایش، نماز جماعت می شود و اگر جماعت باشد چند نوع می شود. هم جن به او اقتدا کرده اند، هم انس و هم فرشتگان
صِراطَ الذینَ أنعَمْتَ عَلیْهمْ راه کسانی که به آنها نعمت داده ای. حالا آنهایی که نعمت داده ای چه کسانی هستند؟ در آیه 69 سوره مبارکه نساء می فرماید: وَمَنْ یُطِع اللهَ وَالرَّسُولَ دقت کنید هرکس خدا و رسول را اطاعت کند. اطاعت مطلق.
 

اطاعت مطلق یعنی چه؟

توانایی بسیار زیادی می خواهد تا انسان بتواند اطاعت مطلق کند. آن هم در اثر طول زمان اگر کسی کار کند و کار کند و کار کند، می تواند به توانایی اطاعت مطلق برسد. هرکس اطاعت مطلق کند وَمَنْ یُطِع اللهَ وَالرَّسُولَ فأولئِكَ مَعَ الذینَ أنعَمَ اللهُ عَلیْهمْآنهایی که اطاعت مطلق کردند همراه کسانی هستند که خدا به آنها نعمت داده است. نه اینکه جزء آنها باشند بلکه همراه آنها هستند.
مثلا گاهی یک وزیری به جایی می رود. ما فقط از حضور آن وزیر خبردار می شویم. از همراهانش خبر نداریم. همراه غیر از خودش است. هرکس اطاعت مطلق کند، او محشور می شود و به عنوان همراه او را می فرستند. بین همراه و آن فرد اصلی هزار فرسخ فاصله است.
صِراطَ الذینَ أنعَمْتَ عَلیْهمْ بعد فرمود که وَمَنْ یُطِع اللهَ وَالرَّسُولَ فأولئِكَ مَعَ الذینَ أنعَمَ اللهُ عَلیْهمْاگر کسی اطاعت مطلق خدا و رسول را بکند، او با کسانی است که خدا به آنها نعمت داده است.
 

کسانی که خدا به آنها نعمت داده است چه کسانی هستند؟

در ادامه آیه می فرماید: مِنَ النـّبیّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشّهَداء وَالصّالِحینَ این چهار دسته کسانی هستند که خدا به آنها نعمت داده است. نعمت یعنی نعمت ولایت.

 

[ جمعه چهاردهم آذر 1393 ] [ 10:19 ] [ فریبا ]

 

 

صلوات نشانه محبت به حبیب خداست. صلوات باعث تقرب به خدا و رسول خدا می‌شود. صلوات موجب شفاعت است. با صلوات حاجات برآورده می‌شود. صلوات باعث آمرزش گناهان می‌شود. صلوات موجب عافیت و شفای امراض می‌شود. صلوات حافظه را تقویت می‌کند. صلوات موجب توانگری است.

 
صلوات
یکی از اعمالی که کاستی های ما را جبران می کند مداومت بر ذکر صلوات است. روایت داریم که جبرئیل یک روز که محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مشرف شد عرض کرد که یا رسول الله امروز من چیز عجیبی را در مسیری که می آمدم دیدم. فرشته ای را دیدم که پر و بالش سوخته بود این فرشته را قبلاً در آسمان چهارم دیده بودم که آنجا هفتاد هزار فرشته تحت فرمان او بوده ولی دیدم که مورد غضب الهی واقع شده و پر و بالش سوخته و به آنجا تبعید شده است به حال او رقت کردم و از او پرسیدم که چرا به این مشکل دچار شدی گفت در شب معراج پیامبر خاتم که آمدند از منطقه ما عبور کنند می بایست همه ما سریع از جا بلند می شدیم و استقبال می کردیم و عرض ادب می کردیم من دیر از جایم بلند شدم و دیر عرض ادب کردم خدای متعال من را به این گرفتاری دچار کرد عرض کرد یا جبرئیل به داد من برس چون جبرئیل سید ملائکه است جبرئیل هم عرض کرد خدایا از این فرشته خطاکارت در گذر.
خدا هم خطاب کرد که ای جبرئیل اگر این فرشته دوست دارد که او را به مقام اولش برگردانیم صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد. جبرئیل عرض کرد یا رسول الله من این پیام خدا را به این فرشته رساندم فرشته هم شروع کرد بر مداومت بر این ذکر شریف و خداوند هم پر و بالش را رویاند و دوباره در آسمان چهارم به جایگاه اولی خودش پرواز کرد.
از این روایت استفاده می شود که هر زمین خوردنی علتش بی ادبی است، گناه است فرقی نمی کند که به اولیا و ائمه خدا علیهم السلام یا به خود خدا بی ادبی بکنی و با ذکر صلوات می توانیم بی ادبی هایمان را جبران بکنیم و خدا از گناهان ما بگذرد. (سخنان حجت الاسلام فرحزادی در برنامه سمت خدا)
 

صلوات برتر از بیست هزار سال طاعت فرشته

وقتی كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در شب معراج به آسمان چهارم رسید، فرشته ای را دید كه لوحی در پیش روی خود نهاده و در آن نگاه می كند و مانند رودی اشك از دیدگان می ریزد.
آن ملك متوجه حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آسمان چهارم نشد و لذا جبرئیل با بال خود بر او زد و هنگامی كه ملك متوجه شد، بلافاصله ركاب آن حضرت را بوسید، تعظیم و اكرام نمود و عرض كرد: یا رسول الله مرا معذور دارید، چرا كه نور زیادی از این لوح متصاعد بود و به همین جهت من متوجه حضور شما نشدم.
آن حضرت فرمودند: در این لوح چه چیزی نوشته شده است؟ ملك عرض كرد، در این لوح نوشته است: لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله. سپس ملك گفت كه من دو ركعت نماز به جا آورده ام كه بیست هزار سال طول كشیده است. به امر خدا پنج هزار سال در قیام و پنج هزار سال در ركوع و پنج هزار سال در سجود و پنج هزار سال در حال تشهد بودم. حالا ثواب این نماز را به شما هدیه می كنم به امت شما. حضرت باز فرمودند كه امت من احتیاج به نماز تو ندارند. پس بدان كه به عزت خدا هر كس از گناهكاران امت من یك بار صلوات بفرستند، ثواب آن از بیست هزار سال طاعت تو برتر است.
 
 
 
 
 
 
[ جمعه چهاردهم آذر 1393 ] [ 10:17 ] [ فریبا ]

 

 
عشق ورزی های بوالهوسانه زنان و مردان متاهل داستانی است که قلب هر فردی را جریحه دار می کند و هر عقل سلیمی را  به تفکر وا می دارد!

دوستی
تا همین دیروز در همین جامعه سنتی، رابطه دختر و پسر به شدت مورد نکوهش قرار می گرفت، رابطه ای که از کریه ترین رفتارها بود و گناه نابخشوده ای به شمار می آمد که به هیچ وجه من الوجوه قابل پذیرش و توجیه نبود.
در همین جامعه، دختر و پسر جوانی که شاید به خاطر تلاطم نوجوانی و کنجکاوی مختص آن دوران،جنس مخالف شان را رصد می کردند و گاها نیز به دور از چشم بزرگترهایش رابطه پنهانی عاشقانه ای را برقرار می کردند، مورد تنبیه و مواخذه قرار می گرفتند اما در همین جامعه، چند سالی است که دختران و پسران جوان دیگر قابل تادیب و تنبیه نیستند، رفتار بسیاری از زنان و مردان متاهل روی آنان را سفید کرده است و راه توجیهی را برای عشق ورزی های جوانی شان گشوده است.
 دیگر با دیدن چنین افرادی نمی توان جوان مجردی که شناخت جنس مخالف حق مسلم اوست را زیر سوال برد و توبیخش نمود.
 عشق ورزی های بوالهوسانه زنان و مردان متاهل داستانی است که قلب هر فردی را جریحه دار می کند و هر عقل سلیمی را  به تفکر وا می دارد!
عشق ورزی مردان بعد از تاهل ، داستان تازه ای نیست از دور زمانها بوده و هم اکنون نیز ادامه دارد!!
 اما آنچه باعث تبلور دو شاخ بر سر می شود عشق ورزی زنان متاهل است ، زنانی که همسر و فرزند دارند و اما به دنبال دوستی و برقراری رابطه محبت آمیز و صمیمانه با مردان متاهل و یا پسران مجرد هستند!!
متاسفانه این حقیقت تلخی است که در سالهای اخیر متوجه برخی از افراد جامعه شده و ترس شدیدی را بر دل روانشناسان و جامعه شناسان نشانده است که با ادامه این روند و ریخته شدن قبح این رفتار در زنان ، عاقبت خانواده ها به کجا پیش خواهد رفت؟!
اما به راستی علت این خیانت زنانه چیست؟
به چه دلیل یک زن شوهر دار، با مردان دیگر ارتباط عاطفی و یا جنسی برقرار می کند؟
وقتی روابط زناشویی خوبی بین زوجین نباشد و مرد به هر دلیل موجه و ناموجه ای نتواند به همسر خود محبت کند و خریدار عشق او باشد،امکان خطا بیشتر می شود

در این یادداشت به برخی از دلایل این معضل اشاره شده است:

وقتی جای محبت و عشق خالی است

وای به حال مردی که نتواند همسر خود را از عشق و محبت خود سیراب و اغناء کند. چه بسا یکی از مهمترین علت های خیانت زنان به مردان، کیفیت و چگونگی رابطه زن و مرد با یکدیگر است. وقتی روابط زناشویی خوبی بین زوجین نباشد و مرد به هر دلیل موجه و ناموجه ای نتواند به همسر خود محبت کند و خریدار عشق او باشد،امکان خطا بیشتر می شود. فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی، به مرور زمان روح لطیف و مهربان زن را جریحه دار می کند و انگیزه زندگی و کنار هم بودن را از او سلب می کند وگاها  زمینه ای را فراهم می آورد که زن فکر خیانت در ذهن بپروراند و یا در منجلابی فرو رود که لذتی جزء هراس و احساس گناه  نخواهد داشت.
 

وقتی ترک عادت موجب مرض می شود

تربیت غلط و پرورش در یک خانواده بی بند وبار و خیلی آزاد، گذشته نه چندان پاک و مطهر گاهی چنان با گوشت و خون یک زن عجین می شود که تعهد بعد از تاهل هم چندان مورد نظر و توجه قرار نمی گیرد. زنی که روابط صمیمانه  زیادی را تجربه کرده است و دوستی های مکرری را در تجرد خود داشته است، بی گمان برایش بسیار سخت خواهد بود که بتواند زیر بار تعهد تاهل برود و خود را کنترل کند و  به مرد زندگی خود قانع بوده و درهمان چارچوب به روابط خود ادامه دهد.
 

وقتی زنی تنوع طلب است

ازدواج های مکرر، بی مسئولیتی و عدم تعهد، نقش پذیری جنسی غلط، الگوهای نامناسب، کمبودهایی با رنگ و بویی اغراق آمیز، چشم چرانی و حسادت های زنانه ، گاها یک زن را همانند یک مرد تنوع طلب و حریص می کند و موجب خیانت از نوع زنانه می شود.
خیانت

وقتی تنهایی بر زنی غلبه کند

برخی از زنان، بعد از تاهل تنهاتر از مجردی شان زندگی می کنند، آنچنان که گویی ازدواج نکرده اند و شریکی ندارند. زنان تنهایی که برای پر کردن وقت و تحمل تنهایی خود مجبور به ارتباط با دیگران و جنس مخالف می شوند.   مردان کار و پر مشغله، مردان درون گرا و منزوی، مردان قهر قرو و کودک مآب ، مردان خودخواه و متعصب، مردان بی تعهد و بی مسئولیت، گاهی چنان سرنوشت تنها و بی کسی را برای همسرشان رقم می زنند که راه مفری جز خیانت را بر زن نمی گذارند.
 

وقتی شخصیت به لرزه بیفتد

رواج روابط ناشایست و ریختن قبح آن در جامعه ممکن است پای زنانی را که اختلال شخصیت، مشکلات فردی و خانوادگی دارند را بلرزاند و همچون وسوسه ای برای زن باشد که او را برای تجربه این روابط سوق دهد. چه بسا ترغیب و تشویق افراد به روابط آزاد زن و مرد در ماهواره، اینترنت، الگوهای فرهنگی نابهنجار و غلط، فشار دوستان و آشنایان و.... باعث شده است که بسیاری از زنان هتک حرمت کرده و حریم خانواده را شکسته و پایبند به چارچوب های اخلاقی نباشند.
 

وقتی پای جبران گذشته در میان است

 زنانی که دوران مجردی محدودی داشته اند و یا گذشته خوبی نداشته اند و یا درد التیام نیافته ای از گذشته بر دل داشته اند، وقتی در شرایط آزادی قرار می گیرند،ممکن است درصدد جبران گذشته برآیند و به گونه ای ناخودآگاه قدم در راه خیانت بگذارند.
 
علاج خیانت زناشویی چیست؟!
روان شناسان معتقدند بهتر راه حل پیشگیری  و یا جلوگیری از پیشرفت  معضل خیانت زناشویی، جستجوی علت ها در سطح فردی،خانوادگی و اجتماعی است. اختلالات شخصیتی نه تنها می تواند فرد را نابهنجار و ضد اجتماعی کند بلکه موجب درگیری فرد در روابط چند گانه می شود و عدم وفاداری نیز نمود بسیار می یابد، شکست های عاطفی و مشکلات خانوادگی که گاها ریشه در کودکی دارد نیز می تواند مسبب رفتار کنونی فرد  باشد. هزاران علت خانوادگی و فردی دیگری نیز وجود دارند  که می توان با  مراجعه به یک روان شناس و شناخت آنها، مشکل را رفع نمود و در جهت اصلاح گام برداشت.
از سوی دیگر، عوامل اجتماعی  متعددی نیز در این امر دخالت دارند که مسئولین بایستی نسبت به آنها بی تفاوت نباشند و  تا دیر نشده کمر همت ببنند. برای جلوگیری از آسیب زنان و حفظ حریم خانواده، می توان با آموزش های متعدد رسانه ای، درجهت آگاهی  وشناخت افراد حرکت کرد و خانواده ها را با آسیب هایی که به موجب خیانت، بر فرد و خانواده وارد می شود، مطلع ساخت.
 
 
 
 
[ چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 ] [ 8:4 ] [ فریبا ]

 

 
اگر یک نفر باشد که دین هم نداشته باشد، اما تقوا داشته باشد - ممکن است کسى دین نداشته باشد، اما تقوا داشته باشد - او بلاشک از قرآن هدایت خواهد گرفت و مۆمن خواهد شد. اما اگر مۆمن تقوا نداشته باشد، احتمالاً در ایمان هم پایدار نیست. بستگى به شانسش دارد: اگر در فضاى خوبى قرار گرفت، در ایمان باقى مى‌ماند؛ اگر در فضاى خوبى قرار نگرفت، در ایمان باقى نمى‌ماند.
تقوا
سوره مبارکه بقره آیات 2، 3 و 4
ذٰلِکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدًى لِلمُتَّقین(2)
الَّذینَ یُۆمِنونَ بِالغَیبِ وَیُقیمونَ الصَّلاةَ وَمِمّا رَزَقناهُم یُنفِقونَ(3)
وَالَّذینَ یُۆمِنونَ بِما أُنزِلَ إِلَیکَ وَما أُنزِلَ مِن قَبلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُم یوقِنونَ(4)
آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است.(2) (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب [=آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان می‌آورند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.(3) و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین) نازل گردیده، ایمان می‌آورند؛ و به رستاخیز یقین دارند.(4)

متقین بلاشک از قرآن هدایت خواهند گرفت

تقوا یعنی پرهیز با حرکت نه پرهیز با سکون، یک وقت هست شما در حال سکون پرهیز می‌کنید، یعنی برو در خانه‌ات بنشین و کاری به کار چیزی نداشته باش و با رانندگی نکردن پرهیز کن به این که به کوه نخوری و از دره پرتاپ نشوی، پرهیز از کوهنوردی کردن، حرکت نکردن در خارزارها که خارهای مغیلان دامن شما را نگیرد، این یک جور پرهیز است و اسلام این را به شما توصیه نمی‌کند، بلکه می‌گوید در سینه‌ی قضایا و واقعیت‌ها با حوادث روبرو بشوید و در عین حال پرهیز کنید.مثل راننده‌ای که رانندگی می‌کند اما پرهیز هم می‌کند و این پرهیز همان است که گفته‌شد، مراقبت‌کردن و مواظب‌خود بودن.(1)
قرآن کریم مى‌گوید: «هدى للمتقین»(2)؛ نمى‌گوید «هدى للمۆمنین». «هدى للمتّقین»؛ یعنى اگر یک نفر باشد که دین هم نداشته باشد، اما تقوا داشته باشد - ممکن است کسى دین نداشته باشد، اما به همین معنایى که گفتم، تقوا داشته باشد - او بلاشک از قرآن هدایت خواهد گرفت و مۆمن خواهد شد. اما اگر مۆمن تقوا نداشته باشد، احتمالاً در ایمان هم پایدار نیست. بستگى به شانسش دارد: اگر در فضاى خوبى قرار گرفت، در ایمان باقى مى‌ماند؛ اگر در فضاى خوبى قرار نگرفت، در ایمان باقى نمى‌ماند.(3)
یکی از اولین کارهای ادیان این است که عقیده را در ذهن مردم قرار بدهند و به مردم تفهیم کنند که زندگی شما با مرگ پایان نمی‌پذیرد،‌ بلکه بعد از مرگ هم، زندگی و حساب و جزا است، و به انسانها بفهمانند که اینجا صحنه‌ی عمل است و آنجا برداشت از عمل

خصوصیات متقین

«الذین یۆمنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون»(4): برای همین متقین شش خصوصیت بیان شده که این شش خصوصیت در یک انسان، در حقیقت عناصر تشکیل دهنده‌ی تقواست و آن تقوای صحیح و عینی با این شش خصوصیت در انسان تأمین می‌شودالبته فراموش نشود که این تقوا در همه‌ی مراحل به انسان کمک می‌کند، یعنی شما وقتی یک مایه‌ای از تقوا داشته باشید از قرآن یک چیزی می‌فهمید و هدایت می‌شوید و این تقوا هرچه بیشتر بشود شما از قرآن بیشتر می‌فهمید یعنی حتی یک انسانی که در حد اعلای تقوا هست اگر باز تقوایش بیشتر شود به همان نسبت افزایش روحیه تقوا ممکن است باز چیزهای جدیدتر و یک ظرافت‌هایی را از قرآن بفهمد و این فقط مربوط به اول کار نیست که بگوئیم اگر می‌خواهید از قرآن چیزی بفهمید باید با تقوا بشوید .که تقوا یعنی همان هشیاری و دقت را بدست آوردید دیگر برو در بطن قرآن، نخیر، درهمه‌ی مراحل هرچه این تقوا بیشتر شد درک انسان بیشتر می‌شود، حالا این شش خصوصیت مقدماتی است برای اینکه یک سطح قابل قبولی از تقوا در انسان بوجود بیاید، یا بگوییم یک حداقل لازمی از تقوا در انسان بوجود می‌آید.
الف) ایمان به غیب
اولین خصوصیت این است که: «الذین یۆمنون بالغیب». یعنی آن کسانی که ایمان به غیب می‌آورند، که در ترجمه گفتیم آنها که به غیب باور می‌آورند. ایمان به غیب در قرآن جاهای متعددی خشیت به غیب و توجه به غیب ذکر شده، مثلاً در یک جا، «و خشی الرحمان بالغیب»(5) و از این قبیل آیات آمده و غیب یعنی آنچه که پنهان از حواس آدمی است و تمام عالم وجود به غیب و شهادت تقسیم می‌شود .
نماز
ب) به‌پاداشتن نماز
 
اما شرط دوم: «الذین یۆمنون بالغیب» به پاداشتن نماز از شرایط متقین است. «و یقیمون الصلوة»: و نماز را به پا می‌دارند. به پاداشتن نماز غیر از گزاردن نماز است و متأسفانه در بعضی از ترجمه‌ها مشاهده می‌شود می‌نویسند و نماز می‌گزارند، در حالی که نمازگزاردن در عربی می‌شود «یصلون» و «یقیمون الصلوة» یعنی نماز را بپا می‌دارند، پس به پا داشتن نماز چیزی بیش از گزاردن نماز است، که البته نمازگزاردن را هم شامل می‌شود.
یعنی اگر شما بخواهید جزو نماز بپادارندگان باشید نمی‌توانید نمازگزاردن را ترک کنید.
بپاداشتن نماز، یعنی در محیط و درجامعه این واجب و این حقیقت لطیف را بوجود آوردن و محیط را محیط نماز کردن و دیگری را به نماز دعوت کردن و نماز را با توجه ادا کردن، و مفاهیم نماز را در زندگی تحقق بخشیدن است، که مفهوم اصلی نماز عبارت است از: خضوع انسان در مقابل پروردگار و عمل انسان به فرمان پروردگار این آن عنصر اصلی نماز است که در حاشیه‌اش هم چیزهای دیگری وجود دارد.
انفاق
ج) انفاق در راه خدا
 
«و ممّا رزقناهم ینفقون»: و از آنچه که ما روزی آنها کرده‌ایم انفاق می‌کنند. حالا آیا این انفاق همان زکاتی است که در کتاب های فقهی گفته شده به 9 چیز تعلق می‌گیرد و در غیر آن 9 چیز زکوة نیست؟
نه این آن نیست. البته ممکن است در مورد زکوة هم ما نظرات فقهی‌ دیگری را هم سراغ داشته باشیم. و بشناسیم که دایره زکوة را بسی وسیع‌تر گرفته باشند و از آنچه که در این 9 چیز وجود دارد و ممکن است وجود داشته باشد اما به هر حال این آن انفاق نیست و فراتر از آن است.
انفاق کردن یعنی خرج‌کردن از مال، و بدیهی است که مراد از این خرج‌کردن، آن خرجی نیست که انسان برای خودش می‌کند، چون خرج کردن برای خود را هر انسانی می‌کند و بی‌تقواها بیشترش را برای خورد و خوراک و لذت و شهوترانی خودشان خرج می‌کنند.
پس مقصود آن نیست، بلکه مقصود انفاق در راه خداست. یعنی در راه هدفهای والا و در راه آرمان های الهی خرج‌کردن بسیار مهم است!(6)
بپاداشتن نماز، یعنی در محیط و درجامعه این واجب و این حقیقت لطیف را بوجود آوردن و محیط را محیط نماز کردن و دیگری را به نماز دعوت کردن و نماز را با توجه ادا کردن، و مفاهیم نماز را در زندگی تحقق بخشیدن است، که مفهوم اصلی نماز عبارت است از: خضوع انسان در مقابل پروردگار و عمل انسان به فرمان پروردگار این آن عنصر اصلی نماز است که در حاشیه‌اش هم چیزهای دیگری وجود دارد
د و هـ) ایمان به پیامبر اسلام و پیامبران پیشین
و اما آیه بعد: «و الذین یۆمنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک»(7) : و آنان که به هر آنچه بر تو فرو فرستاده شده‌ است ایمان می‌آورند و به هر آنچه پیش از تو. در این‌جا هم دو خصوصیت دیگر هست .
اولاً: ایمان به وحی در هر دو جمله مورد توجه قرار گرفته و این دو جمله در این معنا با هم مشترکند. یعنی یکی از نشانه‌ها یا از عناصر و ارکان تشکیل دهنده‌ی آن تقوایی که مایه هدایت و مایه‌ی نورانیت انسانی است، همین است که ایمان می‌آورند به وحی و وحی را قبول می‌کند، منتها اینکه این وحی مطلق است به پیغمبر اسلام یا پیغمبرهای دیگر.
و) یقین به آخرت
«و بالآخرة هم یوقنون»: و آنان به آخرت یقین می‌ورزند. یقین به آخرت نشانه‌ی ششم است و آخرت هم، آن نشأه و مرحله‌ی بعد از دنیاست که چون متأخر از دنیاست به آن می‌گویند آخرت و دنیا چون مرحله‌ی نزدیکتر به ماست و الان ما در ان زندگی می‌کنیم به آن می‌گویند دنیا، پس یکی از نشانه‌های باتقوا یا متقی، یقین به آخرت است .
از ارکان و از اصول و از مایه‌های اصلی تدین و تقوا یقین به آخرت است. که یک مرحله‌ والائی است، و لذا گمان به آخرت کافی نیست.
شما در اصول عقاید اسلامی، عقیده‌ای که منقطع باشد از زندگی و از عمل اصلاً ندارید و اعتقاد به آخرت و اعتقاد به قیامت و اعتقاد به محاسبه و پرس و جو و اعتقاد به جزا برای هر عمل و یقین به اینها، ‌تأثیرات زیادی در زندگی دارند و زندگی را شکل خواهند داد. لهذا، همانطور که در قرآن هست: یکی از اولین کارهای ادیان این است که عقیده را در ذهن مردم قرار بدهند و به مردم تفهیم کنند که زندگی شما با مرگ پایان نمی‌پذیرد،‌ بلکه بعد از مرگ هم، زندگی و حساب و جزا است، و به انسانها بفهمانند که اینجا صحنه‌ی عمل است و آنجا برداشت از عمل

 

 

 

[ دوشنبه دهم آذر 1393 ] [ 9:10 ] [ فریبا ]

 



یكی از بناهاى پر اهمیت اجتماع، ازدواج و تشكیل خانواده است.
در این ‏واحد‎ ‎اولیه اجتماعى سنگ بناى تعلیم و تربیت نهاده می‌شود و انسان در ‏عرصه ازدواج به‎ ‎آرامش و تكامل می‌رسد‎.‎
ازدواج امری فطری است و بر آن اساس پایه‌گذاری شده است. داشتن زندگی خانوادگی نیز، امری طبیعی است و بر پایه‌ی نظام خلقت استوار است و همین ازدواج است که پایه و اساس اجتماع را تشکیل می‌دهد. زیرا خانواده پایه و اساس جامعه بشری است و بدون ازدواج هرگز خانواده و در پی آن جامعه‌ی بشری تحقق نخواهد یافت. «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ...» (حجرات، 13)

ای مردم، ما شما را از نری و ماده ای بیافریدیم و شما را جماعت ها و، قبیله ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید
«هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ؛ آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید.»(بقره/187)
آیه ذکر شده در واقع فرازی از آیه 187 سوره مبارکه بقره است که در عین کوتاهی و اختصار دریایی از معنا و معارف اخلاقی را به همراه دارد؛ چرا که خدای متعال در این آیه نورانی با بیان یک تشبیه زیبا به ارتباط و نقش همسران در خانواده اشاره فرموده است.
برای پی‌ بردن به معنا و مفهوم این آیه شریف، لازم است این تشبیه زیبا را با دقت بیشتر مورد بررسی و توجه قرار دهیم.

عیب های یکدیگر را می پوشانند

از آنجا که یک لباس خوب نوعاً عیب های پنهان صاحب خود را می‌پوشاند، از این آیه شریف این چنین استفاده می‌شود که، همسران نیز که خداوند متعال آنها را به لباس بودن برای همدیگر تشبیه کرده است، می‌بایست سِر نگهدار بوده و به هیچ وجه به خود اجازه ندهند که اسرار و عیب های یکدیگر را نزد دیگران فاش سازند.
در اهمیت عیب پوشی و عدم افشای عیوب دیگران همین بس که از جمله اوصاف خدای متعال در منابع اسلامی ستاریت معرفی شده است؛ از این رو سزاوار است همسران که بسیار به هم نزدیک هستند نیز از این ویژگی اخلاقی به نحو احسن در زندگی خود برخوردار باشند.
در روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «خداوند با حیا و پرده‌ پوش است و حیا و پرده‌ پوشی را دوست دارد»(نهج الفصاحة ج1، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص294)
در برخى موارد، هر چند زن و مرد با یكدیگر زندگى می‌كنند، ‏اهدافى كه باید در‏‎ ‎زندگى آنان حاكم باشد، از میان می‌رود و دو طرف ‏بدون آن كه بهره‌اى از زندگى مشترك‏‎ ‎ببرند، با یكدیگر زندگى می‌كنند ‏برخى گفته‌اند: هر جا نشانه‌هاى الفت و حكمت‌های‎ ‎زوجیت چه در دنیا و ‏چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجیت را به كار برده است‎
لباس مایه زینت و آرامش است

از جمله کارایی های ارزشمندی که برای لباس می‌توان ذکر کرد این است که نوعاً لباس علاوه بر اینکه عیب های افراد را می‌پوشاند، موجب زیبایی افراد نیز می‌شود؛ از این رو این چنین انتظار می‌رود که زن و شوهر نیز زینت یکدیگر باشند.
این موضوع به شکل‌های مختلفی قابل تصور است، از جمله اینکه هر یک از زن و شوهر سعی کنند علاوه بر اینکه خود در جاده سعادت و فضایل اخلاقی باشند و خود را از رذایل اخلاقی دور نمانید، سعی نماید که در مسیر رسیدن به کمالات یکدیگر را کمک نمایند، همدیگر را از رذایل اخلاقی به دور سازند.
ازدواج موجب كسب كمالات معنوی، عفّت و پاک دامنی، احساس مسئولیت، آرامش و امنیت خاطر، تولید و بقای نسل انسانی، سلامت و امنیت اجتماعی، تقویت و تثبیت صفات جنسی و باعث بروز استعدادها و توانایی های بالقوّه می گردد و همچنین از آموزه های دینی و تحقیقات تجربی اندیشمندان می توان استفاده كرد كه در ازدواج، علاوه بر بلوغ جنسی،بلوغ اجتماعی، عقلی و عاطفی نیز در حدّ قابل قبولی نیاز است و بهترین زمان ازدواج برای دختران و پسران، اوایل جوانی است و این مقطع سنّی برای بیشتر افراد، كه شرایط ازدواج را دارا هستند، مناسب است.

اهداف ازدواج

حكمت‌ها و آثار مهمى بر ازدواج ترتّب دارد و قرآن در آیاتى به آنها پرداخته‏‎ ‎است.
در برخى موارد، هر چند زن و مرد با یكدیگر زندگى می‌كنند، ‏اهدافى كه باید در‏‎ ‎زندگى آنان حاكم باشد، از میان می‌رود و دو طرف ‏بدون آن كه بهره‌اى از زندگى مشترك‏‎ ‎ببرند، با یكدیگر زندگى می‌كنند.
‏برخى گفته‌اند: هر جا نشانه‌هاى الفت و حكمت‌های‎ ‎وجیت چه در دنیا و ‏چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجیت را به كار برده است‎.‎‏ (روم/ 21، ‏فرقان/74، زخرف/70، بقره/25، یس/56)‏
و هرگاه جاى این نشانه‌ها و حكمت‌ها را‎ ‎بغض و خیانت یا تفاوت عقیده زن ‏و مرد با یكدیگر پر می‌كند، قرآن از كلمه «امرأه»‏‎ ‎استفاده كرده است.‏‏ (یوسف/30 تحریم/10و 11)
هم چنین آن جا كه حكمت زوجیت (بقاى نسل‏‎ ‎انسان) از میان برداشته ‏می‌شود، باز قرآن واژه «امرأه» را به كار برده است‎.(ذاریات/25 مریم /4 و ‏‏5 آل عمران/40)
بدین سبب دوباره وقتى این حكمت سر برمی ‌آورد ‎و ثمره زوجیت به بار ‏می‌نشیند، باز قرآن تعبیر را عوض كرده كلمه «زوج» را به كار‎ ‎می‌برد.
در ‏آیه 40 آل عمران، زكریا به خدا خطاب می‌كند كه همسرم نازا است: «و‎ ‎امرأتى عاقر»؛ ولى وقتى دعاى او اجابت می‌شود، قرآن می‌فرماید: «و ‏اصلحنا له زوجه».‏

 

[ دوشنبه دهم آذر 1393 ] [ 9:9 ] [ فریبا ]

 


یکی از معضلات عصر الکترونیک ٬ صدمات و لطمات ناشی از امواج صوتی و تصویری ، موبایل ، کامپیوتر است

یک دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند، انجام داده است.

بدن شما به طور روزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس را از طریق تجهیزات الکتریکی دریافت می کنید.
همچنین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یکساعت هم خاموش نمی شوند.

سردرد دارید! احساس ناراحتی می کنید! تنبلی در کار و درس !
 وقتی بعضی از این علایم را احساس کردید!
راه حل همه اینها چیست!!؟؟
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بر زمین، زمین امواج الکترومغناطیس مضر را تخلیه خواهد کرد!
بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیس بهتر تخلیه خواهد شد.
 بر اساس اصول علمی ثابت شده که مکه و کعبه مرکز زمین است.
بنابراین سجده در نمازتان:
بهترین راه برای تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است !
این همچنین کمال مطلوب برای نزدیکی به قادر مطلق است، او که جهان را اینگونه آفرید !

 

 

 

[ یکشنبه نهم آذر 1393 ] [ 6:59 ] [ فریبا ]

 

آرزو

 

آیات الهی در جزء نوزدهم قرآن کریم از بندگان موفقی نام می برد که برای آینده فرزندان خود، آرزوهایی دارند و از خداوند متعال می خواهند که این آرزوها را در حق آنها و ذریه آنها به استجابت برساند .

فرق اساسی که بین انسان های عادی و افراد موفق وجود دارد این است که انسان های عادی فقط در جستجوی آرزوی خود هستند و برای رسیدن به آن تلاش می کنند، اما افراد موفق علاوه بر اینکه در جستجوی آرزو های خود هستند برای دیگران نیز آرزوهایی دارند و سعی می کنند آرزوهای دیگران نیز بر آورده شود .
شما از کدام دسته از آدم ها هستید؟ آدم هایی که فقط به فکر برآورده شدن آرزوی خودشان هستند، یا اینکه آرزوی دیگران نیز برایشان مهم است ؟
پدر و مادرها را معمولاً می توان جزء گروه دوم معرفی کرد ،چون علاوه بر جستجوی آرزوهای خود برای فرزندانشان نیز آرزوهایی دارند و سعی می کنند به هر ترتیبی شده روزی آرزوی فرزندان خود را نیز برآورده کنند .
اما چه آرزویی می تواند آینده فرزندانمان را به خوبی رقم بزند و آنها را موفق و پیروز کند ؟
عده ای برای اینکه فرزندان آنها بتوانند آینده ای روشن در پیش رو داشته باشند از همان بدو تولد یک حساب بانکی برای آنها باز می کنند و ماهانه سعی می کنند مقداری از سرمایه اقتصادی خود را در آن پس انداز کنند تا فرزندانشان در آینده مشکل مادی نداشته باشند .
عده ای دیگر از همان ابتدا سعی می کنند فرزندان خود را در بهترین کلاس های آموزشی ثبت نام کنند تا چشم انداز علمی آنها روشن و زیبا دیده شود .
اما در کنار همه این آرزوها و تلاش ها برای آینده فرزندان ، قرآن کریم در روز 19 ماه مبارک رمضان آرزوی برترین و موفق ترین انسان های تاریخ را در حق فرزندان خود برای ما معرفی می کند، آرزویی که می تواند بهترین و زیباترین آینده را برای بچه های ما رقم بزند .
آیات الهی در جزء نوزدهم قرآن کریم از بندگان موفقی نام می برد که برای آینده فرزندان خود، آرزوهایی دارند و از خداوند متعال می خواهند که این آرزوها را در حق آنها و ذریه آنها به استجابت برساند :
(وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً :و كسانى‏اند كه مى‏گویند: «پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مایه روشنىِ چشمان [ما] باشد، و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان.)( الفرقان : 74)
در کنار همه این آرزوها و تلاش ها برای آینده فرزندان ، قرآن کریم در روز 19 ماه مبارک رمضان آرزوی برترین و موفق ترین انسان های تاریخ را در حق فرزندان خود برای ما معرفی می کند، آرزویی که می تواند بهترین و زیباترین آینده را برای بچه های ما رقم بزند
این افراد توجه خاصی به تربیت فرزندان خود دارند و برای خود در برابر آنها مسئولیت قائل هستند و تربیت را فقط در تهیه خوراک و پوشاک و مسکن برای فرزندان خود منحصر نمی دانند، بلکه علاوه بر این امور به فکر مسائل مهم دیگر هم هستند .
نکته مهمی که در این آیه شریفه باید به آن متذکر شد این است که این افراد فقط در مورد آینده فرزندان خود دست به دعا بر نمی دارند، بلکه ابتدا تلاش و کوشش خود را به کار می گیرند و در مرحله بعد از خداوند متعال نیز درخواست می کنند که تلاش های آنان در تربیت فرزندان مثمر ثمر واقع شود ،چون دعا به تنهایی نمی تواند دردی را دوا کند بلکه تلاش و کوشش نیز لازم است .
برخی در توضیح معنای (قُرَّةَ أَعْیُنٍ) به این معنا اشاره کرده اند که هیچ چیز بهتر از اینکه یک فرد ببیند فرزندان و همسرش از دستورات الهی پیروی می کنند و اهل عبادت هستند، سبب خوشحالی و مسرت او نمی شود .
آری یکی از بزرگترین آرزوهای افراد موفق از دیگاه قرآن کریم این است که فرزندان آنها اهل عبادت و عمل به دستورات دین باشند و این آرزو چنان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و هست که می توان آن را در لحظه لحظه زندگی این افراد مشاهده کرد :
حضرت اسماعیل
آنجا که حضرت ابراهیم از خداوند متعال این گونه درخواست می کند که :
(رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاء:پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نیز. پروردگارا، و دعاى مرا بپذیر.)( إبراهیم : 40)
وقتی که حضرت زکریا از خداوند متعال می خواهد تا به او ذریه طیبه و نسل پاک عنایت کند :
(هُنالِكَ دَعا زَكَرِیَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لی‏ مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّكَ سَمیعُ الدُّعاءِ : آنجا [بود كه‏] زكریا پروردگارش را خواند [و] گفت: «پروردگارا، از جانب خود، فرزندى پاك و پسندیده به من عطا كن، كه تو شنونده دعایى.)( آل‏عمران : 38)
آنجا که مادر حضرت مریم بلافاصله بعد از تولد فرزندش دست به دعا بر می دارد و این گونه می فرماید:
(وَ إِنِّی سَمَّیْتُها مَرْیَمَ وَ إِنِّی أُعیذُها بِكَ وَ ذُرِّیَّتَها مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ : و من نامش را مریم نهادم، و او و فرزندانش را از شیطان رانده شده، به تو پناه مى‏دهم.)( آل‏عمران : 36)
از آرزوهایی که در این آیات بیان شد به خوبی استفاده می شود که حقوق فرزندان تنها با آماده کردن خوراک و پوشاک و امکانات دیگر مهیا نمی شود، بلکه تغذیه روح و به کار گیری اصول تعلیم و تربیت صحیح در اولویت اول قرار دارد .
و به همین جهت خداوند متعال به همه افراد توصیه می کند تا با تربیت صحیح فرزندان آنها را از گرفتار شدن در گمراهی نجات دهند :
(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُۆْمَرُونَ : اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ كنید: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سختگیر [گمارده شده‏] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏كنند و آنچه را كه مأمورند انجام مى‏دهند.)( التحریم : 6)
برخی در توضیح معنای (قُرَّةَ أَعْیُنٍ) به این معنا اشاره کرده اند که هیچ چیز بهتر از اینکه یک فرد ببیند فرزندان و همسرش از دستورات الهی پیروی می کنند و اهل عبادت هستند، سبب خوشحالی و مسرت او نمی شود .
آری یکی از بزرگترین آرزوهای افراد موفق از دیگاه قرآن کریم این است که فرزندان آنها اهل عبادت و عمل به دستورات دین باشند و این آرزو چنان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و هست که می توان آن را در لحظه لحظه زندگی این افراد مشاهده کرد
هنگامی که از این آیه شریفه از امیرالمومنین علی علیه السلام سۆال شد، حضرت در پاسخ فرمودند:
(عَلِّمُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمُ الْخَیْرَ، وَ أَدِّبوُهُمْ: «منظور این است که خود و خانواده خویش را نیکى بیاموزید و آنها را ادب کنید.)(درّ المنثور، جلد 6، صفحه 244)
آری ایشان در زمره بهترین عباد الرحمن و موفق ترین افرادی است که تا آخرین لحظه از عمر مبارک خود به مساله تربیت فرزندان و تعلیم و تربیت آنها اصرار ویژه داشت، تا جایی که در آخرین لحظات عمر مبارک خویش ،امام مجتبی را فرا خواند و به ایشان توصیه هایی کرد که به بخشی از آن به مناسبت سالروز شهادت این امام همام اشاره می شود :
فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر كس را كه این نوشته من به او رسد را به امور ذیل توصیه و سفارش مى‎كنم : تقوای الهى را هرگز از یاد نبرید، كوشش كنید تا دم مرگ بر دین خدا باقى بمانید.
همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید، و بر مبناى ایمان و خداشناسى متفق و متحد باشید و از تفرقه بپرهیزید، پیغمبر فرمود: اصلاح میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزى كه دین را محو مى‎كند، فساد و اختلاف است ارحام و خویشاوندان را از یاد نبرید، صله رحم كنید كه صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان مى‎كند.
خدا را! خدا را! درباره یتیمان، مبادا گرسنه و بى سرپرست بمانند.
خدا را! خدا را! درباره همسایگان، پیغمبر آن قدر سفارش همسایگان را فرمود كه ما گمان كردیم مى‎خواهند آنها را در ارث شریك كند.( مقاتل الطالبین، صص 44 – 28،)
خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا دیگران در عمل كردن، بر شما پیشى گیرند

 

 

 

[ جمعه هفتم آذر 1393 ] [ 0:21 ] [ فریبا ]

 

تشکر کردن
 
یکی از علل عدم تشکر و قدردانی از همسر در زندگی نداشتن اطلاعات لازم در مورد آثار و برکات انجام این عمل می باشد. سپاسگذاری از طرف مقابل می تواند رنگ و بوی نشاط و خوشبختی را به زندگی هر زوجی به ارمغان آورد
امام علی علیه السلام چنین می فرماید:
سپاسگزاری تو از کسی که از تو راضی است، رضایت و وفای او را می افزاید، و سپاسگزاری تو از کسی که بر تو خشمگین است، موجب صلاح و تمایل و عاطفه از سوی او نسبت به تو می گردد:
«شُکرک الرّاضی عَنْکَ یَزیدُهُ رضا و وفاءً، شُکرُکَ لِلسّاخِطِ عَلَیکَ یوجبُ لَکَ مِنه صَلاحا و تعطُّفا»

ابراز محبت تشکر است

توصیه به مردان:
یکی از سخت ترین کارها در منزل، اداره ی امور خانه و آشپزی و تربیت فرزندان است که خانم خانه با جان و دل به این امر مبادرت می ورزد، بدون این که چشم داشتی داشته باشد. در صورتی که در قوانین اسلام زن کارپرداز مرد نیست. لذا مقام معظم رهبری می فرمایند:
«زن کار پرداز شما نیست که همه ی کارهای زندگیتان را به دوش او بگذارید، بعد هم او را مواخذه کنید. این زن یک گل است در دست شما! هر کس هستید دانشمند یا سیاستمدار او یک گل است».
اگر مردی در خانه بماند و همه ی امور خانه داری و بچه داری را بر عهده بگیرد آن موقع متوجه خواهد شد که همسرش در خانه چه اندازه فداکاری می کند و چه زحمات طاقت فرسایی را متحمل می شود.
در نهج البلاغه است که: «لا یَزهدّنک فی المعروفِ مَنْ لا یَشْکُرُه لک» کسی که سپاسگزار نیکی های تو نیست، تو را در انجام کار معروف و شایسته، بی رغبت نسازد
اتفاقاً از نظر تفاوت های بین زن و مرد، زن ها چون جزئی نگرند، دوست دارند مردها به جزئیات در محیط خانواده توجه کنند. مثلاً نظافت خانه، تغییر دکوراسیون، طبخ غذاهای باب طبع آقا، پوشش و آرایش زن. آرام بودن محیط خانواده. . . لذا تشکر از همسر عامل ایجاد رضایت درونی در زنان و انگیزه ای برای ادامه ی این نوع رفتارهاست.
 

فایده ی تشکر از همسر

ایجاد انگیزه برای فعالیت های بعدی.
احساس رضایت درونی.
به همراه داشتن رضایت خدا.
احساس خوشحالی از قدردانی.
از بین رفتن کدورت ها.
یاد گرفتن فرزندان که تشکر کنند.
دیده نشدن کاستی ها و کمبودها.
رفع کینه و دشمنی.
عامل حسن تفاهم و درک متقابل.
بیرون رفتن خستگی از تن زن و مرد.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:
«کسی که از احسان مردم قدردانی نکند، شکر خدای را نیز به جای نمی آورد».
شکر نعمت، نعمتت افزون کند *** کفر، نعمت از کفت بیرون کند
مقام معظم رهبری می فرمایند: «زن کار پرداز شما نیست که همه ی کارهای زندگیتان را به دوش او بگذارید، بعد هم او را مواخذه کنید. این زن یک گل است در دست شما! هر کس هستید دانشمند یا سیاستمدار او یک گل است»

اما نکته ای مهم

توصیه به خانم ها
ناسپاسی از دیگران، موجب دلسردی و سلب انگیزه از آنان می شود. البته وظیفه کسی که احسان و نیکی به مردم می کند، آن است که به خاطر خدا خدمت کند و انتظار پاداش هم از خدا داشته باشد و قدر نشناسی انسان ها او را سرد نکند.
در نهج البلاغه است که: «لا یَزهدّنک فی المعروفِ مَنْ لا یَشْکُرُه لک» کسی که سپاسگزار نیکی های تو نیست، تو را در انجام کار معروف و شایسته، بی رغبت نسازد. این، یک سوی قضیه است، اما در سوی دیگر وظیفه کسانی قرار دارد که از خدمات و احسان ها برخوردار می شوند. انسان اگر با سپاس و تقدیر، اهلیت و شایستگی خود را نشان ندهد، موجب سلب نعمت و موجب منصرف شدن نیکوکاران از عمل خیر می گردند.مَنّاعُ لِلْخَیر به کسانی گفته میشود که با ناسپاسی ٬ مانع تکرار عمل خیر میشوند 
 
 
 
 
 
 
[ جمعه هفتم آذر 1393 ] [ 0:18 ] [ فریبا ]

 

در دنیای پیرامون ما افراد می خواهند با سرمایه های مختلفی که در اختیار دارند خود را همیشه بالاتر و برتر از دیگران نشان دهند و برای همین عده ای برای برتر نشان دادن خود به سراغ خانه های مجلل می رود و عده ای دیگر به سراغ اتومبیل های گران قیمت و همین طور هر کسی دست به دامن چیزی می شود تا خود را از دیگران بالاتر نشان دهد، به همین جهت خداوند متعال در آیات الهی هنگامی که به تعریف دنیا می پردازد آن را به این شکل معرفی می کند :

(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد:

 

 بدانید كه زندگى دنیا، در حقیقت، بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشىِ شما به یكدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است.)(الحدید:20)

و با این تعریف جامع از دنیا ، به مراحل پنج گانه زندگی انسان ها یعنی؛ غفلت، سرگرمى، تجمّل، تفاخر و تکاثر اشاره می کند که فخر فروشی بر دیگران به وسیله سرمایه هایی که در اختیار داریم در مرحله چهارم از این پنج مرحله قرار دارد، مرحله ای که بعد از دواران جوانی قرار دارد و انسان ها در آن مرحله به درجه ای می رسند که خواهان فخر فروشی و حس خود برتربینی بر دیگران هستند.

یکی دیگر از وسائلی که می تواند در انسان این حس مذموم را پدید بیاورد نماز و روزه و عبادت هایی است که در طول سال و مخصوصا در ماه مبارک رمضان انجام می دهیم که ممکن است با انجام این عبادات این تفکر در ذهن ما خطور کند که من از بقیه برتر هستم، چرا که یک ماه روزه گرفتم و توانسته ام به مقام قرب الهی برسم .

امام صادق نیز در مورد این گناهان کوچک که قرآن کریم از آنها به (اللمم ) تعبیر می کند این چنین می فرماید : 

 

(اَلْلَّمَمُ الرَّجُلُ یُلِمُّ بِالذَّنْبِ فَیَسْتَغْفِرُ اللّهَ مِنْهُ: «لمم آن است که انسان به سراغ گناهى رود، سپس از آن استغفار کند

برای بررسی این احساس در آخرین روزهای ماه میهمانی خداوند، آیات جزء بیست و هفتم قرآن مجید را محور بحث قرار داده ایم تا با منطق قرآن کریم در این زمینه بیشتر آشنا شویم:

(الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فی‏ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى:

 

 آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاری ها - جز لغزش هاى كوچك- خوددارى مى‏ورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ ‏آمرزش است. وى از آن دم كه شما را از زمین پدید آورد و از همان‏گاه كه در شكم هاى مادرانتان [در زهدان‏] نهفته بودید به [حال‏] شما داناتر است، پس خودتان را پاك مشمارید. او به [حال‏] كسى كه پرهیزگارى نموده داناتر است.)(النجم: 32)

خداوند متعال در این آیه شریفه سخن از انسان های نیکوکاری به میان می آورد که از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار هستند، ویژگی هایی که هر کدام از آنها  می تواند انسان را در زمره این افراد قرار دهد .

اولین ویژگی این افراد این است که همیشه سعی می کنند در زندگی سدی بین خود و گناهان بزرگ بسازند تا مبادا در وادی زشتی ها و پلیدی ها خود را آلوده کنند، اما از آنجایی که هر فردی جایز الخطا است این افراد ممکن است در زندگی دست به اشتباهات کوچکی بزنند، ولی خصوصیت ویژه این افراد این است که به سرعت در مقام جبران این اشتباهات بر می آیند چنانچه قرآن کریم می فرماید:

(وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ ...: و آنان كه چون كار زشتى كنند، یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند.(آل‏عمران:  135)

در مورد خودستایی امام باقر علیه السلام در حدیثی این گونه می فرمایند:

 

(لایَفْتَخِرُ أَحَدُکُمْ بِکَثْرَةِ صَلاتِهِ وَ صِیامِهِ وَ زَکاتِهِ وَ نُسُکِهِ، لِأَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى:

 

 «هیچ کس از شما نباید به فزونى نماز و روزه و زکات و مناسک حج و عمره افتخار کند; زیرا خداوند پرهیزگاران شما را از همه بهتر مى شناسد

چنانچه امام صادق علیه السلام نیز در مورد این گناهان کوچک که قرآن کریم از آنها به (اللمم ) تعبیر می کند این چنین می فرماید:

(اَلْلَّمَمُ الرَّجُلُ یُلِمُّ بِالذَّنْبِ فَیَسْتَغْفِرُ اللّهَ مِنْهُ: «لمم آن است که انسان به سراغ گناهى رود، سپس از آن استغفار کند.(( کافى، ج 2،  صفحه 320)

خصوصیت دیگری که خداوند متعال در مورد این افراد که به نیکوکاران معروف هستند بیان می کند این است که هیچ گاه در صدد خودستایی و تعریف کردن از خود بر نمی آیند و به همین جهت خداوند متعال به همگان توصیه می کند که از این صفت زشت و پلید در زندگی خود دوری کنید چرا که چنانچه در برخی از کتب تفسیری نقل شده است، بعضی بعد از مقداری عبادت و روزه گرفتن شروع به تعریف از خود کردند و به عبارتی دیگر این حس خود برتر بینی در آنها شکوفا شد که خداوند متعال با نزول این آیه شریفه آنها را از این عمل زشت منع کرد. (روح المعانى ج 7، ص 55)

در مورد خودستایی امام باقر علیه السلام در حدیثی این گونه می فرمایند:

(لایَفْتَخِرُ أَحَدُکُمْ بِکَثْرَةِ صَلاتِهِ وَ صِیامِهِ وَ زَکاتِهِ وَ نُسُکِهِ، لِأَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى: «هیچ کس از شما نباید به فزونى نماز و روزه و زکات و مناسک حج و عمره افتخار کند; زیرا خداوند پرهیزگاران شما را از همه بهتر مى شناسد.)(نور الثقلین، ج 5، ص 165)

 هرگز از خودتان تعریف و تمجید نکنید، بگذارید صفات خوب شما به وسیله دیگران در جامعه منتشر شود.

 

 

 

[ پنجشنبه ششم آذر 1393 ] [ 7:55 ] [ فریبا ]

 

رزق
 
هر کسی از خدا پروا داشته باشد، خداوند برای او راه خروجی [از گناه و مشکلات] پدید می آورد. و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد
امیرالمومنین می فرمایند:
«یابن آدم، الرزق رزقان: رزقٌ تَطلُبُهُ، و رزقٌ یَطلُبُکَ، فإن لَم تأته أَتاکَ. فلا تَحمِل هَمَّ سَنَتِکَ علی هَمِّ یَومِکَ! کفاکَ کُلُّ یَومٍ علی ما فیه؛ فإن تَکُنِ السَّنَةُ مِن عُمُرِکَ فإنّ الله تعالی سَیُۆتیک فی کُلِّ غَدٍ جدیدٍ ما قَسَمَ لک؛ وَ اِن لَم تَکُنِ السَّنَةُ مِن عُمُرِکَ فما تَصنَعُ بِالهَمَّ فیما لیسَ لک؛ وَ لَن یَسبِقَکَ إلی رِزقِکَ طالِبٌ، و لَن یَغلِبَکَ علیه غالبٌ. وَ لَن یُبطِیءَ عَنکَ ما قد قُدِّرَ لک»
امیر بیان علی(علیه السّلام) در این فراز از سخن حکیمانه ی خویش از «رزق و روزی» سخن به میان آورده و در این باره به زیبایی می فرماید: «ای فرزند آدم! روزی دو گونه است، روزیی که تو آن را می جویی، و روزیی که آن تو را می جوید که اگر به سراغش نروی، به سوی تو آید.»
پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت اضافه نکن، که [اندوه] آن روز با آنچه در آن است برای تو کافی است. پس اگر از عمر تو یک سال باقی باشد، خداوند متعال در هر صبحگاه آنچه را که قسمت تو کرده است خواهد داد. و اگر آن سال از عمر تو نیست، پس تو را با اندوه آن چه کار است؟ که هرگز جوینده ای در گرفتن سهم روزی تو، بر تو پیشی نخواهد گرفت، و هیچ غلبه کننده ای بر تو غلبه نخواهد نمود، و آنچه برای تو مقدر گشته، بی کم و کاست به تو خواهد رسید».
روزی
سخن گهربار امیر بیان علی(علیه السلام) بیانگر آن است که انسان در زندگی هرگز نباید به خاطر «رزق و روزی» دنیا غبار غم و غصّه را در خانه ی قلب خویش نشانده و از اینکه آیا وضعیّت مالی او به اندازه ای هست که بتواند از عهده ی اداره ی زندگی خود برآید یا خیر؟! دچار اندوه و نگرانی شود، چرا که مسئله ی «روزی» امری است گریز ناپذیر که خالق متعال هیچ جنبنده ای را از آن محروم نخواهد ساخت.
 
سخن گهربار امیر بیان علی(علیه السلام) بیانگر آن است که انسان در زندگی هرگز نباید به خاطر «رزق و روزی» دنیا غبار غم و غصّه را در خانه ی قلب خویش نشانده و از اینکه آیا وضعیّت مالی او به اندازه ای هست که بتواند از عهده ی اداره ی زندگی خود برآید یا خیر؟! دچار اندوه و نگرانی شود، چرا که مسئله ی «روزی» امری است گریز ناپذیر که خالق متعال هیچ جنبنده ای را از آن محروم نخواهد ساخت
نکته بعدی اینکه در موضوع «روزی» آنچه دانستنش حائز اهمّیّت است آن است که: اگر کسی خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز نماید، به یقین مورد عنایت ویژه حق تعالی قرار خواهد گرفت، و آن یگانه خالق هستی در مورد مسئله ی «رزق و روزی» حساب دیگری روی او باز خواهد نمود. پروردگار متعال در کلام نورانی خویش از این حقیقت پرده برداشته است و در این باره به زیبایی فرموده است: «و مَن یتّق الله یجعل لَهُ مخرجاً و یَرزُقهُ مِن حیث لا یحسَب»

ترجمه: هر کسی از خدا پروا داشته باشد، خداوند برای او راه خروجی [از گناه و مشکلات] پدید می آورد. و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد

 

 

  

[ پنجشنبه ششم آذر 1393 ] [ 7:52 ] [ فریبا ]
 


۱- خود فراموشى .
و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم اءنفسهم ….؛ (حشره ۵۹، ۱۹) و چون کسانى مى باشید که خدا را فراموش کردند و او نیز آنان را دچار خود فراموشى کرد.
بیمارى خود فراموشى یکى از بیمارى ها و آفت هاى خطرناک روحى است .کسى که به این بیمارى روحى مبتلا گردد، حقیقت انسانى خویش را از یاد مى برد
چنین کسى خود را مستقل و بى نیاز از غیر خود مى پندارد و در دام غرور و خود بزرگ بینى گرفتار مى آید و تصور مى کند که دیگران باید در خدمت او باشند. ریشه این بدبختى و گرفتارى این است که او خدا را فراموش کرده و در نتیجه از حقیقت انسانى بى بهره مانده است . همان حقیقتى که در زبان قرآن ، قلب نامیده شده است و ظرف ادراک حقایق الهى و صفات عالى انسانى مى باشد.

۲ و ۳٫زندگى مشقت بار و نابینایى در آخرت .
و من اءعرض عن ذکرى فان له معیشة ضنکار و نحشره یوم القیامة اءعمى ؛ (طه ۲۰، ۱۲۴)
و هر کس از یاد من روى بر گرداند ، در حقیقت ، زندگى تنگ سخت خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى کنیم .
کسى که از یاد خداوند اعراض کند هدف آفرینش و حیات پس از مرگ را نیز فراموش مى کند و همه چیز را خلاصه در دنیا مى بیند لذا هیچ گاه از دنیا سیر نمى شود. از این رو حتى اگر در دنیا دارا و توانمند بوده از ثروت و امکانات مادى فراوان برخوردار باشد، هم چنان عطش دنیا خواهى در وجودش ‍ زبانه مى کشد و هیچ گاه ارضا و سیراب نمى شود.مشکل اصلى این گونه افراد این است که روح آنها تشنه است و تشنگى روح را نمى توان با مادیات از بین برد. این تشنگى تنها با خنکاى یاد و ذکر خداوند از بین مى رود.
هم چنین کسانى که نشانه هاى بى شمار قدرت و حکمت الهى را نا دیده مى گیرند و غرق در مادیات هستند و از یاد خداوند و سرچشمه حیات مادى و معنوى غافلند، در حقیقت از بصیرت و بینایى محرومند. همین انتخاب آنها در این دنیا، تاءثیر نهایى خود را در آخرت مى گذرد و باعث مى گردد که نابینا محشور شوند و نتوانند نشانه هاى لطف و کرم الهى را نظاره کنند. در آن روز آنها آثار رحمت و لطف الهى را که سخت به آن نیازمندند، نمى بینند؛ آثار لطف و رحمتى که شامل مؤ منان مى گردد و به آنها آرامش ‍ مى بخشد.
در ادامه آیه مى فرماید، این بنده اى که خداوند او را کور محشور مى کند مى گوید: خدایا من که بینا بودم چرا مرا کور محشور کردى ؟ خداوند در پاسخ مى فرماید:
کذلک اءنتک ءایاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسى ؛ (همان ۱۲۶) همان طور که نشانه هاى ما براى تو آمد و آن را به فراموشى امروز همان گونه فراموشى مى شوى .
آرى ، وقتى انسان از یاد خداوند اعراض و در برابر آیات الهى بى اعتنایى کند و حتى هنگامى که دیگران آیات الهى را براى او مى خوانند توجهى نکند و چشم دل خود را به روى حقایق و معارف ببندد، در قیامت کور دل محشور مى شود. هم چنان که او در دنیا خداوند و آیات الهى را فراموش ‍ کرد، خداوند نیز در قیامت او را به فراموشى مى سپرد. البته این بدان معنا نیست که واقعا فراموش مى شود و از ذکر الهى خارج مى گردد. بلکه مقصود این است که آثار رحمت و انعام الهى محروم مى ماند و خداوند او را گرفتار کیفر و عذاب مى کند.
۴- سلطه شیطان
و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین ؛ (زخرف ، ۴۳، ۳۶) و هر کسى از یاد خداى رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى گماریم تا براى وى دمسازى باشد.
کسى که از ذکر خدا غافل گشت ، آماده پذیرش تسلط شیطان و وسوسه هاى شیطانى مى شود؛ زیرا هر چه انسان از یاد خدا فاصله بگیرد، به مادیات و لذت هاى دنیوى نزدیک تر و به ظواهر مادى و تعلقات دنیوى دلباخته تر مى گردد. وقتى هدف هاى مادى و تعلقات دنیوى براى کسى اصل قرار گرفت ، او در پرتو وسوسه هاى شیطانى ، براى رسیدن به هدف هاى ناپاک خود از هیچ کارى روى گردان نیست و از هر فکر و اندیشه شیطانى استقبال مى کند. با توجه به این حقیقت ، امام صادق علیه السلام کى فرمایند:
لا یتمکن الشیطان بالوسوسة من العبد الا و قد اءعرض عن ذکر الله ؛ (بحار الانوار، ج ۷۲، باب ۱۰۰، روایت ۲)
شیطان با وسوسه بر بنده تسلط نمى یابد مگر آن که او از ذکر خداوند اعراض کرده باشد.

 

 

[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 9:28 ] [ فریبا ]
 
 
 
«گناه» عملی است كه با اراده و رضایت الهی در تضاد بوده، با ایجاد نوعی “تاریكی" معنوی در نفس انسان، آدمى را از خدای متعال كه "نور" آسمان ها و زمین است، دور مى‏سازد و به عبارت دیگر، موجب بازماندن وى از كمال و قرب به خدا مى‏گردد.
تعیین این كه چه چیزی گناه است و چه چیزی ثواب از طریق كتاب و سنت مقدور است، زیرا در بسیاری از موارد، گناه بودن عملی قابل تشخیص عقلانی نیست و خدای متعال است كه این موارد را به اقتضای علم و حكمت مطلق خود، از طریق وحی و دین، برای بشر بیان نموده است.
اقسام گناه:
عالمان اسلامی گناهان را بر دو گونه تقسیم نموده اند: گناهان كبیره (بزرگ) و گناهان صغیره (كوچک).
این تقسیم بندى از قرآن و روایات سرچشمه گرفته است؛ در قرآن چنین مى خوانیم: اگر از گناهان كبیره اى كه از آن نهى شده اید، اجتناب كنید، گناهان كوچک شما را مى پوشانیم و شما را در جایگاه خوبى وارد مى سازیم. (نساء، 31)
و در جاى دیگر آمده است: و كتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى بینى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسناكند، و مى گویند: اى واى بر ما، این چه كتابى است كه هیچ عمل كوچک و بزرگى نیست، مگر اینكه آن را شماره كرده است؟ (كهف، 49)
و درباره ى بهشتیان مى خوانیم: مواهب آخرت، جاودانه است براى آنان كه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهیز مى كنند. (شوری، 38)
از این آیات به روشنى استفاده مى شود، كه گناهان، دو گونه اند: كبیره و صغیره و همچنین استفاده مى شود بعضى از گناهان، بدون توبه حقیقى بخشودنى نیست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است.
امام على علیه السلام در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش، هم امید بخشش داریم و هم ترس از كیفر.
سپس فرمود: اما گناهى كه بخشیده است، گناه بنده اى است كه خداوند او را در دنیا كیفر مى كند و در آخرت كیفر ندارد. در این صورت خداوند حكیم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را دو بار كیفر كند.
اما گناهى كه نابخشودنى است، حق الناس است یعنى ظلم بندگان نسبت به همدیگر كه بدون رضایت مظلوم بخشیده نمى شود.
و اما نوع سوم، گناهى است كه خداوند آن را بر بنده اش پوشانده، توبه را نصیب او نموده است، و در نتیجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم امید به آمرزش پروردگارش دارد، ما نیز درباره ى چنین بنده اى، هم امیدواریم و هم ترسان. (بحارالانوار، ج6، ص29)
«خداوند تجارت را حلال كرده و ربا را حرام. هر كس پس از آن كه پند و اندرز كتاب خدا بدو رسید از این عمل (ربا خوردن) دست كشد، خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت كار او با خداى مهربان باشد و كسانى كه از این كار دست نكشند آنان اهل جهنم‏اند و در آن جاوید معذب خواهند بود

گناهان نابخشودنی

آیات قرآن مجید درباره عذاب ابدى به چندین گروه اشاره كرده است:
1- كفر: «آن كسانى كه كافر شدند و به عقیده كفر مردند البته بر آن گروه است لعنت خدا و ملائكه و تمام مردمان».
2- ستمگرى: «آنان را كه كافر و ستمگر شدند هیچ‏گاه خدا نخواهد آمرزید و به راهى هدایت ننماید و گرچه راه جهنم كه تا ابد در آن خواهند زیست و این براى خدا آسان است».
3- نفاق: «خدا مرد و زن از منافقان و كافران را وعدهآتش دوزخ و خلود در آن داده. همان دوزخ كیفر آنها كافى است و خدا آنها را لعن كرده و به عذاب ابد مى‏افكند»
4- تكبر: «پس از هر در به دوزخ داخل شوید كه در آنجا همیشه معذب خواهید بود و جایگاه متكبران كه دوزخ است بسیار بد منزلگاهى است»
5- تكذیب آیات خدا: «و آنان كه آیات ما را تكذیب كردند، آنها اهل آتش دوزخ و در آن مخلدند و آن جا بسیار بد منزلگاهى است»
6- قتل عمد: «هر كس مومنى را به عمد بكشد مجازات او آتش جهنم است كه در آن جاوید معذب خواهد بود. خدا بر او خشم و لعن كند و عذابى بسیار شدید مهیا سازد»
7- تجاوز از حدود الهى: «هر كه نافرمانى از خدا و رسول كند و تجاوز از حدود الهى نماید او را به آتشى در افكند كه همیشه در آن معذب است و همواره در عذاب ذلت و خوارى خواهد بود»
8- دشمنى با خدا و رسول: «آیا نمى‏دانند كه هر كس با خدا و رسولش به دشمنى برخیزد آتش دوزخ كیفر دائمى او است و این به حقیقت ذلّت و خوارى بزرگ است»
9- احاطه بدكردارى: «آرى، هر كس اعمالى زشت اندوخت و كردار بد به او احاطه نمود، چنین كس اهل دوزخ است و در آن آتش به عذاب جاوید گرفتار خواهد بود»
10- رباخوارى: «خداوند تجارت را حلال كرده و ربا را حرام. هر كس پس از آن كه پند و اندرز كتاب خدا بدو رسید از این عمل (ربا خوردن) دست كشد، خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت كار او با خداى مهربان باشد و كسانى كه از این كار دست نكشند آنان اهل جهنم‏اند و در آن جاوید معذب خواهند بود»
گرفتاری هایی که در این دنیا دامن گیر انسان می شوند یا مکافات عمل هستند و یا برای امتحان، برای تعدادی پایه ترقی و تکامل است و برای گروهی تخفیف کیفر اخروی، صورت اخیر لطفی است از طرف خداوند برای گناهکاران تا از مجازات اخروی آنها کاسته شود و ممکن است در این دنیا پاک گردند و به سرای باقی سفر کنند
 
 
 
 
 
[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 9:9 ] [ فریبا ]

 

 
 
1- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: کسی که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند، خداوند به او ایمانی عطا می‌کند که شیرینی آن را در قلبش می‌یابد.(الحکم الزاهره، ج 1، ص 301)

حجاب و عفاف

 
2- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: زنی که برای حفظ غیرت، استقامت ورزید و برای خدا وظیفه خود را به خوبی انجام داد، خداوند پاداش شهید را به او خواهد داد. (نوادر راوندی، ص 37 / بحار، جلد 103، ص 250)
 
 
3- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: آن هنگام که پوشش، سر زنی باشد، ارزش آن از  دنیا و آنچه در آن است، بیشتر است. (نورالشافی فی الفقه الشافعی)4- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: هر که عاشق شد و عفت پیشه کرد و در همین حال از دنیا رفت، اجر شهید را دارد. (کنزالعمال، ح 7000 )
5- دعای پیامبر نور و رحمت (ص): پروردگارا، زنانی که خود را پوشیده نگه می‌دارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان. (مستدرک الوسایل، ج 3، ص 244)
6- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: پاداش رزمنده شهید در راه خداوند، بالاتر از پاداش انسان پاک‌دامنی نیست که توان انجام گناه را دارد ولی خود را آلوده نمی‌سازد. انسان پاک‌دامن، نزدیک است که فرشته‌ای از فرشتگان الهی گردد. (نهج‌البلاغه، حکمت 474)
7- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: زنان خود را با پوشش اندام و جسم، از دیدار نامحرمان باز دارید، که زنان هرچه پوشیده‌تر باشند، سعادتمندتر هستند.(سفینه البحار، ج 2، ص 298)
8- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: برای زن، سزاوار نیست که هنگام بیرون رفتن از خانه‌اش، لباسش را جمع و فشرده کند. (محمد محمدی اشتهاردی، پوشش زن در اسلام، ص 19 )
9- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: برای زن مسلمان، جایز نیست که روسری (مقنعه) و پیراهنی بر تن کند که بدنش را نپوشاند. (وسایل الشیعه، جلد 30، ص 5181)
10- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: در مورد زینت‌هایی که جایز است زن در مقابل نامحرم ظاهر کند، صورت و کف دو دست است. (بحار، ج 104، ص 33 / قرب الاسناد، ص 40)
امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: پاداش رزمنده شهید در راه خداوند، بالاتر از پاداش انسان پاک‌دامنی نیست که توان انجام گناه را دارد ولی خود را آلوده نمی‌سازد. انسان پاک‌دامن، نزدیک است که فرشته‌ای از فرشتگان الهی گردد.
 

11- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد، زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیر شوهرش انجام دهد، دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسبت به خود خشمگین کرده است؛ و همچنین زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیر شوهر نمی‌گذارد و در غیاب شوهر، خود را خوشبو نمی‌کند که اگر چنین کند، دینش را تباه و خدا را به خشم آورده است. برای زن، جایز نیست مچ پا را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد، اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است. (مستدرک حاکم، ج 2، ص 549)

12- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش، آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.(بحارالانوار، ج 103، ص 235)
13- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: هیچ غنیمتی مانند غنیمتی که آدمی از راه کنترل چشم به دست می‌آورد نیست، زیرا دیدگان از نگاه به نامحرم فرو بسته نمی‌شود، جز آنکه در قلب او عظمت و جلال الهی مشاهده می‌شود.(مصباح الشریعة، ص 9)
14- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: همه چشم‌ها در قیامت گریانند، جز سه چشم: چشمی که در دنیا از خوف خدا بگرید و چشمی که از نگاه حرام خودداری کند و چشمی که به خاطر نگهبانی در راه خدا بیدار بماند. (نور الثقلین، ج 3، ص 583)
15- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم، سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل‌ها را منحرف می‌سازد.(بحارالانوار جلد 74 صفحه 291)
حجاب
16- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: بین مردان و زنان نامحرم، جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.(بهشت جوانان صفحه 468)
17- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: کسی که چشمانش را از نگاه حرام به زنی پر کند، خداوند در روز قیامت، چشمانش را با میخ‌های آتشین و آتش پر می‌نماید و تا زمانی که خداوند بین مردم حکم می‌نماید، به این حالت خواهد بود. آنگاه دستور می‌رسد که او را به جهنم ببرید. (در صورتی که توبه نکرده باشد) (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 615)
18- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند (عطر بزند) و سپس از خانه خارج شود، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه فرار خواهد گرفت، تا وقتی که به خانه برگردد، هرچند برگشتنش به خانه طول بکشد. (فروع کافی جلد 5 صفحه 163، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 559)
19- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: پیوسته امت مسلمان به راه خیر قدم می‌نهند، تا زمانی که از فرهنگ و آداب و رسوم (مانند پوشیدن لباس و غذا خوردن و ... ) از کافران تقلید نکنند؛ و اگر در آداب از بیگانگان پیروی کردند، خداوند قادر، آنان را ذلیل می‌گرداند. (بحارالانوار جلد 79 ( 76 ) صفحه 303 باب التجمل و اظهار النعمه)
20- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مومنان بگو که در لباس، خوراک و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید، شما هم مثل آنان، دشمنان خدا محسوب می‌گردید. (بهشت جوانان صفحه 477، وسائل الشیعه جلد 3 صفحه 279)
21- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: هیچ غنیمتی مانند غنیمتی که آدمی از راه کنترل چشم به دست می‌آورد نیست، زیرا دیدگان از نگاه به نامحرم فرو بسته نمی‌شود، جز آنکه در قلب او عظمت و جلال الهی مشاهده می‌شود.(مصباح الشریعة، ص 9)
22- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: خانواده و اموال خود را با قرائت سوره نور حفظ کنید و زنان خود را به وسیله آن مصون و محفوظ نگه دارید، زیرا کسی که دائماً روزی یک‌بار این سوره را قرائت کند، هیچ فردی از اهل منزل او به فحشا کشانده نخواهند شد. (نور الثقلین، ج 3، ص 583)
دعای پیامبر نور و رحمت (ص): پروردگارا، زنانی که خود را پوشیده نگه می‌دارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان.
 

23- امام علی (علیه‌السلام) به اصحاب خویش فرمودند: هرگاه زنی نظر شما را جلب کرد، فوراً به همسر خود رجوع کنید، زیرا آنچه که نظر شما را جلب نمود، در او نیز هست و آن مرد نباید به شیطان مهلت نزدیک شدن به قلب خود دهد و باید دیدگان خویش را از توجه به آن زن «اجنبی» فرو بندد و اگر دارای همسر نیست، دو رکعت نماز گزارد و به حمد و ثنای الهی بپردازد و صلوات بر پیامبر و آل وی فرستد و سپس از خدا درخواست کند تا با رحمت و لطف خود، او را از راه دستیابی به حلال، از روی آوردن به حرام، بی‌نیاز کند. (نور الثقلین، ج 3، ص 583)

24- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: «بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند».(بحارالانوار، ج 103، ص 235)
25- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند. (مجمع‌البیان، ج 7)
26- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: (روز قیامت) زن زیبا را که به خاطر زیبایی‌اش در فتنه افتاده است و فریب زیبایی‌اش را خورده (و به بی‌حجابی و بی‌عفتی و گناه آلوده شده)، برای حساب می‌آورند. پس به خدا می‌گوید: خدایا، تو خود مرا زیبا خلق کردی و به سبب آن در فتنه افتادم. پس حضرت مریم (سلام الله علیها) را حاضر می‌کنند و ندا داده می‌شود: آیا تو زیباتری یا مریم؟ ما او را در نهایت زیبایی آفریدیم، اما او گناه نکرد.(بحارالانوار، ج 12، ص 241)
27- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: زن در نزد نامحرمان، باید چهار لباس داشته باشد: 1- چادر 2- مقنعه 3- پیراهن 4- شلوار. (تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 624)
حجاب
28- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: کسی که خود را شبیه غیر مسلمان درآورد، از ما نیست. (نهج‌الفصاحه صفحه 509، بهشت جوانان صفحه 167)
29- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: کسی که با زن نامحرمی دست بدهد، در روز قیامت در حالی می‌آید که دست‌هایش به گردنش بسته شده است. آن گاه دستور می‌رسد او را به جهنم ببرید. (در صورتی که توبه نکرده باشد) (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 607)
30- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: من و پیامبر در یک روز ابری و بارانی در بقیع نشسته بودیم که زنی سوار بر الاغ از آن جا گذشت و دست الاغش در گودالی فرو رفت و زن به زمین افتاد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) رویش را برگرداند. حاضران عرض کردند: ای رسول خدا، آن زن شلوار به پا دارد. پیامبر سه بار فرمود: خدایا، زنان شلوار پوش را بیامرز. ای مردم، شلوار بپوشید که شلوار، پوشاترین جامه‌های شماست و زنان خود را در موقعی که بیرون می‌آیند با شلوار حفظ کنید. (تنبیه الخواطر: 2 / 78، منتخب میزان الحکمه: 130)
31- حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در آخرین روزهای عمر پر برکتشان ضمن وصیتی به اسماء فرمودند: من بسیار زشت و زننده می‌دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌ای روی بدنش تشییع می‌کنند و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف می‌نمایند. مرا بر تختی که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد، قرار مده؛ بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن، خداوند تو را از آتش جهنم مستور و محفوظ نماید. (تهذیب الأحکام، ج 1، ص 429)
32- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: «بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند».(بحارالانوار، ج 103، ص 235)
33- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: کسی که با زن نامحرمی شوخی کند، در مقابل هر کلمه‌ای که در دنیا به او گفته است، هزار سال حبس می‌شود.(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 607)
34- رسول اکرم (ص) در حالی که به زنی که جامه‌های نازک و بدن‌نما پوشیده بود، روی خویش را از وی برگرداند و فرمودند: همین که زن به حد بلوغ رسید، سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود، مگر از مچ دست به پایین و صورتش (الدرالمنثورج 5)
35- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: بین مردان و زنان نامحرم، جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس بی‌دلیل نداشته باشند) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت. (بهشت جوانان صفحه 468)
پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: همه چشم‌ها در قیامت گریانند، جز سه چشم: چشمی که در دنیا از خوف خدا بگرید و چشمی که از نگاه حرام خودداری کند و چشمی که به خاطر نگهبانی در راه خدا بیدار بماند.
 

36- امام صادق (ع) فرموده‌اند: خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مومنان بگو که در لباس، خوراک و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید، شما هم مثل آنان، دشمنان خدا محسوب می‌گردید. (بهشت جوانان صفحه 477، وسائل الشیعه جلد 3 صفحه 279)

37- امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: نگاه کردن به موهای زنان نامحرم، حرام است، زیرا این نگاه، مرد را تهییج و تحریک نموده و این تحریک و تهییج، شخص را به فساد و چیزی که حلال و پسندیده نیست می‌کشاند. (علل الشرایع ج 2 ص 564)
38- دختر 6 ساله حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) در مجلس یزید، با آستین خود، روی خود را گرفته بود و اشک می‌ریخت. یزید پرسید چرا گریه می‌کنی؟ فرمود: چگونه گریه نکند کسی که پوشش و نقابی برای او نیست که صورت خود را از تو و حضار مجلست بپوشاند. (ترجمه نفس المهموم، ص 221)
39- حضرت رسول اکرم (ص) فرموده‌اند: یکی از گروهی که وارد جهنم می‌شوند، زنان بدحجابی هستند که برای فتنه و فریب مردان، خود را آرایش و زینت می‌کنند. (کنزالعمال، ج 16، ص 383)
40- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: حیا و ایمان، هم‌سنگ و هم‌دوش یکدیگرند، هنگامی که یکی از آن برود، دیگری در پی آن می‌رود. (کافی، ج 2)
 
 
 
 
 
 
[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 8:33 ] [ فریبا ]
 
 
 
در قرآن شریف هم به افراد مژده بهشت داده شد و هم به گروه های اجتماع. گروه های اجتماعی كه قرآن شریف به آن ها وعده بهشت می دهد عبارتند از:
1. سبقت گیرندگان در ایمان: «پیشگامان پیشگامند. آن ها مقربانند. در باغ های بهشت (جای دارند) 1».
2. اهل عمل صالح: «وكسانی را كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغ های بهشت وارد می كنند 2».
3. مقرّبان: «پس اگر او از مقرّبان باشد. در روح و ریحان و بهشت پر نعمت است 3».
4. نیكوكاران: «كسانی كه نیكی كردند، پاداش نیك و افزون بر آن ها دارند... آن ها اهل بهشتند 4».
5. متّقین: «توصیف بهشتی كه به پرهیزگاران وعده داده شد (این است كه): نهرهای آب از زیر درختانش جاری است 5».
6. شهیدان: «خداوند از مؤمنان، جان ها و اموالشان را خریداری كرده كه (در برابرش) بهشت برای آنان باشد6».
7. سعادتمندان: «امّا آن ها كه خوشبخت شدند و سعادت یافتند، جاودانه در بهشت خواهند ماند 7».
8. نمازگزاران: «و آن ها كه بر نماز مواظبت دارند. آنان در باغ های بهشتی گرامی داشته می شوند 8».
9. صابران: «در برابر صبرشان، بهشت و لباس های حریر بهشتی را به آن ها پاداش می دهند 9».
10. اطاعت كنندگان: «هر كس خدا و رسولش را اطاعت كند، او را در باغ های (از بهشت) وارد می كنند 10».
11. خائفان: «و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد، و نفس را از هوی باز دارد. قطعاً بهشت جایگاه اوست 11».
12. اهل ایمان: «و كسانی را كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغ های بهشت وارد می كنند12».
13. توبه كنندگان: «... به یقین گناهان شان را می بخشم، و آن ها را در باغ های بهشتی، كه از زیر درختانش نهرها جاریست وارد می كنم 13».
14. اصحاب یمین 14... .
قابل ذكر است كه هر كدام از گروه ها دارای مراتب و درجاتی خاص می باشند كه نسبت به همدیگر، متفاوت می باشند.
اما افرادی كه قرآن شریف به آن ها وعده و مژده بهشت داده است:
1. حضرت آدم و حوا: «و گفتیم: ای آدم بر تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از آن، از هر جا می خواهید، گوارا بخورید15». (البته در مورد بهشتی كه به حضرت آدم و حوا وعده داده شد اختلاف است كه آیا باغی از باغهای دنیاست یا بهشت موعود.)
2. آسیه همسر فرعون: «و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در هنگامی كه گفت: پروردگارا! خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات ده، و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش. (و خداوند دعا و تقاضای او را پذیرفت.16
3. اصحاب كهف: سیما و خلاصه قصه آن ها در سوره كهف آمده است.17
4. امام علی ـ علیه السّلام ـ : در مورد امام علی ـ علیه السّلام ـ از شأن نزول آیات استفاده می شود، ضمن این كه خود امام، «قسیم الجنّه والنّار» است. به عنوان مثال، شأن نزول آیه «السّابقون والسّابقون 18» در مورد امام علی ـ علیه السّلام ـ است و مصداق اول آن امام است. یعنی «پیشگامان پیشگامند. آن ها مقربانند. در باغ های بهشت جای دارند». امام علی ـ علیه السّلام ـ در همة عرصه ها پیشگام بودند، از جمله در عرصة ایمان.
5. امام حسین ـ علیه السّلام ـ : در مورد امام حسین ـ علیه السّلام ـ ، از شأن نزول بعضی از آیات استفاده می شود، ضمن این كه به فرموده پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ سیّد جوانان اهل بهشت است. به عنوان مثال شأن نزول آیات پایانی سورة فجر در مورد امام حسین ـ علیه السّلام ـ است و آن آیات عبارتند از: « هان ای نفس مطمئنه (آرمیده). خشنود (از خدا) و خوشایند سوی پروردگارت بازگرد. پس در میان بندگان ویژه ام درآی. و در بهشت ویژه ام داخل شو
 
 
 
 
 
 
[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 7:42 ] [ فریبا ]
 
 

امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود، حق مادر را مقدم بر حق پدر دانسته است. شاید به خاطر زحمات طاقت‌فرسای مادر در پرورش دوران جنینی و شیردهی اولاد، که منحصر به مادر است.

 


 

حقوق زنان

در رساله حقوق امام سجاد (ع)، روی حقوق زنان که بر ذمه و عهده شوهر است، تاکید شده است. امام (ع) ابتدا به چند دلیل بر رعایت حقوق همسران تاکید می‌فرمایند. امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود، حق مادر را مقدم بر حق پدر دانسته است. شاید به خاطر زحمات طاقت‌فرسای مادر در پرورش دوران جنینی و شیردهی اولاد، که منحصر به مادر است و در این فراز رساله حقوق، امام سجاد (ع)، اولاً با کلام خود، دلایل توجیهی اهمیت حقوق مادر را ذکر می‌کنند، ثانیاً سپاس‌گزاری و قدرشناسی از حق مادر را دستور می‌فرمایند؛ اما امام چه دلایلی را برای توجیه اهمیت حق مادر می‌فرمایند؟
حق مادر این است که بدانی:
1 ـ تو را حمل کرده، در حالی که هیچ کس دیگری را حمل نمی‌کند.
2 ـ از میوه قلبش تو را اطعام کرده، که هیچ کس چنین لطفی نمی‌کند.
3 ـ تو را با تمام اعضا و اندامش حفاظت و نگهبانی کرده است.
4 ـ باکی نداشته که تو سیر باشی، ولی خودش گرسنه بماند.
5 ـ او تشنه باشد، تو سیراب باشی.
6 ـ خود برهنه باشد، تو پوشانده شوی.
7 ـ او در گرمای آفتاب باشد، ولی برای تو سایه‌ای از محبت فراهم کند.
8 ـ به خاطر تو بیداری کشیده است.
9 ـ تو را از سرما و گرما نگه داشته است.
پس بدان که نمی‌توانی شکر او را بجا آوری، مگر این که خداوند، مساعدت و کمک کند.
امام (ع) با این توجیهات لطیف می‌فرمایند که حق مادر را نمی‌توان ادا کرد، مگر به لطف الهی. در آیات شریفه قرآن نیز گاه به مادر به تنهایی (با الفاظ ام یا والده) و گاه به والدین اشارت رفته است.
در این آیات، به شیردهی اطفال توسط زنان تا حدودی که به مشقت نیفتند دستور فرموده است (آیه 233 بقره) و گاه به بارداری توأم با سختی و زایمان توأم با آن مشقت تصریح فرموده‌اند (آیه 15 احقاف) و گاه به وحی به زنان صالحه (آیه 38 طه) توجه شده است؛ و گاه به والدین و رابطه مومنین با والدین بر اساس قاعده احسان (آیه 215 بقره و آیه 14 لقمان) امر فرموده است، همچنین به دعا برای والدین دستور داده شده است.
حق مادر این است که بدانی: تو را حمل کرده، در حالی که هیچ کس دیگری را حمل نمی‌کند؛ از میوه قلبش تو را اطعام کرده، که هیچ کس چنین لطفی نمی‌کند؛ تو را با تمام اعضا و اندامش حفاظت و نگهبانی کرده است؛ و ... پس بدان که نمی‌توانی شکر او را بجا آوری، مگر این که خداوند، مساعدت و کمک کند.
 
البته معلوم است که اطاعت والدین تا جایی است که به کفر یا شرک یا ارتکاب معصیت فرمان ندهند. کسانی که والدین خود را از دست داده‌اند، نباید دلخور باشند، که آن‌ها نیز نزد پروردگار، حیات دارند و برای آن‌ها استغفار کنند، رد دین نمایند یا خیرات کنند.
بدیهی است که فرزندان نیز در برابر والدین حقوقی دارند. نکته اینجاست که والدین بر حسب غریزه و فطرت، متوجه اولاد و نگهداری و رشد او هستند، ولی توجه به والدین، دچار سستی و نقصان است. در آیات شریفه، به حق انفاق والدین و ارث بردن والدین در قید حیات از اولاد خود امر فرموده‌اند که تفصیل احکام آن در فقه و احکام فقهی آمده است و در قوانین نیز وجود دارد. مراد این است که در روزگار پیری و ناتوانی، پدر و مادری که نیازمند مراقبت، نگهداری و هزینه‌های ضروری هستند، محتاج نباشند و عزت و حرمتشان شکسته نشود.
در قانون مدنی نیز درباره هزینه نزدیکان، همین اصول حفظ شده است و بنابر این، بر فرزند مستطیع، انفاق والدین نیازمند و ناتوان فرض است و نباید ترک شود، ولی آنچه ضابطه است، فراتر از احکام قانونی است و آن نیکی به والدین است.
 
آداب هم‌صحبتی با شوهر, همسرداری, زندگی مشترک, زن و شوهر, ارتباط کلامی با همسر, زندگی زناشویی
 

حقوق همسران

در رساله حقوق امام سجاد (ع) روی حقوق زنان که بر ذمه و عهده شوهر است، تاکید شده است. امام (ع) ابتدا به چند دلیل بر رعایت حقوق همسران تأکید می‌فرمایند. اولاً بدانید:
1 ـ خداوند در زنان برای شما آرامش و موأنست (هم‌نشینی توأم با انس و علاقه) قرار داده است.
2 ـ زنان، نعمتی از خداوند متعال برای شما هستند.
در چند سطر دیگر، دلیل دیگری را بر این می‌افزایند:
3 ـ زیرا که زنان در عقد و قید و بند زندگی خانوادگی هستند.
4 ـ حقوق مردان بر زنان واجب‌تر است، امام (ع) به دنبال این عبارات، حقوق زنان را می‌فرمایند:
1ـ4ـ اکرام زنان
2ـ4ـ رفق و مدارای با زنان
3ـ4ـ رحمت و مهربانی با ایشان
4ـ4ـ انفاق زنان به اطعام و پوشش آنان
5ـ4ـ بخشیدن زنان در اشتباهاتی که مرتکب می‌شوند.
و البته زنان باید از خود بپرسند در زندگی خانوادگی، نعمتند یا نقمت؟ موجب آرامش هستند یا موجب نگرانی و دلهره و اضطراب؟ زنان باید از خود بپرسند که حقوق همسرانشان را انجام می‌دهند؟ و اگر چنین باشد که غالباً زنان ایرانی و مسلمان و عفیف این مرز و بوم چنین هستند، باید شوهران ایشان در رعایت حقوق آنان، هیچ کوتاهی روا ندارند.
در حقوق مدنی ایران نیز زنان دارای حقوق متعددی ازجمله حٌسن معاشرت، نفقه، مهریه، امنیت و آرامش هستند. اگر شرایط موجود به نحوی است که مردان نمی‌توانند حقوق زنان را به نحو مطلوب و قانونی و شرعی تأمین کنند، باید ادب و مهربانی را سبب جبران آن قرار دهند.
برای زنان،‌ اندیشیدن به مقام والای زهرای مرضیه (س)، واجب است؛ او که در عفاف، تقوا و دشمن‌شناسی و شوهرداری و فرزندسازی، همه تاریخ و آسمان و زمین را به تصرف خویش درآورده است.
 
حقوق خانوادگی مادران و زنان این مرز و بوم، در متون دینی و ادبی ما در جایگاهی والا، انسانی و نه ابزاری قرار دارد. مردان معاصر ما، به نسبت گذشته، در رعایت شأن و منزلت زنان، از آگاهی بیشتری برخوردار هستند، ولی گاه در محاصره مشکلات بهم تنیده اجتماعی، اقتصادی و هیجانات روحی، این حقوق رعایت نمی‌شود و دلخوری‌هایی پیش می‌آید که آن‌گاه نوبت گذشت و عفو و فراموشی غفلت‌هاست.
برای زنان،‌ اندیشیدن به مقام والای زهرای مرضیه (س)، واجب است؛ او که در عفاف، تقوا و دشمن‌شناسی و شوهرداری و فرزندسازی، همه تاریخ و آسمان و زمین را به تصرف خویش درآورده است. باید از خود بپرسیم که آیا آن بانوی بی‌نظیر در رعایت حیا و عفاف، از عملکرد ما زنان مسلمان راضی هستند؟ از تربیت اولاد و فرهنگ‌سازی ما قانع هستند؟ آیا در دشمن‌شناسی و دشمن‌ستیزی به معرفت فاطمی نزدیک شده‌ایم؟
اگر فرهنگ تقوا و حیا و شرم از تربیت مادران و تصمیم آنان بر توسعه نکاح و عقد ازدواج به یکایک فرزندان ما منتقل شود، جوانان ما در برابر هر شبیخون فرهنگی، بیمه خواهند بود. اگر زنان مقاوم و صبور ما، توطئه‌های اقتصادی دشمن را بشناسند و در برابر تهاجمات اقتصادی دشمنان، ایستادگی کنند و فرهنگ مصرف‌گرایی، مدپرستی، اسراف و تبذیر و علاقه به تجملات را کنار بگذارند، ملت ما در برابر جنگ تحمیلی اقتصادی، سربلند خواهد بود.
 
 
 
 
 
[ پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 ] [ 8:56 ] [ فریبا ]

 

 
قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام مى‏كند كه اگر به زندگى حلال دنیا قناعت كنند و از لذات نامشروع و هوس هاى سركش و ظلم و ستم به دیگران بپرهیزند، خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى كه از هر گونه عیب و نقص پاك و پاكیزه است، نصیب آنها خواهد كرد.
 

قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ (آل عمران ـ 15)
بگو: آیا شما را به بهتر از اینها (كه محبوب شماست) خبر دهم؟ براى كسانى كه تقوا داشته باشند، نزد پروردگارشان باغ هایى (بهشتى) است كه از زیر (درختان) آن نهرها جارى است. براى همیشه در آنجا (بهره‏مند) هستند و همسرانى پاك (خواهند داشت) و رضا و خشنودى خداوند (شامل حالشان مى‏شود) و خداوند به حال بندگان بیناست.
با توجه به آنچه در آیه قبل درباره اشیاء مورد علاقه انسان در زندگى مادى دنیا آمده بود در اینجا در یك مقایسه، اشاره به مواهب فوق العاده خداوند در جهان آخرت و بالاخره قوس صعودى تكامل انسان كرده، مى‏فرماید: "بگو: آیا شما را از چیزى آگاه كنم كه از این (سرمایه‏هاى مادى) بهتر است" (قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ).
سپس به شرح آن پرداخته، مى‏افزاید: "براى كسانى كه تقواپیشه كرده‏اند در نزد پروردگارشان باغ هایى از بهشت است كه نهرها از زیر درختانش جارى است، همیشه در آن خواهند بود، و همسرانى پاكیزه و (از همه بالاتر) خشنودى خداوند نصیب آنها مى‏شود، و خدا به بندگان بینا است" (لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ).
آرى این باغ هاى بهشتى بر خلاف غالب باغ هاى این جهان، هرگز آب روان از پاى درختانش قطع نمى‏شود و بر خلاف مواهب مادى این جهان كه بسیار زودگذر و ناپایدار است، جاودانى و ابدى است.
همسران آن جهان، برخلاف بسیارى از زیبارویان این جهان هیچ نقطه تاریك و منفى در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصى پاك و پاكیزه‏اند.
همه اینها در یك طرف، و مسأله خشنودى خداوند (رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ) كه برترین نعمت هاى معنوى است یك طرف، آرى این نعمت معنوى ما فوق تصور نیز در انتظار مومنان پرهیزكار است.
قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام مى‏كند كه اگر به زندگى حلال دنیا قناعت كنند و از لذات نامشروع و هوس هاى سركش و ظلم و ستم به دیگران بپرهیزند، خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى كه از هر گونه عیب و نقص پاك و پاكیزه است، نصیب آنها خواهد كرد
 
قابل توجه اینكه:
این آیه با جمله "أَ أُنَبِّئُكُمْ" (آیا شما را آگاه كنم) آغاز شده، كه یك جمله استفهامیه است و براى گرفتن پاسخ از فطرت هاى بیدار و عقل و خرد انسانى، مطرح شده تا نفوذش در شنونده عمیق‏تر باشد و از سوى دیگر این جمله از ماده "انباء" گرفته شده كه معمولاً در مورد خبرهاى مهم و قابل توجه به كار مى‏رود.
در واقع قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام مى‏كند كه اگر به زندگى حلال دنیا قناعت كنند و از لذات نامشروع و هوس هاى سركش و ظلم و ستم به دیگران بپرهیزند، خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى كه از هرگونه عیب و نقص پاک و پاكیزه است، نصیب آنها خواهد كرد.
 

در اینجا سوالى مطرح است و آن اینكه: آیا در بهشت، لذات مادى هم وجود دارد؟

بعضى چنین مى‏پندارند كه لذایذ مادى منحصر به این جهان است و در آن جهان اثرى از این لذایذ نیست و تمام تعبیراتى كه در آیات قرآن درباره باغ هاى بهشتى و انواع میوه‏ها و آب هاى جارى و همسران خوب آمده، كنایه از یك سلسله مقامات و مواهب معنوى است كه از باب "كلم الناس على قدر عقولهم" (با مردم به اندازه فكرشان سخن بگو) به این صورت تعبیر شده است.
ولى در برابر این پندار باید گفت: هنگامى كه ما طبق صریح آیات فراوانى از قرآن كریم "معاد جسمانى" را قبول كردیم باید براى هر دو قسمت (جسم و روح) موهبت هایى به تناسب آنها، منتها در سطحى عالى‏تر وجود داشته باشد و اتفاقاً در این آیه اشاره به هر دو قسمت شده، هم آنچه شایسته معاد جسمانى است و هم آنچه شایسته روح  و رستاخیز ارواح مى‏باشد.
در واقع آنها كه تمام نعمت هاى مادى آن جهان را كنایه از نعمت ‏هاى معنوى مى‏گیرند، تحت تأثیر مكتب هاى التقاطى قرار گرفته علاوه بر این كه بدون جهت ظواهر آیات قرآن را تاویل كرده، معاد جسمانى و لوازم آن را به كلى فراموش نموده و منكر شده‏اند.
همسران آن جهان، برخلاف بسیارى از زیبارویان این جهان هیچ نقطه تاریك و منفى در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصى پاك و پاكیزه‏اند همه اینها در یك طرف، و مساله خشنودى خداوند (رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ) كه برترین نعمت هاى معنوى است یك طرف، آرى این نعمت معنوى ما فوق تصور نیز در انتظار مومنان پرهیزكار است
 

و شاید جمله "وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ" (خداوند به وضع بندگان خود بینا است) كه در آخر آیه آمده، اشاره به همین حقیقت باشد. یعنى او است كه مى‏داند جسم و جان آدمى در جهان دیگر هر كدام چه خواسته ‏هایى دارند و این خواسته ‏ها را در هر دو جانبه به نحو احسن تأمین مى‏كند.

 

پیام‏های آیه:

1ـ در دعوت مردم به حق، آنان را به مقایسه‏ى دنیا و آخرت دعوت كنیم. «قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ ...»
2ـ دوام و ثباتِ بهشت، و رضایت خداوند كجا و لذائذ موقّت و ناپایدار دنیا كجا؟ «ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا»، «قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ»
3ـ افراد با تقوا، شیفته‏ى زرق و برق دنیا نمى‏شوند. «متقین» در این آیه، در مقابل «لِلنَّاسِ» در آیه‏ى قبل به كار رفته است.
4ـ ملاك رسیدن به نعمت‏هاى آخرت، تقوى است. «لِلَّذِینَ اتَّقَوْا»
5 ـ تشویق باید هماهنگ با خواسته‏هاى طبیعى و فطرى باشد. «الْأَنْهارُ»، «أَزْواجٌ»، «خالِدِینَ»
6ـ پاكدامنى و پاكیزگى، برترین ارزش است. «أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ»
7ـ لذّت‏هاى متّقین تنها محدود به لذایذ مادّى نیست، رضایت الهى بالاترین لذّت معنوى است. «رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ»
8ـ ادّعاى تقوى را كم كنیم، خداوند بصیر و داناست. «وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ»
 
 
 
 
 
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 10:9 ] [ فریبا ]
 
 
 
 
در فرهنگ متعالی اسلام ، حسن همسرداری ارتباط مستقیم با ایمان فرد دارد . به عبارت دیگر هر چه ایمان «مسلمان»، قوی باشد رفتار مناسب تری با همسر خود خواهد داشت.
 

 
رشد ایمانی هر کسی، به حُسن رفتار با همسر خود ارتباط دارد. این نگاه اسلام، از ارزش و اهمیتی که برا ی کانون خانواده قایل است، نشأت گرفته است. سلامت خانواده، موجب سلامت جامعه خواهد شد.
با توجه با آیات و کلام معصومین(علیهم السلام)، به این حقیقت پی خواهیم برد که اسلام بهترین ارزش را برای روابط زن و مرد  قایل شده است. و با دستوراتی که به زن و مرد در مورد حسن همسرداری  می دهد، علاوه بر رشد خودشان، بهترین فضا را برای رشد کودک، فراهم می کند .
 
 
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: ‏ أَحْسَنُ النَّاسِ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ‏ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِی؛
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: بهترین مردم از نظر ایمان  کسی است که دارای  اخلاق خوب، و نسبت به خانواده اش مهربان باشد و من مهربانترین شما نسبت به خانواده ام هستم.(وسائل الشیعة ج‏12، ص 148)
 
 النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله قَالَ: إِنَّ أَكْمَلَ الْمُۆْمِنِینَ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ‏ خُلُقاً وَ خِیَارُكُمْ خِیَارُكُمْ لِنِسَائِهِ؛
 « پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : کامل ترین مۆمنین از نظر ایمان آن است که اخلاقش خوب باشد و بهترین شما آن است که با زنان خوب باشد. (وسائل الشیعة، ج‏12، ص 148)
 
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَا أَظُنُّ رَجُلًا یَزْدَادُ فِی هَذَا الْأَمْرِ خَیْراً إِلَّا ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ ؛
«امام صادق (علیه السلام) فرمود گمان نمی كنم در ایمان فردی خیری زیاد شود مگر آن كه محبتش به زنان زیاد خواهد شد». (الكافی، ج‏5، ص 320)
 
قَالَ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله : عِیَالُ الرَّجُلِ أُسَرَاۆُهُ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَحْسَنُهُمْ صُنْعاً إِلَى أُسَرَائِهِ؛
 خانواده مرد، تحت کفالت او هستند، محبوبترین بندگان نزد خدا آن کسی است که نیکوترین روش را با افراد تحت تکفل خود به کار می برد. (وسائل‏الشیعة، ج 20، ص 171)
 

سفارش جبرئیل در مورد زنان

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَخْبَرَنِی أَخِی جَبْرَئِیلُ وَ لَمْ یَزَلْ یُوصِینِی بِالنِّسَاءِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنْ لَا یَحِلَّ لِزَوْجِهَا أَنْ یَقُولَ لَهَا أُفٍّ یَا مُحَمَّدُ اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی النِّسَاءِ فَإِنَّهُنَّ عَوَانٍ بَیْنَ أَیْدِیكُمْ‏ اَخَذْتُمُوهُنَّ عَلَى أَمَانَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ فُرُوجِهِنَّ بِكَلِمَةِ اللَّهِ وَ كِتَابِهِ مِنْ فَرِیضَةٍ وَ سُنَّةٍ وَ شَرِیعَةِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ص فَإِنَّ لَهُنَّ عَلَیْكُمْ حَقّاً وَاجِباً لِمَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ أَجْسَامِهِنَّ وَ بِمَا وَاصَلْتُمْ مِنْ أَبْدَانِهِنَّ وَ یَحْمِلْنَ أَوْلَادَكُمْ فِی أَحْشَائِهِنَّ حَتَّى أَخَذَهُنَّ الطَّلْقُ مِنْ ذَلِكَ فَأَشْفِقُوا عَلَیْهِنَّ وَ طَیِّبُوا قُلُوبَهُنَّ حَتَّى یَقِفْنَ مَعَكُمْ وَ لَا تَكْرَهُوا النِّسَاءَ وَ لَا تَسْخَطُوا بِهِنَّ وَ لَا تَأْخُذُوا مِمَّا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئاً إِلَّا بِرِضَاهُنَّ وَ إِذْنِهِنَّ الْخَبَرَ.                
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : برادرم جبرائیل دائم مرا به نیکی کردن نسبت به زنان سفارش می نمود تا این که من گمان می کردم جایز نیست برای شوهر که به زنش «اف » بگوید وی گفت : یا محمد تقوای  خدا را در مورد زنان مراعات کن ؛برای آن که آنها کمکی برای شماست ؛آنها را به عنوان امانات خدا بگیرید ، به وسیله  کلمات الهی و کتابش و سنت و شریعت محمد (صلی الله علیه و آله) و برای شما حلال شدند .پس آنها بر شما حقی واجب دارند ،زیرا اجسامشان برای شما حلال شده و به خاطر آنچه  از بدنشان به شما می رسد ، و در شکمشان فرزندان شما را حمل می کنند ،تا این که چشمانتان به وسیله فرزند دار شدن، روشن شد . پس به آنها شفقت و مهربانی کنید و قلوب آنها را پاک نمایید به گونه ای که با شما باقی بمانند و زنان را ناراحت نکنید و بر آنها خشم نکنید و آنچه به آنها داده اید از آنها نگیرید مگر به رضایت آنها و اجازه آنها.(مستدرک‏الوسائل، ج 14، ص 253)
یکی از مهم ترین ملاک « ایمان و ولایت » ، حسن همسر داری می باشد . هر زن و مردی  با رعایت حقوق همسر خود علاوه بر کسب آرامش در زندگی دنیایی خود ، در آخرت از مقامات بهشتی نیز بهره مند می شوند.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوْصَانِی جِبْرِیلُ ع بِالْمَرْأَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ لَا یَنْبَغِی طَلَاقُهَا إِلَّا مِنْ فَاحِشَةٍ بَیِّنَةٍ ؛ 
پیامبر (صلی الله علیه و آله): جبرائیل نسبت به زنان به من سفارش می کرد تا این که گمان کردم که شایسته نیست زن را طلاق داد مگر آن که عمل زشت روشن (زنا) کن.
 

ارزش و بهای زن صالحه در بیان معصومین(علیهم السلام)

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ كُلُّ امْرَأَةٍ صَالِحَةٍ عَبَدَتْ رَبَّهَا وَ أَدَّتْ فَرْضَهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا دَخَلَتِ الْجَنَّةَ؛ هر زن صالحه ای که بندگی پروردگارش نماید و واجباتش را انجام دهد و اطاعت شوهرش کن ، وارد بهشت شود.(مستدرك‏الوسائل، ج 14 ص 238)
 
قَالَ علی علیه السلام الِامْرَأَةُ الصَّالِحَةُ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ رَجُلٍ غَیْرِ صَالِحٍ وَ أَیُّمَا امْرَأَةٍ خَدَمَتْ زَوْجَهَا سَبْعَةَ أَیَّامٍ أَغْلَقَ اللَّهُ عَنْهَا سَبْعَةَ أَبْوَابِ النَّارِ وَ فَتَحَ لَهَا ثَمَانِیَةَ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ تَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَائتْ؛
امام علی (علیه السلام) فرمودند : زن صالحه از هزار مرد غیر صالح افضل و بهتر است ؛ هر زنی که هفت روز خدمت شوهرش نماید ، هفت درب جهنم بر روی او بسته می شود و هشت درب بهشت برایش باز می شود و ازهر دربی بخواهد وارد بهشت می شود. (الكافی، ج‏5، ص 327)
 
قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله‏ مَا اسْتَفَادَ امْرُۆٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ الْإِسْلَامِ أَفْضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مُسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَیْهَا وَ تُطِیعُهُ إِذَا أَمَرَهَا وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِی نَفْسِهَا وَ مَالِهِ ؛
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : برای یک مرد مسلم هیچ فایده ای بعد از اسلام افضل تر از همسر مسلمانی نیست که وقتی به او نگاه می کند مسرور و شاد می شود و وقتی غایب است از خودش و مالش محافظت می کند.(الكافی، ج‏5، ص 327)
با توجه به احادیث فوق، یکی از مهم ترین ملاک « ایمان و ولایت » ، حسن همسر داری می باشد. هر زن و مردی با رعایت حقوق همسر خود علاوه بر کسب آرامش در زندگی دنیایی خود، در آخرت از مقامات بهشتی نیز بهره مند می شوند.
پس این حرف که بعضی می گویند افراد با ایمان و مومن ، همسران خوبی نیستند و به همسرشان و نیازهای او بی توجه هستند ،حرف درستی نیست زیرا اگر کسی ایمان واقعی داشته باشد ،بهترین همسر خواهد بود
 
 
 
 
 
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 10:5 ] [ فریبا ]

 

رسم و رسومات جالب ازدواج در سودان
 
«إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ‏ تَرْضَوْنَ‏ خُلُقَهُ‏ وَ دِینَهُ‏ فَزَوِّجُوهُ‏ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِیرٌ»[الکافی، ج 5، ص 347]
پیغمبر«صلّی ‌‌الله ‌علیه‌ و آله‌ و سلّم» می‌فرمود ای امت من! در ازدواج‌ها به فکر دین و اخلاق باشید. ببینید که دختر عفیف هست یا نه و پسر غیرت دارد یا نه. ببینید این پسر نمازخوان هست یا نه و ببینید این خانم محجبه هست یا نه و بی بند و بار در حجاب هست یا نه و بالاخره ببینید اخلاق این پسر و اخلاق این دختر چیست و دین داری انها چگونه است و مابقی را توکل به خدا کنید، آنگاه درست می‌شود.
و اما الان ما هیچ به فکر دین و اخلاق نیستیم و به دنبال تجمّل‌ها رفتیم و این تجمّل‌ها یک بدبختی بسیار بزرگی در ازدواج‌ها شده است. الان قضیه ازدواج خیلی مشکل شده است.
 
مرد بی‌دین معلوم است که نمی‌تواند زن‌داری کند و زن بی‌عفت معلوم است که نمی‌تواند شوهرداری کند. متاسفانه در جامعه می بینیم که بعضی مردان و زنان دوست نامحرم میگیرند
 قرآن دوست نامحرم را با زنا دادن و زنا کردن پیش هم گذاشته است. العیاذبالله آیا زن زانیه می‌تواند بچه صالح تحویل جامعه دهد! یک مردی که به فکر زن های دیگر است، آیا می‌تواند نسل شایسته تحویل جامعه دهد!
 

مرد لاابالی  که به فکر شهوتش باشد و نه به فکر دین و اخلاق و خانواده، نمی‌تواند شوهر خوبی باشد. به جای اینکه زن‌داری کند و به جای اینکه بچه‌های مقدس تحویل جامعه دهد، به فکر العیاذبالله زن‌های مردم است.

آقا در حالی که مثلاً زن و بچه دارد و خانه و زندگی دارد، اما می‌بینیم به فکر زن مردم است و به فکر بی‌غیرتی و به فکر بی‌عفتی و بالاخره زنش که یک زن به تمام معنا خوب است، رها کرده و به دنبال دیگران رفته است.
پیغمبر اکرم«صلّی ‌‌الله ‌علیه‌ و آله‌ و سلّم» طبیب برای همه است و شفا می‌دهد. ما اگر شفا بخواهیم، اگر  به دنبال تجملات و دنیا رفتیم، مفسده ایجاد می‌شود و آن هم مفسده بزرگ و فتنه ایجاد می‌شود، فتنه بزرگ.
عن النبی صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم: «لا یُختارُ حُسنُ وَجهِ المَرأةِ على حسُنِ دِینِها؛ ‌نباید حُسن صورت زن را بر حُسن دیندارى او برگزید.» (کنز العمّال: 44590 منتخب میزان الحكمة: 252)
بهترین همسر کیست؟
الإمامُ الحسنُ علیه‏السلام: لرجل جاءَ إلَیهِ یَستَشِیرُهُ فی تَزویجِ ابنَتِهِ: زَوِّجْها مِن رَجُلٍ تَقِیٍّ، فإنّهُ إن أحَبَّها أكرَمَها وإن أبغَضَها لَم یَظلِمْها؛‌
امام حسن علیه السلام خطاب به مردى كه با ایشان در باره ازدواج دختر خود مشورت كرد- : او را به مردى باتقوا شوهر ده؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گرامیش مى‏دارد و اگر دوستش نداشته باشد به وى ستم نمى‏كند.(مكارم الأخلاق: 1 / 446 / 1534 منتخب میزان الحكمة: 254)
 
 
 
 
 
 
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 10:3 ] [ فریبا ]
 
 
یكی از بزرگترین فضایل اخلاقی كه در قرآن كریم و روایات مورد تأكید فراوان قرار گرفته، مسئله «عفو و گذشت» است.
 
قرآن كریم در یكی از آیات درباره عفو می‌فرماید:
«الَذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَراءِ وَ الضَراءِ وَ الْكاظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعافِینَ عَنِ الناسِ»
كسانی كه از مال خود به فقرا در حال وسعت و تنگدستی انفاق می‌كنند و خشم و غضب فرو می‌نشانند و از بدی مردم در می‌گذرند»(آل عمران: 134).
ما اگر بخواهیم خداوند از گناهانمان درگذرد، باید نسبت به دیگران عفو و گذشت داشته باشیم:
«وَ لْیعْفُوا وَ لْیصْفَحُوا اَ لاتُحِبُونَ اَنْ یغْفِرَ اللهُ لَكُمْ»
و باید عفو كنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید كه خدا بر شما ببخشاید؟»(فصلت: 34).‏
 
 
 
 
1- رشد اخلاقی و معنوی
هر دلخوری که بین ما و دیگران پیش می آید، فرصتی برای بزرگ تر شدن و اصلاح اخلاق مان است. مدیریت عواطف و تبدیل تهدیدات به فرصت، باعث می شود ما گاهی با یک بخشش، مراحلی از رشد را به یک باره سپری کنیم.
حضرت علی(علیه السلام) درباره راه تکمیل فضایل می فرمایند:
«کن عفوا فی قدرتک، جواداً فی عسرتک، موثراً مع فاقتک، بکمل لک الفضل؛[1] زمانی که قدرت داری گذشتپیشه کن و هنگام تنگدستی بخشنده و در عین نیازمندی ایثارگر باش، تا فضل تو به کمال رسد».
اساساً خداوند متعال زندگی دنیا را طوری رقم زده تا این اصطکاک ها و تضادها پیش بیاید و زمینه رشد انسان ها فراهم شود. عده ای ببخشند و بالا بروند و عده ای هم انتقام بگیرند و کوچک تر از آنچه قبلاً بودند، بشوند. انسان در ابتدای کودکی دیگر اسباب بازی او را تکانی بدهد، اشک و ناله او در می آید یا اگر کودکی دست به بدن او بگذارد، سریع در صدد مقابله به مثل بر می آید. اما بنا است که شخصیت او بزرگ شود و ظرفیت بیشتری پیدا کند تا جایی که کارهای خدایی کند و مانند نبی اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) که رحمه للعالمین بودند، عالمی را سر سفره گذشت و بخشش خود بنشاند. در این مسیر عده ای بزرگ می شوند و عده ای هم فقط قیافه بزرگ ترها را پیدا می کنند.
هر دلخوری که بین ما و دیگران پیش می آید، فرصتی برای بزرگ تر شدن و اصلاح اخلاق مان است. مدیریت عواطف و تبدیل تهدیدات به فرصت، باعث می شود ما گاهی با یک بخشش، مراحلی از رشد را به یک باره سپری کنیم
 
آری، باید از هر برخورد و تضادی که پیش می آید تا من را عصبانی کند و درون من را به هم بریزد و من را کوچک تر از قبل کند، فرصتی برای رشد و تکامل درست کنیم.
2- گذشت و اصلاح امور
در مطالعه تاریخ به جنگ هایی برخورد می کنیم که طی آن هزاران نفر ماه ها با هم می جنگیده اند و هزاران نفر هم کشته می شدند. چه فرزندانی که در این جنگ ها یتیم می شدند و چه زنانی که بی سرپرست می ماندند. وقتی علت وقوع این جنگ ها را بررسی می کنیم، می بینیم که از یک درگیری ساده بین دو طرف شروع شده و به مرور به نزاعی قومی و قبیله ای تبدیل شده است. متأسفانه هنوز در گوشه و کنار، این اتفاقات جاهلانه و متعلق به عصر غارنشینی را می بینیم.
در حالی که اگر یکی از دو طرف نزاع، گذشت می نمود، جرقه برای تولید یک آتش مهیب و بزرگ تولید نمی شد. عفو و گذشت باعث می شود جلوی تسلسل زشتی ها و ظلم ها گرفته شود. و گرنه تا صبح قیامت هر کدام از دو طرف نزاع می خواهد انتقام آخرین ظلم طرف مقابل را بگیرد.
عفو و گذشت باعث اصلاح قلوب و برطرف شدن کینه ها و عداوت ها می شود. بخشش باعث شرمنده شدن و سرافکندگی طرف مقابل می گردد؛ چنان که قرآن عظیم می فرماید:
و لا تستوی الحسنة و لا السیئة ادفع بالتی هی احسن فاذا الّذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم و ما یلقاها الا الّذین صبروا و ما یلقاها الّا ذو حظ عظیم:[2]
خوبی و بدی برابر نیستند همواره به نیکوترین وجهی پاسخ ده، تا کسی که میان تو و او دشمنی است، چون دوست مهربان تو گردد. برخوردار نشوند از این [روحیه] مگر کسانی که شکیبا باشند و کسانی که از ایمان بهره ای بزرگ داشته باشند.
رسول مهربانی ها (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«تعافوا تسقط الضّغائن بینکم؛[3] همدیگر را ببخشید تا کینه ها از دل هایتان بر طرف گردد».
امام سجاد(علیه السلام) نیز در رساله حقوق خود می فرمایند:
اما حق کسی که از جانب او با سخن یا عمل به تو بدی رسیده این است که اگر بدی او عمدی باشد، گذشت از او برای تو بهتر است؛ زیرا این گذشت موجب منصرف شدن آن شخص از بدی کردن و ادب شدن او می شود.[4]
انسان خطاکار معمولاً بعد از خطا دچار عذاب وجدان می شود. شما که می بخشید، او شرمنده تر می شود و تا آخر عمر احسان شما را فراموش نمی کند.
در مقابل، هر گونه انتقام باعث تولید کینه در دل طرف مقابل شده و او را برای برخوردی بزرگ تر و دردآورتر تحریک می کند.
امام سجاد(علیه السلام) نیز در رساله حقوق خود می فرمایند: اما حق کسی که از جانب او با سخن یا عمل به تو بدی رسیده این است که اگر بدی او عمدی باشد، گذشت از او برای تو بهتر است؛ زیرا این گذشت موجب منصرف شدن آن شخص از بدی کردن و ادب شدن او می شود
تقوا
3- گذشت و کسب تقوا
خداوند در قرآن می فرماید: «و ان تعفوا اقرب للتّقوی؛[5]
اگر شما گذشت کنید، به پرهیزگاری نزدیک تر است».
بر اساس این آیه، یکی از آثار بخشش، نزدیک شدن به تقوا است. در تفسیر شریف مجمع البیان در توضیح این آیه می خوانیم:
نزدیک بودن بخشش به تقوا از دو جهت است:
1- کسی که از حق خود می گذرد و آن را می بخشد، قطعاً حق دیگری را به ستم نمی گیرد. بنابر این گذشت به تقوا نزدیک تر است در این جا شخص، تقوای در مقابل دیگران دارد.
2- کسی که از حق قانونی و شرعی خود صرف نظر می کند، نزدیک تر است که نافرمانی و گناه خدا نکند و آنچه را مال او نیست نگیرد. [6] در اینجا شخص بخشنده، تقوای در برابر فرمان الهی دارد.
4- گذشت و رحمت الهی
ما در زندگی دنیایی و حیات بی پایان آخرتی، احتیاج مبرمی به انواع رحمت ها و مهربانی های خداوند داریم. بدون رحمت خدا هزاران مشکل مادی و معنوی، دنیایی و آخرتی سراغ ما خواهد آمد و ما را هلاک خواهد کرد. بسط و نشر رحمت الهی هم قوانین و قواعد خاص به خود را دارد و بدون دلیل نیست. یکی از راه های جلب رحمت الهی، بخشش و گذشت دیگران است. او بنده های خود را دوست دارد و هر گونه لطف به بندگانش را لطف به خود می داند و درصدد جبران بر می آید. از این رو هر گاه ببیند انسانی از خطا و لغزش بنده او می گذرد، درصدد تشکر و جبران بر می آید و رحمت خاص خود را شامل حال او می کند.
 
 
 
 
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 10:2 ] [ فریبا ]

 

ثروتمند
چند وقت پیش تیتر بزرگی با عنوان "خانه جدید ثروتمندترین مرد کویت!" در یکی از سایت های اینترنتی نظرم را به خودش جلب کرد، کلیک کردم و صفحه باز شد:
ناصر الخرافی، شخصی که داراییش در بانک های کویت بیش از 12میلیارد دلار بود و 33 نفتکش در سراسر جهان داشت.
 

کمی در مورد ناصر الخرافی تحقیق کردم که ببینم او که بوده؛ با چند تا کلیک و سرچ رسیدم به اینکه وی، شخصی که داراییش در بانک های کویت بیش از 12میلیارد دلار بود و 33 نفتکش در سراسر جهان داشت، یکی از بزرگترین مالکین هتل در جهان، دارای سهام نیمی از شرکت مخابرات، صاحب 20 برج آسمان خراش در کویت و مالزی و فرانسه و ایتالیا و لندن و دبی!
و امروز آخرین تصویری از دارایی او و هست و نیست او در شبکه ها گذاشته شده بود؛ بله یک تکه سنگ و خروارها خاک که بر روی بدن بی جان او ریخته شده است.
وَ مَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ؛  
این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست، و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مى‏دانستند.(عنکبوت، آیه 64)
یک لحظه در ذهن، با خودم گفتم: چقدر از آخرت فاصله گرفته ایم و زرق و برق های این دنیای لعنتی ما را به خودش مشغول کرده است.
هر کاری می کنیم تا هر روز بیشتر از دیروز در رفاه و آسایش مادی بیشتر باشیم و هر روز صفرهای حسابمان بالاتر برود آن هم متأسفانه همیشه از راه حلال نیست، اگر از راه حلال بود باز جای شکر داشت اما واقعاً چقدر شده که یک روز، حلال وار زندگی کنیم و بتوایم در آخر برای خود این همه برج و سهام و ... به دست بیاوریم؟!!
آیا غیر از این است که با پارتی بازی و این آقا را دیدن، دم آن آقا را داشتن، هدیه های نامشروع رشوه و هزاران راه دیگر که هم من می دانم و هم دیگران، خودمان را با طناب تباهی به هر قیمتی بالا می کشیم و در آخر هم یکی از این مال ها را با خود نمی بریم که هیچ، با کوله باری از گناه پشت خود را سنگین می کنیم.
والسّابقون السّابقون داریم ولی نه در امور مادی و دنیایی بلکه گفته اند در امور معنوی و اخرتی گوی سبقت را از یکدیگر بربایید و از یکدیگر جلو بزنید
چه بسیار افرادی بوده اند با هزاران پست و مقام و شهرت، با ثروت های آن چنانی که نمی دانستند با آنها چه کنند، با خانه ها و باغ ها و ویلاهای گران قیمت، خانه هایی که وقتی در آن وارد می شوی جز بوی تجملات و اشرافی گری چیز دیگری از آن به مشام آدمی نمی رسید، ماشین هایی که با عبور از خیابان چه نفس هایی که با دیدن آن آه سردشان بلند می شد که ای خدا من چه طور زندگی می کنم تا بتوانم صورت خودم و خانواده ام را با سیلی سرخ نگه دارم، چگونه تلاش می کنم تا روزی نرسد که شرمنده زن و بچه ام شوم که نتوانم حداقل های زندگی را برای آنان فراهم کنم و اینها کجا که درآمد ماهانه من که حداقل زندگی ام را هم کفاف نمی دهد، چندین برابر آن خرج روزانه عده ای دیگر، بلکه بهتر بگویم برج های آنان است.
بسیاری از همین آدم ها که مال دنیا چشمشان را بر روی آخرت بسته و دنیا را دو دستی چسبیده بودند، با آمدن جناب عزراییل حتی قطره ای از آن ها به دردشان نخورد و همه را گذاشتند برای ورّاث محترم، و خدا می داند که این ورّاث با این مال ها، برای عزیزان از دست رفته شان باقیات و صالحاتی می سازند و چراغی می شوند برای روزهای سخت برزخی آنها یا آتشی که هر لحظه عذاب آنان را بیشتر می کند!
قصد ندارم فقط با ضمایر غایب و مخاطب خودم را از دیگران متمایز کنم، هر چه گفته ام و می گویم اولین نفری که مخاطب آن است خود بنده است. چه بلایی بر سر خودمان آورده ایم و می آوریم چرا سرعت در سبقت را در امور مادی و دنیایی از هم می رباییم؟!!
بله والسّابقون السّابقون داریم ولی نه در امور مادی و دنیایی بلکه گفته اند در امور معنوی و آخرتی گوی سبقت را از یکدیگر بربایید و از یکدیگر جلو بزنید.
 
 
 
 
[ دوشنبه پنجم آبان 1393 ] [ 8:8 ] [ فریبا ]

 

 
غدیر

 رخداد غدیر همواره برای مسلمانان مورد توجه بوده و هست و خواهد بود زیرا از یک طرف آخرین حج پیامبر بود و از طرف دیگر واقعه ای رخ داد که تمام مسلمانان با آن در ارتباط مستقیم می باشند؛ عده ای آن را رد می کنند و دستور مستقیم پروردگار را به عناوین مختلف تعبیر کرده به آن استناد می کنند و شیعیان جهان نیز آن را فصل الخطاب اوامر پیامبر می دانند و آن را واقعه ای می دانند که حضرت باری تعالی به واسطه پیامبر حضرت علی را به خلافت و جانشینی خویش قرار دادند و این مسئولیت سنگین و خطیر را به ایشان واگذاردند تا مردم به راه اشتباه و خطا نروند و اسلام از مسیر اصلی خویش منحرف نشود و به قحقرا نرود که متاسفانه با دنیا طلبی  عده ای این رویداد ممکن نشد.

در دوره های بعد و در عصر ائمه هدی (علیهم السلام) دیدیم که زمام امور به دست افرادی افتاد که به هیچ عنوان لیاقت پذیرفتن امور مسلمانان را نداشتند و به زراندوزی و ظلم و ستم پرداختند؛ اسلام زمان پیامبر کجا و اسلام زمان یزید، هارون الرشید و مامون کجا؟!!
عده ای برای دوران مختلف زمامت اهل جور خدماتی ذکر می کنند. در پاسخ باید گفت: کار خوب باعث حقانیت نمی شود اصل وجود ایشان بر راس امور، اشتباه بوده نه فعالیت های ایشان که برای خدمت به اسلام ذکر می کنند.
پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) روزی در مسجد فرمودند: هر ذکر، درختی در بهشت و آجری برای قصرهای بهشتی شماست. فردی از میانه مردم گفت: پس تا به الان جنات و خانه های بسیاری در بهشت زیبای الهی داریم.
حضرت در پاسخ فرمود: بلی دارید به شرط اینکه آتش گناه را نفرستید که تمام آن را بسوزاند.
مسئله بدین گونه است آنها اگر کاری کرده اند چون ریشه فاسد بوده، کار را فاسد نموده است و حداقل برای ایشان و در درگاه احدیت نفعی نداشته است.
خداوند متعال پایان رسالت پیامبر را منوط به اعلام مولویت امیر المومنین علی(علیه السلام) در آن مقطع بی بدیل می نماید، مقطعی که تاریخ ساز شد
 
در جامعه ی انسانی با توجه به اینکه انسان دارای قدرت تفکر و تعقل است، افکار مختلف به مخاصمه می پردازند؛ حق و باطل با یکدیگر ترکیب شده معجونی می سازد که ممکن است عاقبت یک نفر را به نابودی بکشاند، از طرف دیگر ممکن است حق باشد اما انسان به عنوان یک انسان، توانایی تشخیص درست و غلط را از یکدیگر نداشته باشد و به واسطه تفکرات یا پیش زمینه های اشتباه که در وجودش به دلایل مختلف نهفته شده یا بر عقایدش سایه افکنده، مسیر را اشتباه انتخاب نماید.
بنابراین انسان به واسطه انسانیت خویش نیازمند معیاری برای تشخیص حق و باطل  است، معیاری که بتواند در صورت پایبندی و توکل اشتباهات را کم کرده و سر منزل مقصود و خیر دنیا و آخرت را در بر داشته باشد.
باری تعالی نیز وجود معیار را برای ما لازم و ضروری دانسته به طوری که در یک رخداد عظیم، اعلام معیار مساوی می شود با اتمام و اکمال دین و رسالت.
پروردگار در آیه 67 سوره مائده می فرمایند: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ» «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می دارد و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی کند».
خداوند متعال پایان رسالت پیامبر را منوط به اعلام مولویت امیر المومنین علی(علیه السلام) در آن مقطع بی بدیل می نماید، مقطعی که تاریخ ساز شد، زیرا مردم همواره و در همه حال نیازمند معیار می باشند معیاری جهانی، معیاری که دچار سرد و گرم روزگار نگردد و طمع و دنیا پرستی بر وی تاثیر نداشته باشد، معیاری که با خدای مهربان رابطه ای کامل داشته باشد تا بتواند به موقع از مردم دستگیری نماید و میان بری باشد برای بدست آوردن بهترین و درست ترین انتخاب، معیاری که هیچ وقت به جز خدای بزرگ نپرستید و از هیچ خطری در راه اسلام نهراسید، معیاری که به واسطه بندگی مطلق خدا به علم آسمان و آسمانیان آگاه بود.
باری تعالی نیز وجود معیار را برای ما لازم و ضروری دانسته به طوری که در یک رخداد عظیم، اعلام معیار مساوی می شود با اتمام و اکمال دین و رسالت
 

معیار تمیز حق و باطل باید خود حقی بلامنازع باشد که به تشخیص خدا و به واسطه از خود گذشتگی ها و کمال بندگی به این مقام رسیده است. این مقام شایستگی او را دارد و به همین واسطه است که خداوند دستور داد: ای پیامبر رسالتت را به این نحو به پایان ببر و بعد از اعلام عمومی آیه ی اکمال (سوره مائده آیه ی 3) نازل شد: «...الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً...» «... امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم...».

رسول مکرم اسلام(صلی الله و علیه و آله) فرمودند: علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ ...علی با حق است و حق با علی است.

 

 

 

 

[ دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 ] [ 12:33 ] [ فریبا ]

 

 

بصیرت


از دیدگاه قرآن معرفت شهودی و عرفانی که جایگاه حقیقی آن «قلب» آدمی است، نیازمند بستر و زمینه مناسب است. بذر معرفت و شهود در قلب های آماده و روح های پاک رشد می کند. در این مطلب به برخی از این عوامل اشاره می کنیم.

الف) تقوای الهی


با رجوع به قرآن کریم می توان دریافت که از منظر اسلام ارتباط تنگاتنگی بین طهارت باطن و دستیابی به معرفت و درک صحیح وجود دارد به گونه ای که مادامی که ظرف دل از کثافات و آلودگی ها پاک نگردد، نمی تواند حامل مظروف علم و حقیقت گردد.
خداوند در قرآن کریم روشن شدن چراغ بصیرت در باطن را وابسته به تقوای الهی دانسته و می‌فرماید: «... إن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً...»(انفال/ 29) همانا اگر تقوای خدا را پیشه کنید، خداوند وسیله تمییز حق از باطل را برای شما قرار می دهد.
این آیه به روشنی رابطه بین تقوا و معرفت را بیان کرده و تأثیر تقوای درونی در کسب شناخت صحیح را متذکّر شده است.


ب) ایمان


روح ایمان همان تسلیم و خضوع در برابر حقیقت و واقعیت است و به انسان این فرصت را می دهد که حقایق را آن گونه که هست بشناسد و روشن بینی پیدا کند.
قرآن کریم درباره کسانی سخن می گوید که در اثر کفر مرده بودند و آن ها را به واسطه ایمان زنده کرد و سپس روشنایی برایشان قرار داد تا راه خود را با آن پیدا کنند و به معرفت حقایق دست یابند: «أَوَ مَن كَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ...» (انعام/122) این نور همان معرفت و شناخت ویژه ای است که می توان آن را شناخت عرفانی و شهودی نامید.
پس ایمان به پروردگار زمینه ای برای شناخت و درک حقیقی در قلب آدمی را فراهم می سازد.
اگر انسان چهل شبانه روز با اخلاص عمل کند دیده بصیرت او بینا شده و خداوند چشمه های معرفت و حکمت را از قلب او بر زبانش جاری می سازد. پس می توان نتیجه گرفت که انسان بدون اخلاص در عمل به حقیقت عبودیت که همان معرفت ذات حق است، دست پیدا نمی‌کند

ج) عمل صالح


در کنار ایمان، عمل صالح نیز یکی دیگر از لوازم و شرایط معرفت حقیقی و باعث روشنایی چراغ بصیرت و آگاهی به شمار می آید.
همان گونه که حرکت در راه تکامل، متکی بر شناخت حقیقت است، شناخت حقیقت نیز متکی بر حرکت در راه تکامل است لذا قرآن کریم می فرماید: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا...» (عنکبوت/69) یعنی آنان که همه توان خود را در راه پیمودن مسیر ما به کار گیرند، ما راه های خود را به آنان آشکار می کنیم و شناخت های مورد نیاز آنان را به آن ها عنایت می کنیم.
در روایتی امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «لایقبل العمل الا بمعرفة ولامعرفة الا بعمَل فمن عَرف دلّته المعرفةُ علی العمل و من لم یَعمل فلا معرفةَ له» (میزان الحكمة، ج3، باب المعرفة) هیچ عملی بدون معرفت پذیرفته نمی شود و معرفت جز با عمل تحقق پیدا نمی کند. پس کسی که معرفت خدا پیدا کند این معرفت او را به عمل راهنمایی می کند و کسی که عمل نمی کند، معرفت ندارد.
امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیث معروفی خطاب به عنوان بصری پس از معرّفی علم حقیقی و ارتباط آن با بندگی خداوند، می فرماید: «اگر طالب علم هستی، اول در وجود خود به دنبال حقیقت عبودیّت باش، و با به کار بستن علم آن را بجوی، و از خدا طلب فهم کن تا تو را بفهماند.» (بحارالأنوار، ج 1، ص 224)
در کنار ایمان، عمل صالح نیز یکی دیگر از لوازم و شرائط معرفت حقیقی و باعث روشنایی چراغ بصیرت و آگاهی به شمار می آید

 

د) اخلاص در عمل


عمل صالح عملی است که علاوه بر حسن شکلی، از نیّت درستی نیز برخوردار باشد لذا اخلاص در عمل نیز به عنوان یکی از شاخصه های مهم عمل اخلاقی در مکتب اسلام در شکل دهی معرفت صحیح نقش دارد. هر گاه عمل انسان همراه با اخلاص و در راه خدا و برای کسب رضای الهی باشد، نه با انگیزه های نفسانی باعث روشن شدن چراغ بصیرت در درون آدمی شده و راه های وصول به حقیقت هستی را بر دل شخص وارد می کند.
در حدیثی معروف از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است که «من اخلص لله اربعین صباحا فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه» (بحارالانوار، ج 67، ص 249) یعنی اگر انسان چهل شبانه روز با اخلاص عمل کند، دیده بصیرت او بینا شده و خداوند چشمه های معرفت و حکمت را از قلب او بر زبانش جاری می سازد. پس می توان نتیجه گرفت که انسان بدون اخلاص در عمل به حقیقت عبودیت که همان معرفت ذات حق است، دست پیدا نمی‌کند.

 

 

 

[ پنجشنبه هفدهم مهر 1393 ] [ 7:23 ] [ فریبا ]

 

 
صرف غذا در مهمانی ،میل نمودن چیزی در فضاهای تفریحی ،صرف غذا در رستوران، و پذیرایی شدن توسط خدمتکاران و گاهی تنها غذا خوردن شکل‌های مختلفی است که موجب تنوع و لذت بیشتر از خوردن و آشامیدن می‌شود .برای همه‌ی این موارد مثال‌هایی از عالی‌ترین شکل اجرایی آن در مورد غذاهای بهشتی آمده است .
 

بهشت

وَ یُطافُ عَلَیْهِمْ بِآنِیَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَکْوابٍ کانَتْ قَواریرَا (انسان،15) و در گرداگرد آن‌ها ظرف‌هایی سیمین و قدح‌هایی بلورین می‌گردانند(پر از بهترین غذاها و نوشیدنی‌ها)،
وَ اَمْدَدناهم بفاکهةٍ ولحمٍ مما یَشتَهونَ (سوره طور /22)
همواره از انواع میوه‌ها و گوشت‌ها از هر نوع تمایل داشته باشند در اختیار آن‌ها می‌گذاریم.
گاهی در طبیعت بهشت در کنار نهری ،یا چشمه ساری،کوزه‌هایی بسیار زیبا و شگفت انگیز می بینند که در آن‌ها مُهر و موم شده است. برای میل آن باید مُهر ظرف را بشکنند . وقتی مهر شکسته می‌شود بوی عطری دلنشین از آن به فضا متصاعد می‌شود.
یُسْقَوْنَ‌ مِنْ‌ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُون(25/مطففین): آنها از شراب زلال دست ‌نخورده و سربسته‌ای می‌نوشند! ...
گاهی پرنده‌ای در هوای بهشت به پرواز درمی‌آید و بهشتیان اشتهای خوردن گوشت آن ‌را پیدا می‌کنند می گویند:(سُبْحانَکَ اللَّهُمَّ) خداوندا تو پاک و منزه‌ای! بعداً آن پرنده فرود می‌آید، بریان می‌شود، و در جلو آنان قرار می‌گیرد. هنگامی که ایشان از آن بهره‌مند شوند میگویند: الحمد للّه ربّ- العالمین. سپس آن پرنده زنده می‌شود و پرواز می‌کند. بنابراین: اولین سخن اهل بهشت در مقابل این‌گونه نعمت‌های پروردگار تسبیح و تقدیس خدا و آخرین کلامشان سپاسگزاری پروردگار می‌باشد.(تفسیر آسان، ج‌7، ص 88 به نقل از مجمع‌البیان)
میوه‌های بهشت بدون هسته بوده و پوست ضخیم و ماده بدون استفاده ندارند همگی تازه و خوش طعم و رسیده‌اند و به محض جدا شدن از شاخه میوه دیگری جای آن روییده خواهد شد . میوه‌های بهشتی بر شاخه‌ها متراکم و آویزان هستند و تمام اندام درخت‌ها را پوشانده‌اند
 

در حدیثی منقول که امام باقر(علیه‌السلام) آن را از پیامبر خدا(صلّی اللَّه علیه و آله) روایت کرده آمده است: «مؤمنی در بهشت نیست که او را بهشت‌ها و باغ‌هایی بسیار نباشد، با تخت و بی‌تخت و ... پس چون دوستدار خدا غذای خود را بخواهد، آنچه نفس او هنگام خواستن غذا میل کرده بدون آن که نام آن را ببرد، برایش حاضر می‌شود (بنابراین نیازی به صبر کردن برای طبخ غذا و یا شرم از درخواست نیست.» (نورالثقلین،ج4، ص548)

همین چیزها در مورد میوه‌های بهشتی نیز نقل شده است یعنی زمانی که بهشتیان کنار هم بر تخت‌های خود تکیه زده‌اند با طبق‌های میوه پذیرایی می‌شوند و گاهی در حالیکه به تنهایی نظر بر میوه‌ای می‌کند در حالیکه در جایی آرمیده است شاخه به طرف او آمده و میوه را تقدیم می‌کند وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِیلًا (انسان ،14) یعنی میوه‌های بهشتی در دسترس و اختیار آن‌ها است. " و گاهی در حالیکه میل به میوه دیگری پیدا می‌کند میوه مقابل او تبدیل به میوه دیگر می‌شود در حدیث پیامبر است که فرمود: در عالم رویا عمویم حمزه را دیدم که در حالیکه طبقی از انگور بهشتی نزد او بود و یک‌مرتبه تبدیل به خرما شد.»(قیامت در قرآن ،ص 36)
 

تنوع خوراکی‌های بهشت

میوه های بهشت
به نقل از رسول خدا: قصری از مروارید در بهشت است که در آن هفتاد خانه از یاقوت سرخ است ....  و در هر اطاق هفتاد سفره غذا و در هر سفره هفتاد نوع رنگ، از طعام و خوراکی است.( ترجمه مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج‌24، ص: 41)
در مورد میوه‌های بهشتی فرمودند هر یک از میوه‌های بهشتی یک صد هزار طعم دارد .(قیامت در قرآن، ص 36) به همین دلیل وقتی میوه ای را برای بار دوم با طعم جدید می‌یابد از روی تعجب می‌گوید: ُکُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِها: هر گاه میوه‌ای به آن‌ها داده می‌شود می‌گویند این همانست که پیش از این به ما داده شد و مانند آن‌ها بسیار برایشان آورده می‌شود.
میوه‌های بهشت بدون هسته بوده و پوست ضخیم و ماده بدون استفاده ندارند همگی تازه و خوش طعم و رسیده‌اند و به محض جدا شدن از شاخه میوه دیگری جای آن روییده خواهد شد .(قیامت در قرآن ،ص36) میوه‌های بهشتی بر شاخه‌ها متراکم و آویزان هستند و تمام اندام درخت‌ها را پوشانده‌اند.
قرآن بعضی از میوه‌های بهشتی را مثال می‌زند و می‌فرماید:
فِیهِما فاکِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّان(سوره الرحمن : ‌68): در آن دو بهشت نیز هر گونه میوه خوش و خرما و انار بسیار است.
و طَلْحٍ مَنْضُودٍ- (الواقعه : 29) و درختان موز با موزهای متراکم روی هم چیده شده.
وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضیدٌ (ق:10): درختان خرمای بلند با میوه‌های روی هم چیده .
وعده‌های غذای بهشتیان بنا بر ظاهر آیه ،صبحانه و شام است (و شاید بتوان گفت چاشت و عصرانه .) که از این مطلب می‌توان به اهمیت این دو وعده غذایی پی برد . و لهم رزقهم فیها بکرة و عشیاً شاید هم منظور این است که شب و روز غذا برای ایشان آماده است
 

بهترین غذاهای بهشتی نیز از گوشت مخصوصاً گوشت پرندگان است . گاهی سفره‌های ضیافتی برپاست که در آن صدها غذای متنوع و لذیذ بهشتی است که بنا بر روایات بهترینشان گوشت است. "اللحم سید الطعام فی الدنیا والآخرة".  پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود گوشت، بهترین نان خورش در دنیا و آخرت است و بهترین گوشت نیز گوشت پرندگان است . وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمَّا یَشْتَهُونَ(واقعه : 21): و گوشت پرندگان از هر نوعی که مایل باشند (برایشان مهیاست)

اما اولین غذای بهشتیان بعد از ورودشان به بهشت از جگر ماهی است. نقل است که یک دانشمند یهودی از رسول خدا پرسید اولین چیزی که اهل بهشت بعد از داخل شدن به بهشت می‌خورند چیست ؟ فرمود جگر نهنگ. عرض کرد چه می‌نوشند؟ فرمود سلسبیل . 
 

وعده ی غذای بهشتیان

وعده‌های غذای بهشتیان بنا بر ظاهر آیه، صبحانه و شام است (و شاید بتوان گفت چاشت و عصرانه .) که از این مطلب می‌توان به اهمیت این دو وعده غذایی پی برد. و لهم رزقهم فیها بکرة و عشیاً(مریم، 62) شاید هم منظور این است که شب و روز غذا برای ایشان آماده است .خداوند به هر یک از اهل بهشت قدرت و قوه‌ی صد مرد برای خوردن و آشامیدن و جماع می‌دهد و چون از غذای بهشتی سیر شدند فوراً آن غذا مبدل به عرق خوشبو می‌شود و از بدن آن‌ها خارج می‌گردد .این تنها نوع دفع در بهشت است به این معنا که در بهشت دفع ادرار و مدفوع وجود ندارد همان‌طور که جنین داخل رحم ندارد .

امام صادق (علیه السلام): «مرد در بهشت به اندازه ایام دنیایش بر سر سفره می‌نشیند، و در یک بار خوراک خوردن به مقدار همه آنچه در دنیا خورده بود غذا می‌خورد». (نورالثقلین؛ج4،ص614)
 
 
 
 
 
[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 0:1 ] [ فریبا ]

 

 

در قرآن بیان شده است که وقتی مردم می‌خواهند وارد بهشت شوند، خواهند گفت که یک چنین چیزهایی را قبلاً دیده‌اند. بفرمایید که منظور از آن مطلب چیست؟

 

بهشت

قرآن کریم درباره قیامت و توصیف نعمت‌هاى بهشتی که مومنان از آن بهره‌مند خواهند شد می‌فرماید: «وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا ... قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ»؛[1] به كسانى كه ایمان آورده، و كارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، بشارت ده كه باغ‌هایى از بهشت براى آنها است كه نهرها از زیر درختانش جاری است. هر زمان كه میوه‌‏اى از آن، به آنان داده شود، می‌‏گویند: «این همان است كه قبلاً به ما روزى شده بود. (ولى اینها چقدر از آنها بهتر و عالی‌تر است).» و میوه‌‏هایى كه براى آنها آورده می‌شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یكسانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاكیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.

خداوند در این آیه كسانى را كه ایمان و عمل صالح داشته باشند به چهار نعمت بهشتى مژده می‌دهد. البته حقیقتنعمت‌هاى بهشتى براى ما روشن نیست، ولى براى تفهیم نسبى و ترسیم دورنمایى از آن، در قرآن و احادیث، نعمت‌هاى بهشتى را با نعمت‌هاى این دنیا مقایسه می‌‏كند و با زبانى كه براى ما قابل فهم باشد آنها را می‌‌‏آورد.

آن چهار نعمتى كه خداوند در این آیه به عنوان پاداش ایمان و عمل صالح به ذكر آنها پرداخته است عبارتند از:

1. باغ‌هایى كه از زیر درختان آن نهرها جارى است:جریان آب علاوه بر این‌ كه درختان و گل‌ها و گیاهان را سیراب می‌كند، خود یک حالت چشم نواز و با صفایى دارد كه به تنهایى براى یک تماشاگر لذت بخش است، در بهشت نیز این لذت وجود دارد.

2. میوه‌‏هاى بهشتى: بهشتیان از میوه‌‏هاى گوناگونى استفاده خواهند كرد. یكى از خصوصیات میوه‌ هاى بهشتى این است كه آنها نوع نامرغوب ندارند و همه آنها در طعم و رنگ و حجم مثل هم هستند و نمی‌توان یكى را بر دیگرى ترجیح داد؛ لذا هر بار كه بهشتیان از میوه‌‏اى استفاده می‌كنند می‌گویند كه این همان است كه پیش از این خوردیم و میوه‌‌هاى شبیه به هم به آنها داده می‌شود.

3. همسران پاكیزه: در بهشت همسرانى داده خواهد شد كه از هرگونه پلیدى و زشتى پاک و پاكیزه‌‏اند و انسان از دیدن آنها و زندگى با آنها لذت زاید الوصفى می‌‏برد.

اینها همان حوریانی هستند كه ذكر آنها در آیات دیگر آمده است.(حور العین بهشتی و ازدواج، 789؛ حور العین برای مقربان و اصحاب یمین، 36835).

4. جاودانگى: در بهشت هر نعمتى هر چند هم مهم باشد اگر دوام و بقاء نداشته باشد، بى‌ارزش است و انسان در عین برخوردارى از آن، غصه از دست دادن آن‌ را خواهد خورد و لذت یک نعمت ناپایدار به رنج دورى آن نمی‌‏ارزد. ولى در بهشت نعمت‌ها همیشگى و جاودانه است و این خود لذتى مضاعف است.[2]

اما برای جمله «قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ» مفسران احتمالاتی را مطرح کرده‌اند:

1. چون میوه‏‌هاى بهشت هر چند از درخت چیده شوند خداوند آن‌ را دوباره سر جایش بر می‌گرداند، روى این اصل اهل بهشت وقتى كه میوه‌‌اى را می‌خورند و همان را در جایش می‌بینند به اشتباه می‌افتند و با تعجب می‌گویند این همان است كه قبلاً نصیب و روزى ما شده بود.[3]

2. مراد آیه این است كه اینها قبلاً (در دنیا) روزى آنان بوده است.[4]

3. معناى آن این است كه: این میوه‌ها شبیه میوه‌هایى است كه قبلاً در بهشت از آن بهره‌مند بودیم، به عبارتی می‌دانند كه این میوه‌های جدید غیر میوه‌های گذشته است، ولی چون مانند آنها از رنگ، بو، طعم و نیكویى وصف ناشدنی برخوردارند، میوه‌های جدید را به میوه قدیم تشبیه می‌کنند.[5]

البته هیچ مانعى ندارد كه همه این مفاهیم و تفاسیر منظور باشد؛ چرا كه الفاظ قرآن داراى بطون و معانی مختلف است .[6]

جمله «وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً» نیز به چند وجه تفسیر شده است.

1. میوه‌هاى بهشت از نظر رنگ شبیه و مثل هم بوده ولى طعم و مزه آنها فرق دارد.[7]

2. همه میوه‌هاى بهشت از حیث خوبى مثل و شبیه هم هستند و پست و نامرغوب در آن وجود ندارد.[8]

3. برخى از میوه‌هاى بهشت مانند میوه‌هاى دنیا هستند. اما میوه‌هاى بهشتى بهتر و خوشبوتر است.[9]

4. به علت شباهت قسمتى از میوه‌هاى بهشت از نظر خصوصیات و لذّت به قسمت دیگر؛ لذا كلمه «مُتَشابِهاً» گفته شد.[10]

5. به جهت سنخیّت و شباهت همه میوه‌هاى بهشتى با هم، تعبیر به «متشابه» شده است.[11]

 

معرفی چند میوه بهشتی

در روایتی تعداد میوه های بهشتی در دنیا را پنج تا معرفی کرده است:

«  عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ خَمْسَةٌ مِنْ فَاكِهَةِ الْجَنَّةِ فِی الدُّنْیَا الرُّمَّانُ الْإِمْلِیسِیُّ وَ التُّفَّاحُ وَ السَّفَرْجَلُ وَ الْعِنَبُ وَ الرُّطَبُ الْمُشَان‏»؛ ‌میوه های بهشتی به زمین نیامدند. بلکه خداوند که در قرآن از نعمت ها و میوه های بهشتی نام می برد. چند نمونه از آنها را که در همین دنیا هست و در دسترس مردم است را نام می برد مثل انگور، انار، خرما و...

در روایتی تعداد میوه های بهشتی در دنیا را پنج تا معرفی کرده است:

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ خَمْسَةٌ مِنْ فَاكِهَةِ الْجَنَّةِ فِی الدُّنْیَا الرُّمَّانُ الْإِمْلِیسِیُّ وَ التُّفَّاحُ وَ السَّفَرْجَلُ وَ الْعِنَبُ وَ الرُّطَبُ الْمُشَان‏» (مجلسی، بحار الانوار، ج63، ص155)

امام صادق علیه السلام فرموده است: پنج میوه بهشتى در دنیاست: انار ترش، سیب، گلابی، انگور، و رطب مشان (مشان نوع بسیار خوبى از رطب است).

البته میوه های بهشتی منحصر به این پنج تا نیست و در برخی روایات دیگر برخی میوه ها را به عنوان میوه بهشتی نام برده اند که غیر از این پنج تا است مثل خربزه ...

در چند آیه از قرآن از میوه های بهشتی به عنوان کثیر و فراوان یاد شده است:

«وَ فاكِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ» (واقعه، آیه20) و میوه‏هایى از هر نوع كه مایل باشند.

«وَ فاكِهَةٍ كَثِیرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ» (همان، آیه 32و 33) و میوه‏هاى فراوانى كه هرگز قطع و ممنوع نمى‏شود.

«لَكُمْ فِیها فاكِهَةٌ كَثِیرَةٌ مِنْها تَأْكُلُونَ» (زخرف، آیه73 )

براى شما در آن میوه‏هاى فراوان است كه از آن تناول مى‏كنید.

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 2:21 ] [ فریبا ]

 

 

نوجوان
از بزرگ ترین ضرورت های زندگی، نیاز به دوستی با دیگران است. در اسلام نیز به رفاقتی که بر ضوابط دینی مبتنی باشد، به دیده احترام نگریسته شده و درباره دوستی و انتخاب دوست خوب، سفارش های فراوانی گردیده است. امیرمۆمنان علیه السلام در کلامی می فرماید: «هر که دوستی ندارد، همانند انسانی است که مهم ترین اعضای خود را از دست داده است.»(1) نیز از آن حضرت است که: «ناتوان ترین مردم کسی است که نتواند دوستی برای خود انتخاب کند و ناتوان تر کسی که دوستی را که به دست آورده، از دست بدهد.»(2)

آزمایش پیش از دوستی

با توجه به تأثیر فراوانی که دوستان در زندگی انسان دارند، دقت در گزینش آنها، امری ضروری و لازم است. از این رو، پیشوایان هدایتگر، آزمودن دوست را پیش از انتخاب لازم دانسته اند. امیرمۆمنان علیه السلام می فرماید: «در برگزیدن دوستان، آزمایش را مقدم بدار.»(3) نیز می فرماید: «کسی که پس از آزمایش صحیح، شخصی را برای دوستی برگزیند، رفاقتش پایدار و دوستی اش استوار خواهد ماند.»(4) نیز فرموده است: «کسی که (در آزمایش حساب شده) از دوست خود، اطمینان و استقامت در دین و درستی در راه و رسم زندگی ببیند، دیگر نباید به سخنان این و آن توجه کند.»(5)
 

دوستی های خوب و ماندگار

انگیزه انتخاب دوست، رابطه مستقیمی با مدت دوستی دارد. هر گاه دو نفر برای خدا و خدمت به یکدیگر دست دوستی به هم دهند، روز به روز دوستی آنها تقویت می شود و استواری بیشتری می یابد، ولی زمانی که افراد فقط منافع شخصی و مادی خودشان را در نظر بگیرند، پیوند دوستی شان با یکدیگر سُست و ناپایدار می گردد. امیرمۆمنان علیه السلام می فرماید: «دوست، کسی است که تو را با جانش نگه دارد و بر مال و فرزندان و خاندانش برگزیند.»(6) نیز می فرماید: «رفیق، خوب نیست، مگر کسی که در مواقع تهی دستی و در غیاب و حتی پس از مرگ نیز دوست خود را یاری و اسرار او را حفظ کند.»(7)
بعضی ها وقتی با کسی دوست می شوند، در همان روزهای نخست چنان به او اعتماد می کنند که همه اسرار زندگی خویش را با او در میان می گذارند و هیچ محدودیتی در رفاقت نمی شناسند؛ در حالی که اگر روزی این علاقه های لحظه ای و افراطی از میان برود و دشمنی و اختلافی بینشان ایجاد شود، ضربه های جبران ناپذیری متوجه آنها خواهد شد
 

آینه ای به نام دوست

آینه، هم خوبی ها را نشان می دهد و هم بدی ها را؛ آن هم به همان اندازه واقعی اش، نه کوچک تر و نه بزرگ تر. دوست خوب نیز همواره نقاط قوّت و ضعف انسان را بازگو می کند، تا قوّت ها را تقویت و کاستی ها را از میان ببرد و به این صورت، مسیر رشد و کمال را بپیماید.
بدون شک دوستی که اشتباه دوستش را به او تذکر ندهد و به راهنمایی اش نپردازد، او را از گمراهی باز نداشته است. همچنین، دوستی که نقاط قوّت و خوبی ها را بیش از اندازه بزرگ جلوه دهد، دوستش را گرفتار خودبینی و غرور می کند. بر این اساس، باید در دوستی با چنین افرادی تجدیدنظر کرد. امیرمۆمنان علی علیه السلام می فرماید: «دوستدار تو، تو را از بدی باز می دارد.»(8) و «هر کس عیب های تو را بر تو آشکار سازد، دوست تو است.»(9) و «همواره دوست خود را با پند و اندرز نصیحت کن؛ چه خوب باشد یا زشت.»(10)
 

با اینان دوستی نکنیم؟

دوستی و دوست یابی، ضرورتی اجتماعی است و به همین دلیل، اهداف و شرایطی نیز دارد. از نگاه نهج البلاغه، نمی توان با هر کسی دوست شد؛ کسانی مانند اشرار، افراد فرومایه، دنیاطلب، دروغگو، پست، چاپلوس، بخیل، فاسد، عیب جو، سخن چین، احمق، نادان و منافق، شایستگی دوستی را ندارند. امیرمۆمنان علی علیه السلام می فرماید:
«با چاپلوس رفاقت نکن که او با چرب زبانی، تو را اغفال می کند و کار نادرست را در نظرت درست جلوه می دهد.»(11)؛ «از دوستی با دروغگو بپرهیز؛ زیرا دروغگو چون سراب است، دور را نزدیک و نزدیک را دور می نماید.»(12)؛ «از دوستی با افراد فاسد بپرهیز که بدی و زشتی شان همیشگی است.»(13)؛ «از دوستی با نادان بپرهیز؛ زیرا می خواهد به تو نفعی برساند، ولی زیان می رساند.»(14)
 

میانه روی در دوستی

بعضی ها وقتی با کسی دوست می شوند، در همان روزهای نخست چنان به او اعتماد می کنند که همه اسرار زندگی خویش را با او در میان می گذارند و هیچ محدودیتی در رفاقت نمی شناسند؛ در حالی که اگر روزی این علاقه های لحظه ای و افراطی از میان برود و دشمنی و اختلافی بینشان ایجاد شود، ضربه های جبران ناپذیری متوجه آنها خواهد شد.
امیرمۆمنان علی علیه السلام در کلامی زیبا می فرماید: «در رفاقت با دوست خود اندازه نگهدار، برای آنکه شاید روزی با تو دشمن شود؛ و در دشمنی با دشمن خود نیز اندازه نگهدار، برای آنکه شاید او نیز روزی دوست تو گردد.»(15)
پس از انتخاب دوست، باید در نگهداری و ارتباط سالم و سودمند با او کوشید. میانه روی در ارتباط، یکی از راه های حفظ دوستی است، زیرا رفت و آمدهای بسیار و ملاقات های بی حد و اندازه، خسته کننده است و محبت را از میان می برد

پندهای دوستانه

در دین آسمانی اسلام، اصل بر این است که مۆمنان یکدیگر را دوست بدارند و از هر چه موجب دشمنی است، دوری کنند. از دیدگاه نهج البلاغه، اساس و پایه دوستی ها، ارزش های الهی و معنوی است و با کسی باید دوست شد که دیندار و پرهیزکار باشد و عامل رشد و تکامل روحی و معنوی آدمی گردد و همواره او را به تقوا و پاکی بخواند. امیرمۆمنان علی علیه السلام می فرماید: «هیچ مهربانی و دوستی ای، همچون دوست خوب و پندگو نیست.»(16)
 

پرهیز از رفتارهای ناشایست

پس از انتخاب دوست، باید در نگهداری و ارتباط سالم و سودمند با او کوشید. میانه روی در ارتباط، یکی از راه های حفظ دوستی است، زیرا رفت و آمدهای بسیار و ملاقات های بی حد و اندازه، خسته کننده است و محبت را از میان می برد. انسان باید همواره مراقب باشد دوستان خوب خود را با رفتارهای ناشایست، همچون پرخاشگری، بدگویی، فخر فروشی، دروغگویی، بی وفایی، بداخلاقی، حسادت، بخل و... از دست ندهد. امیر مۆمنان علیه السلام می فرماید: «به خشم آوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی است.»(17) و «دوستی خود را به بی وفایی از دست مده.»(18) و «حسادت به دوست، دلیل بیماری و غیر واقعی بودن دوستی است.»(19) و «شخص گردنکش، یار و دوستی ندارد

 

 

 

[ سه شنبه هشتم مهر 1393 ] [ 15:6 ] [ فریبا ]

 

 

خدای متعال برای اینکه به انسان‌ها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده است و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز در حدیثی فرمود «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است». 

 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
کتاب مقدس قرآن مجموعه ای از سخن الهی است که در مدت 23 سال به وسیله امین وحی جبرائیل بر قلب نازنین پیشوای گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) نازل گردید که در طول حیات مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله) و زندگی ائمه اطهار (علیهم‌السلام) تفسیر برخی از آیات قرآن از زبان مبارک این بزرگواران بیان شد، اما بسیاری از آیات قرآن توسط مفسران و علمای اسلام بر اساس روایات اسلامی تفسیر شد که نتیجه این تلاش‌ها تاکنون نگارش صدها کتاب تفسیری بوده است.
 

بسم الله الرحمن الرحیم

جمله بسم الله الرحمن الرحیم 114 بار بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نازل شده است؛ در 113 سوره به عنوان سرفصل آمده و از آنجا که اول سوره برائت بسم الله نازل نشده و در سوره نمل علاوه بر ابتدای سوره، در آیه «إنّه من سلیمان و إنّه بسم الله الرحمن الرحیم» نیز این جمله مبارکه آمده است مجموعاً 114 آیه می‌شود.
«بسم الله الرحمن الرحیم» جزء سوره حمد و دیگر سوره های قرآن به شمار می‌رود -الا سوره توبه- و اگر کسی سوره حمد را در نماز یا غیر نماز، واجب شد که بخواند، اگر این آیهء بسم الله را نخواند سوره را ناقص خوانده، چرا که این آیه جزء سوره ی فاتحة الکتاب است.
بنابر روایتی، احتمالاً برای اولین بار، سلمان فارسی به درخواست ایرانیان ترجمه سوره حمد و «بسم الله الرحمن الرحیم» را انجام داد که در آن ترجمه «بسم الله ...» «به نام یزدان بخشاونده» آمده و در ترجمه تفسیر طبری که مترجم آن ناشناس است، به صورت «به نام خدای مهربان بخشاینده» ذکر شده و تا زمان حاضر با اندک تفاوتی به صورت «به نام خداوند بخشنده مهربان» باقی مانده است.
عبارت «بسم اللّه الرحمن الرحیم» نخستین عبارت قرآن است که در اول سوره علق (اقرا) بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نازل شد و در احادیث شیعی این عبارت سرآغاز قرآن معرفی شده است.
از روایتی که کلینی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل می‌کند، آغاز همه کتب آسمانی «بسم الله الرحمن الرحیم» بوده است. این عبارت در ابتدای تمام سوره های قرآن، جز سوره برائت (توبه) آمده است. همچنین سوگند دادن خدا به «بسم الله الرحمن الرحیم»، در برخی ادعیه، حاکی از ارزش این آیه است.
ذکر بسمله برای مسلمانان به صورت شعار و نشانه دین اسلام درآمده است و بلند گفتن آن از نشانه های ایمان شمرده می‌شود، چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) هنگام تلاوت قرآن، بسمله را به صدای بلند می‌گفت و مشرکان از او روی بر می‌گرداندند که آیه 46 سوره اسراء به همین نکته اشاره دارد

ارتباط محتوای «بسم الله» با مضمون هر سوره

بر اساس نظر اکثر مفسران هر باری که «بسم الله الرحمن الرحیم» نازل می‌شد معنای جدید و مصداق تازه‌ای را در برداشت به این معنی که محتوای بسم الله آن سوره با مضمون آن سوره در ارتباط است. چون مضمون سور فرق می‌کند، مضمون این بسم الله‌ها هم فرق خواهد کرد و پایان هر سوره با نازل شدن بسم الله مشخص می‌شد.
 

ادب الهی در شروع کار/ نافرجام بودن هر کاری که با نام خدا آغاز نشود

خدای متعال برای اینکه به انسان‌ها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده و علمای فریقین (شیعه و سنی) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده‌اند «کل امر ذی بال لم یبدأ فیه به بسم الله فهو ابتر» ؛ «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است».
بنابراین اگر انسان کاری را به نام خدا شروع نکند، هرگز به مقصد نمی‌رسد.
 

عبادتی که با نام خدا شروع نشود هم ابتر است

خدای سبحان با آغاز سوره فاتحة الکتاب به بسم الله به ما آموخت که این حمد و عبادت خدا را نیز به نام خدا آغاز کنید تا به مقصد برسید.
معلوم می‌شود اگر عبادت هم به نام خدا نباشد ابتر است چون حسن فعلی دارد ولی ارتباط را انسان حفظ نکرده است. هر چه به نام خدا نباشد، او هالک است زیرا چیزی که به نام خدا نباشد لا شیء است به صورت شیء.
بقاء فقط از آن خداست و کاری که برای وجه الله نباشد پایدار نیست.
عبارت «بسم اللّه الرحمن الرحیم» نخستین عبارت قرآن است که در اول سوره علق (اقرا) بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نازل شد و در احادیث شیعی این عبارت سرآغاز قرآن معرفی شده است
 
امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی از بسم الله به عنوان کلید درهای طاعت یاد کرده و می‌فرماید: درهای گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببندید و درهای طاعت را با بسم اللّه گفتن بگشایید.
 
همچنین امام صادق (علیه‌السلام) در حدیثی فرمودند: هرگاه یکی از شما وضو بگیرد و بسم اللّه الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کاری که باید نام خدا را بر آن جاری سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است.
خدا
 
قداست و برکت نام خدا
«بسم الله الرحمن الرحیم» آنچنان از قداست برخوردار است که انسان‌ها موظفند این نام را تسبیح و تکریم کرده و آن را فراموش نکنند. نه این نام را در جای باطل به کار برند و نه در کار حق از این نام غفلت کنند و نه در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران را ببرند؛ لذا خدای سبحان هم این اسم را مظهر برکت قرار داد، هم مظهر تسبیح، هم اوصاف تشبیهیه را در این اسم ظاهر کرد و هم برکات تنزیهیه را، هم فرمود «تبارک اسم ربک» هم فرمود «سبّح اسم ربک».
خداوند فرمود: «فسبّح باسم ربک العظیم» و «سبح اسم ربک الاعلی» (این نام را تنزیه بکن). این طور نباشد که در کنار این نام شریکی برای او قائل باشی و بگویی به نام خدا و به نام خلق قهرمان خدا. این تنزیه نام خدا نیست. این توهین نام است که در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران باشد؛ و مبادا بگویی اول به نام خدا، دوم به نام فلان شخص. خدا نامش اولی است که ثانی برنمی‌دارد. نه در کنار او نامی است، نه او اول است و دیگری یا دیگران ثانی. این نام را تنزیه بکن.
وقتی آیه «سبح اسم ربک الاعلی» نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «اجعلوها فی سجودکم» آن را در سجده قرار بدهید، که در سجده می‌گوییم: سبحان ربی الاعلی و بحمده. وقتی آیه «سبح اسم ربک العظیم» نازل شد پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «اجعلوها فی رکوعکم» لذا در رکوع می‌گوییم: سبحان ربی العظیم و بحمده. اینکه خدای سبحان فرمود نام مرا گرامی بدارید «تبارک اسم ربک ذی‌الجلال و الاکرام» برای اینکه این نام منشأ برکت است. این نام نشانه و علامت آن هستی محض است که همهء خیرات از ناحیه اوست.
علمای فریقین (شیعه و سنی) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده‌اند «کل امر ذی بال لم یبدأ فیه به بسم الله فهو ابتر» یعنی «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است». بنابراین اگر انسان کاری را به نام خدا شروع نکند، هرگز به مقصد نمی‌رسد
  

شرط حلّیت ذبیحه ، ذکر اسم الله است 

خداوند در قرآن می‌فرماید «و لا تأکلوا ممّا لم یُذْکَر اسمُ الله علیه و إنّه لفسقٌ» که این یک حکم شرعی است. دستور اسلام این است که وقتی می‌خواهید ذبیحه را ذبح کنید، نام خدا را ببرید «فاذکروا اسم الله علیها». این جنبه اثباتی قضیه و اگر کسی عمداً نام خدا را نبرد، آن حیوان مردار می‌شود؛ یعنی چیزی که حلال و طیب و طاهر بود می‌شود مردار و حرام و آلوده.
یک شرط حلیت ذبیحه آن است که ذابح مسلمان باشد و یک شرط دیگر این است که حین ذبح بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم». اگر یک مسلمانی در حین ذبح، عمداً بسم الله را نگفت یا گفت به نام نامی فلان فرد و غیره و ذبیحه را سر برید این گاو و گوسفند حلال و پاک با این کار حرام و آلوده می‌شود.
 

بسم الله نشانه دین اسلام

پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) علاوه بر توصیه های عام نسبت به ذکر بسمله، در مواردی خاص، مانند اوقات خوردن غذا، نوشتن نامه، رفتن به بستر برای خواب و برخاستن از بستر تأکید بیشتری بر بیان بسم الله داشتند.
 
 
 
 
 
 
[ دوشنبه هفتم مهر 1393 ] [ 21:51 ] [ فریبا ]
  
 
بصیرت
از دیدگاه قرآن معرفت شهودی و عرفانی که جایگاه حقیقی آن «قلب» آدمی است، نیازمند بستر و زمینه مناسب است. بذر معرفت و شهود در قلب های آماده و روح های پاک رشد می کند. در این مطلب به برخی از این عوامل اشاره می کنیم.
 

الف) تقوای الهی
با رجوع به قرآن کریم می توان دریافت که از منظر اسلام ارتباط تنگاتنگی بین طهارت باطن و دستیابی به معرفت و درک صحیح وجود دارد به گونه ای که مادامی که ظرف دل از کثافات و آلودگی ها پاک نگردد، نمی تواند حامل مظروف علم و حقیقت گردد.
خداوند در قرآن کریم روشن شدن چراغ بصیرت در باطن را وابسته به تقوای الهی دانسته و می‌فرماید: «... إن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً...»(انفال/ 29) همانا اگر تقوای خدا را پیشه کنید، خداوند وسیله تمییز حق از باطل را برای شما قرار می دهد.
این آیه به روشنی رابطه بین تقوا و معرفت را بیان کرده و تأثیر تقوای درونی  در کسب شناخت صحیح را متذکّر شده است.
ب) ایمان
روح ایمان همان تسلیم و خضوع در برابر حقیقت و واقعیت است و به انسان این فرصت را می دهد که حقایق را آن گونه که هست بشناسد و روشن بینی پیدا کند.
قرآن کریم درباره کسانی سخن می گوید که در اثر کفر مرده بودند و آن ها را به واسطه ایمان زنده کرد و سپس روشنایی برایشان قرار داد تا راه خود را با آن پیدا کنند و به معرفت حقایق دست یابند: «أَوَ مَن كَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ...» (انعام/122) این نور همان معرفت و شناخت ویژه ای است که می توان آن را شناخت عرفانی و شهودی نامید.
پس ایمان  به پروردگار زمینه ای برای شناخت و درک حقیقی در قلب آدمی را فراهم می سازد.
اگر انسان چهل شبانه روز با اخلاص عمل کند دیده بصیرت او بینا شده و خداوند چشمه های معرفت و حکمت را از قلب او بر زبانش جاری می سازد. پس می توان نتیجه گرفت که انسان بدون اخلاص در عمل به حقیقت عبودیت که همان معرفت ذات حق است، دست پیدا نمی‌کند
 
ج) عمل صالح
در کنار ایمان، عمل صالح  نیز یکی دیگر از لوازم و شرایط معرفت حقیقی و باعث روشنایی چراغ بصیرت و آگاهی به شمار می آید.
همان گونه که حرکت در راه تکامل، متکی بر شناخت حقیقت است، شناخت حقیقت نیز متکی بر حرکت در راه تکامل است لذا قرآن کریم می فرماید: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا...» (عنکبوت/69) یعنی آنان که همه توان خود را در راه پیمودن مسیر ما به کار گیرند، ما راه های خود را به آنان آشکار می کنیم و شناخت های مورد نیاز آنان را به آن ها عنایت می کنیم.
در روایتی امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «لایقبل العمل الا بمعرفة ولامعرفة الا بعمَل فمن عَرف دلّته المعرفةُ علی العمل و من لم یَعمل فلا معرفةَ له» (میزان الحكمة، ج3، باب المعرفة) هیچ عملی بدون معرفت پذیرفته نمی شود و معرفت جز با عمل تحقق پیدا نمی کند. پس کسی که معرفت خدا پیدا کند این معرفت او را به عمل راهنمایی می کند و کسی که عمل نمی کند، معرفت ندارد.
امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیث معروفی خطاب به عنوان بصری پس از معرّفی علم حقیقی و ارتباط آن با بندگی خداوند، می فرماید: «اگر طالب علم هستی، اول در وجود خود به دنبال حقیقت عبودیّت باش، و با به کار بستن علم آن را بجوی، و از خدا طلب فهم کن تا تو را بفهماند.» (بحارالأنوار، ج 1، ص 224)
در کنار ایمان، عمل صالح نیز یکی دیگر از لوازم و شرائط معرفت حقیقی و باعث روشنایی چراغ بصیرت و آگاهی به شمار می آید
 
د) اخلاص در عمل
عمل صالح عملی است که علاوه بر حسن شکلی، از نیّت درستی نیز برخوردار باشد لذا اخلاص  در عمل نیز به عنوان یکی از شاخصه های مهم عمل اخلاقی در مکتب اسلام در شکل دهی معرفت صحیح نقش دارد. هر گاه عمل انسان همراه با اخلاص و در راه خدا و برای کسب رضای الهی باشد، نه با انگیزه های نفسانی باعث روشن شدن چراغ بصیرت در درون آدمی شده و راه های وصول به حقیقت هستی را بر دل شخص وارد می کند.
در حدیثی معروف از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است که «من اخلص لله اربعین صباحا فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه» (بحارالانوار، ج 67، ص 249) یعنی اگر انسان چهل شبانه روز با اخلاص عمل کند، دیده بصیرت او بینا شده و خداوند چشمه های معرفت و حکمت  را از قلب او بر زبانش جاری می سازد. پس می توان نتیجه گرفت که انسان بدون اخلاص در عمل به حقیقت عبودیت که همان معرفت ذات حق است، دست پیدا نمی‌کند.
 
 
 
[ دوشنبه هفتم مهر 1393 ] [ 21:47 ] [ فریبا ]
 
 
 
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمودند: «اگر تمام درختان، قلم و دریاها، مركب و جنیان، حسابگر و تمام انسانها نویسنده باشند، نمى توانند فضایل على بن ابى طالب علیه االسلام را به حساب آورند . »
 
امام علی

على علیه السلام از دیدگاه دیگران

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به آقا علی علیه اسلام فرمودند : « ای علی! از پروردگارم پنج ویژگی برای تو درخواست کردم که اجابتم کرد:
· اوّلین آنها این که؛ از پروردگارم خواستم اوّلین کسی باشم که قبرم شکافته می‏شود و در حالی که خاک را از سرم  می‏تکانم، تو با من باشی، و به من عطا کرد.
·  دوم آن که از خدا خواستم که در نزد کفّه میزان، نگهم دارد و تو با من باشی، و به من عطا کرد.
·  سوم آن که از پروردگارم خواستم تا در روز قیامت، تو را پرچمدارم قرار دهد، و به من عطا کرد.
·  چهارم آن که از پروردگارم خواستم که امّتم را به دست تو از حوضم سیراب کند، و به من عطا کرد.
·  پنجم آن که از پروردگارم خواستم که تو را پیشوای امّتم در راه بهشت قرار دهد، و به من عطا کرد.
سپاس، خدایی را که با این ویژگی‏ ها بر من منّت نهاد!» [عیون أخبار الرضا:16:278:1]
 

1. زیبایى بخشى به خلافت

عبداللّه پسر احمد بن حنبل گوید كه روزى نزد پدر نشسته بودم. جماعتى نزد او مدند و سخن از خلافت ابوبكر و عمر و عثمان پیش آمد تا اینكه سخن از على علیه السلام و خلافت آن حضرت به میان آمد. پدرم در این باره گفت: «اِنَّ الْخِلافَه لَمْ تُزَینْ عَلِیاً بَلْ عَلِىٌّ زَینَها؛ 1 همانا خلافت، على را زینت نداد؛ بلكه على به خلافت زیبایى بخشید.‌»
 

2. بى خبرى مردم از فضایل

پدر عمر بن عبد العزیز - از خلفاى بنى امیه - مى گوید: «اگر مردم نادان، از آنچه ما درباره على علیه السلام مى دانیم، آگاه بودند، حتّى دو نفر از آنها از ما متابعت نمى كردند.‌» 2
هر كس در دین خود به على بن ابى طالب اقتدا كند به دستگیره اى تمسک كرده است كه هرگز زوال و نیستى برایش راه نخواهد یافت

3. من بند كفش على علیه السلام هم نیستم

شكیب ارسلان، ملقّب به «امیر البیان»، یكى از نویسندگان زبردست عرب در عصر حاضر است. در جلسه اى كه به افتخار او در مصر تشكیل شده بود، یكى از حضار در ضمن سخنان خود مى گوید: «دو نفر در تاریخ اسلام پیدا شده اند كه به حق شایسته اند، «امیر سخن» نامیده شوند: یكى على بن ابى طالب علیه االسلام و دیگرى شكیب.‌»
شكیب ارسلان با ناراحتى برمى خیزد و پشت تریبون قرار مى گیرد و از مقایسه دوستش گله مى كند و مى گوید: «من كجا و على بن ابى طالب كجا؟! من بند كفش على علیه السلام هم به حساب نمى آیم.‌» 3
 
امام علی

4. فخر رازى

او گفته است: «هر كس در دین خود به على بن ابى طالب اقتدا كند به دستگیره اى تمسک كرده است كه هرگز زوال و نیستى برایش راه نخواهد یافت.‌» 4
 

5. ابن جوزى

وى مى گوید: «ولایت امیرمۆمنان، هنگام مرگ و غسل دادن و كفن براى من كافى است و طینت من، قبل از خلقتم با محبّت على علیه السلام عجین شده است. پس آتش، چگونه مى تواند مرا بسوزاند.‌» 5
٢ابن ابى الحدید مى نویسد: شخصى از استادم ابو هزیل پرسید: «یا على علیه السلام نزد خدا افضل است یا ابوبكر؟!»
استاد گفت: «به خدا سوگند! اگر فقط مبارزه على علیه السلام با عمرو بن عبدود در روز خندق با اعمال مهاجران و انصار و تمام عبادتهاى آنان معادله و موازنه شود، آن مبارزه، سنگین تر و برتر از همه آنها مى شود، چه رسد به ابو بكر تنها.‌» 6
پدر عمر بن عبد العزیز - از خلفاى بنى امیه - مى گوید: «اگر مردم نادان، از آنچه ما درباره على علیه السلام مى دانیم، آگاه بودند، حتّى دو نفر از آنها از ما متابعت نمى كردند

7. گنجى شافعى

وى به نقل از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مى گوید: «اگر تمام درختان، قلم و دریاها، مركب و جنیان، حسابگر و تمام انسانها نویسنده باشند، نمى توانند فضایل على بن ابى طالب علیه االسلام را به حساب آورند.‌» 7
 

8- تعقاع بن زراره درباره امام گفت:

«رضوان الله علیک یا امیرالمۆمنین فوالله لقد کانت حیاتک مفتاح خیر ولو ان الناس قبلوک لاکلوا من فوقهم و عن تحت ارجلهم و لکنهم غمطوا النعمه و ثروا الدنیا علی الخره.» (تاریخ یعقوبی، 2 / 213)
رضوان خدا بر تو باد ای امیرمۆمنان! به خدا سوگند زندگی ات کلید هر خیر بود و اگر مردم تو را می پذیرفتنتد، از بالای سر وزیر پای خود می خوردند و نعمت خدا آنان را فرا می گرفت لکن اینان نعمت را ناسپاسی کردند و دنیا را بر آخرت برگزیدند
 
 
 
 
 
[ شنبه پنجم مهر 1393 ] [ 23:28 ] [ فریبا ]

 

 

نگین شرف الشمس ضمن اینکه از عقیق اصل تهیه میشود مزیت دیگری هم دارد وآن موجب شده تا هم کمیاب وهم پرطرفدار باشد وآن طلسمی است که روایات فراوانی دال بر اسم اعظم بودن آن متواتر آمده است .این نقوش فقط در نوزده فروردین ماه هرسال که به روز شرف الشمس معروف است در ساعات محدودی وبا آداب مخصوص آن بر عقیق اصل حک میشود .اگر خارج از این ساعات حک شود خاصیت های لازم را نداشته وبی اثر خواهد بود .چون این نگین ها را توسط اساتید انگشت شماری حک میشوند ودر این ساعات منحصر بفرد تنها تعداد بسیار محدودی را میتوانند تهیه نمایند کمیابی و پرطرفداری اش را موجب میشود.مشابه این نگین در بازار یافت میشود ولی در بموقع نوشته شدن آن تردید های فراوان وجود دارد

وقیمت بسیار اندک آن در بازار موید اصیل نبودن آن است.

این نگین اگر بصورت انگشتری ویا گردنبند در آید و همراه باشد تاثیر وصف ناپذیری در :

گشایش امور ومشکلات . باز شدن ابواب رزق وروزی .عزت ومقام رفیع یافتن .حفاظت از شر بلایا ودشمنان .حفاظت اموال .حفاظت در مقابل بد گویان زبان بند .بخت گشای بسیار موثر.

جلب محبت واحترام ومجذوب نمودن افراد . چشم زخم . برآورده شدن آرزوها


نقش شریف شرف الشمس اسم اعظم الهی است از اولیای الهی به صورت رمز درآمده است

همراه داشتن آن نقش آثار و برکات زیادی برای دارنده آن به همراه می آورد نقش شرف الشمس بر روی نگین عقیق زرد خواصی افزون بر موارد بالا نیز برای دارنده به همراه دارد شرف الشمس را با آداب خاص و منحصر به فرد باید نوشت تا بتواند خصوصیات خود را داشته باشد نقش شرف الشمس بر روی عقیق اصل تنها در ساعاتی از روز 19 فروردین ماه هر سال نوشته می شود و آن تاریخ را روز شرف الشمس می نامند اگر در ساعت خاص غیر از ساعات مخصوص و سفارش شده نوشته شود هیچگونه کار کردی را نخواهد داشت و ارزش و اهمیت شرف الشمس به این دلیل است که تنها در سال می توان در ساعاتی خاص حکاکی می شود و فقط یک روز در سال این امکان وجود دارد پس تعداد آن به طبع محدود و کم است به همرا داشتن شرف الشمس طبق اسناد آمده تحولات مثبت کلی بر سرنوشت انسان می گذارد این نگین با نقش والایش جلب روزی حلال را برای دارنده موجب شده و ملموس ترین خصوصیت آن افزایش رزق وروزی و ادای قرض و ترقی چشمگیر در امورات مالی و بخت گشایی و گشایش امور در هر زمینه ای و باز شدن گره از کارها و نفوذ کلام دیگر خاصیت این نگین و نقش شریف است در باب حفاظت شرف الشمیس دارنده را از هر مکروهی نگاه می دارد و از شر

دشمنان جن و انسان و از شر هر حسود و بخیل و وسوسه کننده ای و از هر بلایی مانند زیر آوار ماندن و غرق شدن و سوختن در آتش حفاظت می کند حفاظت از دزد نیز از جمله خاصیت های آن است تجربیات و متون قدیمی و جدید و احادیث شیعه کاملا مشهود و غیرقابل انکار می باشد به همین دلیل به دارنده خود پس از مدت بسیار اندکی اعتماد به نفس فوق العاده بالایی می بخشد نگین عقیق اصل و نقش شریف شرف الشمس زینتی است لازم و ضروری که برای هر فرد شیعه و آگاه شایسته است آن را برای تمام عمر نزد خود نگه دارد و از خصوصیات بالای آن بهره مند گردد داشتن انگشتر عقیق از خصوصیات اصلی در شیعه است که می توانید با مراجعه به حدیث معروف امام حسن عسگری (ع) در ابتدای دعای زیارت اربعین در کتاب ارزشمند مفاتیح الجنان نوشته علامه مجلسی مشاهده و مطالعه نمایید

 

در فضیلت انگشتر عقیق امام رضا (ع) فرمودند :

عقیق فقر و تنگدستی و درویشی را برطرف می کند و در حدیث دیگری امام می فرماید هر که قرعه به انگشتر عقیق بزند بهره او تمامتر بیرون می آید امام صادق (ع) فرمودند که انگشتر عقیق در دست کنید که مبارک است و هر که انگشتر عقیق داشته باشد امید است که عاقبتش خیر باشد حضرت محمد (ص) فرمودند : هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش براورده می شود و در حدیث نبوی دیگر منقول است شخصی نزد رسول اکرم ( ص) آمد و شکایت کرد که دزد در راه به من رسید و اموال مرا برد حضرت فرمودند که : چرا انگشتر عقیق در دست نداشتی که آن از هر بدی نگاه می دارد آدمی را.

پس هر که از شیعیان آل محمد (ص)یکی ازعقیقهای سرخ و زرد وسفید را در دست داشته باشد

نبیند مگر خیر و نیکی و فراخی روزی و سلامتی ازجمیع بلاها و امان یابد از شر پادشاه ظالم و از هر چه آدمی از آن می ترسد و حذر می نماید شخصی را از برابر حضرت امام محمد باقر ع گذرانیدند تا تازیانه بسیار بر او زدند حضرت فرمودند انگشتر عقیق او کجاست اگر با او می بود تازیانه نمی خورد

  

اين دعا(شرف الشمس) در روز 19 فروردين هر سال براي برآورده شدن حاجات نوشته مي شود،از طلوع تا غروب آفتاب فرصت داريد دعا را بنویسید و در زیر آن حاجاتتان را بيان كنيد و در قرآن قرار دهید. انشاء الله حوائجتان برآورده خواهد شد.

بسم الله الرّحمن الرّحيم

اَللّهُم اِنّي اَسئَلُكَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِكَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّيِ و بالالَفِ المُقَّّوِم و بِالمِيمِ الطَميس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِي ه‍ِي كالكَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمكَ الشَّريفِ الاَعظَم اَن تُصَلِيَ علي سَيِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجري بِالقلم و اَن تَقضِيحاجَتِي.

 

 در روز شرف الشمس شکل شرف الشمس  را که در زیر آمده است ٫ از ساعت 11 ظهر تا ساعت 23 روی طلا ، عقیق زرد ، پارچه زرد کشیده و یا حک نموده و یا با خط زرد روی کاعذ و یا پارچه می نویسید و دعای آورده شده را خوانده و نوشته و بعد هر حاجتی که از خدا دارید را زیر دعا می نویسید و درقرآن میگذارید انشاالله برآورده می شود.

 

 

 

[ چهارشنبه دوم مهر 1393 ] [ 16:28 ] [ فریبا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

مطالبی برای ارتقاء روحی

اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ