-1ترك زمینه گناه:
الف- كنترل چشم: امام صادق(علیه السلام) فرمود: نظر دوختن تیري مسموم از تیرهي ابلیس است و چه بسا نگاهي كه حسرت درازمدتي را (در دل) به ارث بگذارد.»(1) تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نماید.
ب- كنترل گوش: باید از شنیدنى‌هایي كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمینه‌ساز حرام هستند پرهیز شود. مانند موسیقي حرام، صدي شهوت انگیز نامحرم و ... .
ج- ترك همنشینی با دوستان ناباب: دوستاني كه باعث مى‌شوند انسان گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و باید از آنها پرهیز كرد.
از امام سجاد(علیه السلام) نقل شده: حضرت از همراهي و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج كس را نهي فرموده: كذاب، گناهكار، بخیل، احمق و كسي كه قطع رحم كرده است.(2(

-2ترك فكر گناه: ترك زمینه گناه سهم به سزایي در ترك فكر گناه دارد. سعی نمایید فكر گناه را به یاد خدای تبدیل نمایید.

-3اشتغال به برنامه شبانه‌روزي: حتما باید شبانه‌روز خود را با برنامه‌ریزي صحیح و متناسب وضع روحي و جسمي خود پر كنید و هیچ ساعت بیكاري نداشته باشید تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بیكاري وسوسه‌هي نفس و شیطان به سراغ انسان مى‌آید و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى‌كشاند امیرالمؤمنین علي(علیه السلام) فرمود: به راستي و حقیقت كه این نفس، (انسان را) پیوسته و مرتب به بدي امر مى‌كند در نتیجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كاري نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‌كشاند.»(3)

-4روزه گرفتن: روزه گرفتن قوي حیواني و شهواني انسان را تضعیف مى‌كند اگر قوي شهواني ضعیف گشت قهراً فكر گناه هم كم رنگ مى‌شود. امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند: هرگاه شكم پر شود طغیان مى‌كند.(4) مفهومش این است اگر شكم پر نشود طغیان نمى‌كند و بهترین نوع جوع و گرسنگي همان روزه گرفتن است.
تذكر این نكته بسیار ضروري است كه اولاً: روزه نباید بري بدن ضرري داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: بري كارهي روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود و نه مخل، فقط روزهي دوشنبه و پنج شنبه باشد نه بیشتر، ولي در هر صورت اگر بري روزه گرفتن عذري است مورد بعدي یعني ورزش دو برابر شود.

-5ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش‌هایي باشد كه بري بدن ضرري ندارد مثل نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام حركت‌هي كششي و اگر بري روزه گرفتن عذري هست زمان ورزش دو برابر شود مثلاً از بیست دقیقه به چهل دقیقه افزایش یابد.


چند توصیه:
- هیچ گناهی را كوچك نشمارید.
- در ابتدای روز با خدای متعال شرط كنید كه گناه نكنید و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشید و در پایان روز از خویش حساب بكشید. اگر از عملكرد خویش راضی بودید، خدای را شكر گویید و در صورتی كه راضی نبودید، بر خویش سخت بگیرید.
- بدانید كه همواره در محضر خدای بزرگ هستید، او بر سراسر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
- از خداوند با دعا و نیایش استعانت و استمداد بجویید، زیرا كه خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ كدام به فضیلت و تزكیه روی نمی‌آوردید.(5(
- اعمال و عادات نیكو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید؛ مانند شركت دائمی در نماز جماعت، نماز شب و دعا.
قرآن كریم می‌فرماید: خوبی‌ها سرانجام، میدان را بر بدی‌ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بین خواهد برد. (6(
- مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقی را فراموش نكنید.

---------------------
پی‌نوشت‌ها:
-1سفینة البحار، شیخ عباس قمي، ماده نظر.
-2سفینة البحار، شیخ عباس قمي، ماده صحب.
-3الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرّ الاسراء، استاد علي سعادت پرور، ج 1، ص 544، ح 4 .
-4المحجة البیضاء، ملا محسن فیض كاشاني، ج 5، ص 150.
-5نور، آیه 21.
-6هود، آیه 114.

منابع:
-1گناه‌شناسی، محسن قرائتی .
-2گناهان كبیره، شهید دستغیب.
-3قیامت و قرآن، شهید دستغیب. (تفسیر سوره طور.(

 

 

 



تاريخ : یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ | 21:35 | نویسنده : فریبا |

 

آثار حضور در مسجد
 
مسجد خانه خدا در زمين، مركز وحي، منبع فيوضات معنوي و بركات گوناگون براي نمازگزاران و جامعه اسلامي است. آثار حضور در مسجد چنان متنوع است كه به سختي مي‏توان پيرامون تمامي آنها سخن گفت؛ چنانكه در يكي از احاديث امام علي عليه‏ السلام ، براي حضور در مسجد هشت اثر برشمرده شده است:
«مَنِ اخْتَلَفَ اِلَي الْمَسْجِدِ اَصابَ اِحْدَي الثَّمانِ؛ اَخا مُسْتَفادا فِي اللّه‏ِ، اَوْ عِلْما مُسْتَطْرَفا اَوْ آيَةً مُحْكَمَةً اَوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّ عَلي هُديً، اَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً، اَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ ردي، اَوْ يَتْرُكَ ذَنْبا خَشْيَةً اَوْ حَياءً ؛3 كسي كه به مسجد رفت و آمد مي‏كند، يكي از منافع هشتگانه نصيب او مي‏شود: 1- برادري مفيد و با ارزش در راه خدا، 2- علم و دانش نو، 3- دليل و برهان محكم [براي تثبيت عقايد]، 4- كلماتي كه موجب هدايت شود [مي‏شنود]، 5- رحمت مورد انتظاري [شامل حال او مي‏شود]، 6- مواعظي كه او را از فساد و گناه باز دارد، [مي‏شنود،] 7- يا به خاطر ترس گناهي راترك مي‏كند. 8-حيا.»
 
برخي از آثار حضور در مسجد را مي‏توان به شرح زير مورد مطالعه قرارداد:
 
ابوعلي سينا براي ابو سعيد ابوالخير نوشت: چه لزومي دارد، مردم همه در مسجد اجتماع كنند، با اينكه خداوند از رگ گردن به انسان نزديكتر است. وي در نوشت: اگر چند چراغ در يكجا روشن باشد، يكي از آنها که خاموش شد، چراغهاي ديگر روشن است، ولي اگر همان چراغها هر كدام در يك اطاق باشد، اگر يكي خاموش شد، آن اتاق در تاريكي فرو خواهد رفت.
4. آثار سياسي
 
مسجد همواره در كنار كاركرد اجتماعي، عبادي و معنوي خود، كانون سياسي در جامعه مذهبي نيز بوده است. اين موضوع چه در زمان پيامبر و چه در زمان خلفاء و امام علي عليه‏ السلام و ديگران قابل پيگيري است و نمونه‏ هاي فراواني درباره آن مي‏توان ذكر كرد.
در اين دوران نه تنها آثار سياسي حضور مردان در مسجد بلكه آثار سياسي حضور زنان در مسجد نيز مشهود است. كه حضور حضرت حضور زنان و مردان و تبادل اخبار و اطلاعات اجتماعي، جويا شدن از احوال هم و احوال مسلمين، تنها بخشي از اين ظرفيت بزرگي است كه مساجد دارند.
فاطمه عليها‏السلام در مسجد و دفاع وي از حق ولايت علي عليه ‏السلام، يكي از آنهاست. همچنين سخنراني حضرت زينب در مسجد كه از مسلمات تاريخي است.
تربيت سياسي كه در مسجد ارائه مي‏شود، به دليل ماهيت مذهبي آن مي‏تواند نسلي را پديد آورد كه پشتوانه جامعه ديني باشند و در برابر حوادث سياسي هوشياري لازم را داشته باشند. از اين رو حضور زنان در كنار مردان در مسجد ضروري مي‏باشد، چرا كه اگر زنان از حضور در اين مكان محروم شوند، در واقع اين تربيت بطور ناقص انجام خواهد شد. در حالي كه بانوان به دليل تأثير عميق‏تر بر فرزندان و نقش تربيتي خود، در صورت برخورداري از تربيت سياسي مسجد، بلوغ سياسي را بطور شگفت انگيزي افزايش خواهند داد.
 
5. آثار روحي و اخلاقي
 
فضاي مسجد، نوراني و الهي است. چنانچه پيامبر اكرم صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله نيز در حديثي به آن اشاره فرموده است: «ما جَلَسَ قَوْمٌ في مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِ اللّه‏ِ تَعالي يَتْلُونَ كِتابَ اللّه‏ِ [و] يَتَدارَسُونَهُ بَيْنَهُمْ اِلاّ تَنَزَّلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكينَةُ وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَذَكَرَهُمُ اللّه‏ُ فيمَنْ عِنْدَهُ؛ قومي [با يكديگر] در مسجدي از مساجد خداوند متعال براي تلاوت و آموختن قرآن ننشينند؛ مگر آن كه آرامش برايشان نازل و رحمت الهي شامل حال آنها شود. و خداوند از آنها در ميان كساني كه نزد او هستند ياد مي‏كند.»
در حديث ديگري از آن حضرت مي‏خوانيم كه فرمود: «مَنْ كانَتِ الْمَساجِدُ بَيْتَهُ ضَمِنَ اللّه‏ُ لَهُ بِالرُّوحِ وَالرّاحَةِ وَالْجَوازِ عَلَي الصِّراطِ؛6 هر كس كه مسجدها خانه ‏اش باشد، خداوند آسايش و آرامش و عبور از صراط را براي او ضمانت مي‏كند.» و اين گونه است كه مؤمن در مسجد، به مانند ماهي در دريا مي‏ماند.
هفت گروه در قيامت مورد توجه خدا قرار مي‏گيرند... كه از جمله آنها شخصي است كه وقتي از مسجد خارج مي‏شود تا زمان برگشت، توجه ‏اش به مسجد باشد.
اطمينان و آسايش حاصل از حضور در مسجد، توانايي انجام صحيح وظايف و تكاليف شرعي ديگر را نيز بدست خواهد داد.
در اين زمينه اين نكته را نيز يادآور مي‏شويم كه به دليل لطافتهاي روحي و تأثير پذيري عاطفي شديد در بانوان، نياز به حضور براي كسب آرامش الهي و قلبي، درباره آنان بيشتر احساس مي‏شود.
از نظر اخلاقي نيز وضع به همين ترتيب است؛ زيرا زنان به دليل اينكه بيشتر عمر خود را در خانه‏ها صرف خانه داري و تربيت فرزندان مي‏كنند و بارها در مشكلات مختلف در تنگنا قرار مي‏گيرند، بيشتر از مردان نيازمند آرامش و يافتن محلي براي كسب راحتي رواني هستند. و البته در فضايي به نام مسجد كه اساس آن بر نورانيت، عبوديت و ارتباط خالق و مخلوق است، امكان فراهم شدن آن بيشتر است. ويژگيهايي كه در جماعت هست، در غير آن نيست.
امام صادق عليه ‏السلام فرمود: «كانَ اَبي اِذا حَزَنَهُ اَمْرٌ جَمَعَ النِّساءَ وَالصِّبْيانَ ثُمَّ دَعا وَامَنُوا؛ هرگاه پدرم از چيزي غمگين مي‏شد، زنها و بچه ‏ها را فرا مي‏خواند و دعا مي‏كرد و آنها آمين مي‏گفتند.»
 
6. آثار معنوي و اخروي
 
در روايات از ثوابها و اجرهاي متعدّد براي حاضران در مساجد، فراوان ياد شده است از جمله:
1. «اِنَّ فِي التَّوْراةِ مَكْتُوبا: اِنَّ بُيُوتي فِي الاَْرْضِ الْمَساجِدُ فَطُوبي لِمَنْ تَطَهَّرَ في بَيْتِهِ ثُمَّ زارَني في بَيْتي وَحَقٌّ عَلَي الْمَزُورِ اَنْ يُكْرِمَ الزّائِرَ؛ در تورات نوشته شده است كه [خداوند مي‏فرمايد:] مسجدها خانه‏ هاي من در زمين هستند. خوشا به حال كسي كه خود را در خانه‏اش تميز كند و در خانه من به زيارتم بيايد و حق زائر اين است كه ميزبان او را محترم شمارد.»
2. قال رسول اللّه‏ صلي‏ الله ‏عليه ‏و‏آله : «اَلْمَساجِدُ سُوقٌ مِنْ اَسْواقِ الاْخِرَةِ قِراهَا الْمَغْفِرَةُ وَتُحْفَتُهَا الْجَنَّةُ؛ مساجد بازاري از بازارهاي آخرتند. آمرزش [و بخشش [از وسايل پذيرايي آنها است و هديه آنها بهشت است.»
3. قال رسول اللّه‏ صلي‏ الله ‏عليه ‏و‏آله : «سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللّه‏ُ في ظِلِّهِ يَوْمَ لا ظِلَّ اِلاّ ظِلُّهُ:... رَجُلٌ قَلْبُهُ مُتَعَلَّقٌ بِالْمَسْجِدِ اِذا خَرَجَ مِنْهُ حَتّي يَعُودَ اِلَيْهِ؛ هفت گروه در قيامت مورد توجه خدا قرار مي‏گيرند... [كه از جمله آنهاست،] شخصي كه وقتي از مسجد خارج مي‏شود تا زمان برگشت، توجه ‏اش به مسجد باشد.»
4. قال الصادق عليه‏ السلام : «لا يَرْجِعُ صاحِبُ الْمَسْجِدِ بِاَقَلّ مِنْ اِحْدي ثَلاثِ خِصالٍ: اِمّا دُعاءٌ يَدْعُو بِهِ يُدْخِلُهُ اللّه‏ُ بِهِ الْجَنَّةَ وَاِمّا دُعاءٌ يَدْعُوا بِهِ فَيَصْرِفُ اللّه‏ُ عَنْهُ بِهِ بَلاءَ الدُّنْيا...؛ اهل مسجد به كمتر از يكي از سه ويژگي باز نمي‏گردد: يا دعايي مي‏كند كه خداوند به بركت آن، او را به بهشت مي‏برد، يا دعايي مي‏كند كه به سبب آن بلاي دنيا را از او دور مي‏كند و يا...»
مسجدها خانه‏ من در زمين هستند. خوشا به حال كسي كه خود را در خانه‏ اش تميز كند و به ديدار من در خانه من بيايد و حق زائر اين است كه ميزبان او را محترم شمارد
اين همه نشان مي‏دهد، حضور در مسجد، علاوه بر آثار دنيوي، از جنبه اخروي و كمالات معنوي نيز ـ به عنوان عاملي تأثيرگذار ـ مورد توجّه است. نقل است كه شيخ الرئيس ابوعلي سينا براي ابو سعيد ابوالخير نوشت: چه لزومي دارد، مردم همه در مسجد اجتماع كنند، با اينكه خداوند از رگ گردن به انسان نزديكتر است. هرجا كه باشي اگر رابطه ‏ات با خدا برقرار باشد، نتيجه خواهي گرفت. وي در پاسخ نوشت: اگر چند چراغ در يك‏جا روشن باشد، اگر يكي از آنها خاموش شد، چراغهاي ديگر روشن است، ولي اگر همان چراغها هر كدام در يك اطاق باشد، اگر يكي از آنها خاموش شد، آن اتاق در تاريكي فرو خواهد رفت. انسانها نيز اين‏گونه‏اند؛ تربيت سياسي كه در مسجد ارائه مي‏شود، به دليل ماهيت مذهبي آن مي‏تواند نسلي را پديد آورد كه پشتوانه جامعه ديني باشند و در برابر حوادث سياسي هوشياري لازم را داشته باشند.
بعضي گناهكارند، اگر تنها باشند، شايد موفق به كسب فيوضات الهي نشوند، ولي اگر در جمع باشند، شايد خداوند به بركت افراد ديگر، آنها را هم مشمول بركات خود سازد.
 
نكته:
  کتابخانه مسجد و مدرسه شهيد مطهري مرمت و بازسازي مي‌شود

هرچند در تمام ثمرات حضور در مسجد، زنان و مردان مشتركند و تبعيض بين آنها به چشم نمي‏خورد، اما نكته‏اي وجود دارد كه اطلاع از آن، موجب درك مطلوب بودن حضور بانوان است. حقيقت اين است كه بانوان فرصت بيشتري در اختيار دارند بر خلاف مردان كه اغلب عمر آنان را موضوع تأمين معاش اشغال مي‏كند. همچنين، همبستگي و دلبستگي بين زنان بيشتر از مردان است و آنان قدرت انتقال و سرعت انتقال بيشتري نسبت به مردان دارند و در تبادل اطلاعات ديني، سياسي، اخلاقي و اجتماعي موفقتر هستند. و نيز به دليل لطافت روحي و صافي قلب و عاطفه مادري و همسري توان تأثيرگذاري بيشتري در خانواده دارند. از اين جهت است كه حضور آنان در مسجد، مي‏تواند كل فضاي خانواده و به دنبال آن جامعه را دگرگون كند. از سوي ديگر، ويژگيهاي اخلاقي و سليقه‏اي بانوان به گونه ‏اي است كه آنان مي‏توانند خدمات بيشتر و بهتري براي مسجد ارائه كنند

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 8:27 | نویسنده : فریبا |
 

 
قال الله تعالى لنبیه صلى الله علیه و آله و سلم فی لیلة المعراج:
گفت خدای تعالی به پیامبرش ص در شب معراج
 
اعطیتك كلمتین من خزائن عرشی لا حول و لا قوة الا بالله و لا منجا منك الا الیك  
 عطاء کردم به تو دو کلمه از خزائن عرشم « لاحول و لاقوة الا بالله » و «لا مَنْجا مِنْكَ اِلاّ اِلَيْكَ »
 
امام باقر(سلام الله علیه) در تفسیر این ذكر فرمودند: آنجا كه قدرتى را به جا صرف كرده و خدا را اطاعت كرده‌اید، این قدرت بر اطاعت، از ناحیه خداست و آنجا كه معصیت نكرده‌اید، در حقیقت، عنایت الهى بین شما و آن معصیت حائل شده است.
 
پس لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم یعنى: 
 لا حول لنا عن معصیة الله الا بعون الله و لا قوة لنا على طاعة الله الا بتوفیق الله عزوجل.
 
 
پیامبر اكرم(صلى الله علیه و آله) این ذكر شریف را ذكر فرشتگان حامل عرش معرفى كرده است: تسبیح حملة العرش و در برخى روایات تفسیرى آمده است كه فرشتگان حامل عرش نیز كه ذات اقدس خداوند از آنان به الذین یحملون العرش  یاد مى‌كند، هنگامى كه حمل عرش الهى، یعنى مقام فرمانروایى خدا، برایشان دشوار بود ذكر «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم» را به آنان آموختند: 
 
"اعلمكم كلمات تقولونها یخف بها علیكم. قالوا: و ما هی؟ قال: تقولون: بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم و صلى الله على محمد و آله الطیبین فقالوها فحملوه.
 
 
 
 


تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 8:18 | نویسنده : فریبا |

 

هنگامی که شروع به ذکرگویی می کنیم ما واقعا باید برای تمرکزبر روی  تکرار نام خداوند مبارزه کنیم. در بسیاری از موارد، در مراحل اولیه باید دست از کار بکشیم و به آرامی با نگهداشتن یک مالا (تسبیح) ذکر بگوییم. در این زمان، اگر کسی به ما بگوید که هنگام انجام کارهای روزانه، مانند هنگام حرف زدن با کسی ذکرگویی ممکن است برایمان باورنکردنی است. به نظر می رسد وقتی می خواهیم ذکر بگوییم گفتگوی روزانه یک بعدی است و ما باید بین ذکرگویی و انجام هرگونه کار دنیوی یکی را انتخاب کنیم.
با این حال واقعیت  این است که هنگامیکه ما رشد معنوی میکنیم ، ذکرگویی ما ناآشکارتر و باکیفیت تر می شود. وقتی ذکرگویی ما ناآشکارتر می شود، به این معنی است که ذکرگویی در سطح عمیق تری از آگاهی ما اتفاق می افتد. در سطوح بالاتر هنگام تمرین ذکرگویی، قادر به انجام کارهای فیزیکی وذهنی هم هستیم  ، اجازه بدهید  ببینیم  چطور می توان این کار را انجام داد.
هریک از ما در هشت چیز بطور همزمان میتوانیم  تمرکز کنیم .  این هشت امیتازاز طریق تمرکز حس پنجگانه ( شنوایی، لامسه، بینایی، چشایی و بویایی که به آنها اعضای حس خارجی گفته می شود)، ذهن آگاه، ذهن ناخودآگاه (چیتا) و عقل ( این سه حس از اعضای حس درونی هستند) هستند. هر کدام از اعضا وظایف مربوط به خود را انجام می دهند. در زندگی روزانه ی ما ، ما  بسیاری از  کارهای مختلف را همزمان با هم که این هشت طرق تمرکز در آن دخیل هستند انجام می دهیم. تصور کنید مردی از جاده ای عبور می کند. هنگامی که در حال عبور از جاده است، همزمان می تواند به چراغ راهنمایی نگاه کند، صدای وسایل نقلیه را بشنود، بوی اطراف را حس کند، گرما یا سرمای محیط را حس کند، با دوست یا همکارش گفتگو کند و غیره. بعلاوه،همچنین می تواند راجع به چیزهای مختلفی فکر کند و تصمیم بگیرد مانند اینکه چقدر سریع راه برود، به چه سمتی برود و اینکه آیا به موقع به مقصد می رسد یا خیر و غیره. اینگونه، هر شخص دارای تمرکز هشتگانه در ذهن ناخودآگاه خود است.
وقتی شروع به ذکرگویی می کنیم عمل ذکرگفتن فقط به ذهن آگاه محدود می شود. در این مرحله فکر می کنیم انجام چند کار با هم هنگام ذکرگویی برایمان بسیار  دشوار است. وقتی در تمرین معنوی ذکرگویی عمیق می شویم، حالت جدیدی از ذکرگویی را در ذهن ناخودآگاه خود ایجاد می کنیم. این حالت در مرکزی که به آن مرکز وقف گفته می شود گسترش می یابد. هنگامی که مرکز وقف  در ذهن ناخوداگاه ما گسترش می یابد افکار در مورد ذکرگویی کم کم ساطع می شوند.
 

 
وقتی مرکز وقف 50% از ذهن ناخودآگاه را می پوشاند ، ذکرگویی نام خداوند در سطح ناخودآگاه اتفاق می افتد. معمولا این اتفاق در سطح معنوی 50% رخ می دهد.
بنابراین اگر به مفهوم قبلی در مورد تمرکز هشتگانه برگردیم، درحالی که ذهن ناخودآگاه درحال ذکرگویی است می توانیم بسیاری از کارها را  دیگر اعضای حسی را  هم انجام دهیم. بنابراین، وقتی که دهان و ذهن ما درگیر گفتگو است، ذهن ناخودآگاه ما در حال ذکرگویی است اگر چه  این کار به صورت فیزیکی برای مخاطب قابل مشاهده نباشد. برای کسی که در این مرحله ذکر می گوید یاد آرامش بخش خداوند در هر کاری که انجام می دهد با او همراه است
این مرحله از ذکرگویی فقط هنگامی رخ می دهد که برای مدتی به طور منظم ذکر بگوییم. چگونه ما زودتر میتوانیم به این مرحله برسیم  به عوامل زیر بستگی دارد:
  1. اشتیاق ما برای پیشرفت در معنویت،
  2. کمیت به همراه کیفیت ذکرگویی و
  3. آیا ذکرگویی را با جنبه های دیگر تمرین معنوی همراه می کنیم مانند:
    • بودن در جمع سالکان (سات سانگ)،
    • انجام خدماتی برای خداوند مانند کارکردن برای گ سترش معنویت (سات سوا).


تاريخ : جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 16:37 | نویسنده : فریبا |

 

ایمان
 
یکی از نیازهای انسان در زندگی داشتن شادی است. شادی یک نیروی مضاعف درونی است که انسان را در انجام دادن فعالیت‌هایش کمک می‌کند و سبب می‌شود که با نشاط بیشتر به موفقیت برسد. انسان‌هایی که شادترند از نظر روحی و جسمی هم سالم‌تر هستند، یعنی شادی در سیستم بدنی افراد تاثیر دارد و سبب می‌شود که اعضای بدن بهتر به فعالیت خود برسند. حال6 روش برای رسیدن به این مطلوب:
1- سخن گفتن با خدا
حضرت در نامه خود به امام حسن می فرماید: « غم و اندوه خود را در پیشگاه خداوند مطرح کن تا غمهای تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یاری رساند» [ن 31].
روشن است که سخن گفتن با کسی که دسترسی به او در هر زمانی امکان پذیر است و صحبت کردن با او هیچ قید و شرطی لازم ندارد و هیچ محدودیت زمانی ندارد و هیچ واکنش نامناسب و پیامد نامطلوبی در پی ندارد و از همه مهمتر اینکه از قدرت بی پایانی برخوردار است و مشتاق است که بندگانش با او سخن گویند و از او کمک بخواهند تا از این قدرت بی پایان خود برای یاری رساندن به آنها استفاده کند، غم و اندوه را از انسان دور می نماید و او را امیدوار و شاد می سازد. دعا و نیایش باعث می شود که افراد خوشبینانه احساس کنند بر [وقایع] آینده کنترل بیشتری دارند و این اعتقاد موجب افزایش اعتماد به نفس، عزت نفس و احساس هدفمندی در آنها می شود. بیشترین تأثیر مذهب بر شادی به دلیل نیایش زیاد و نزدیکی به خداوند است.

2- نماز خواندن
امام علی در مورد تأثیر نماز برکاهش غم و اندوه می فرماید: «آن چه که بین من و خدا ناروا است اگر انجام دهم و مهلت دو رکعت نماز داشته باشم تا از خدا عافیت بطلبم، مرا اندوهگین نخواهد ساخت.» [ق291].
از آن جا که نماز خواندن نیز نوعی سخن گفتن با خداوند است، بنابراین همه مزایای سخن گفتن با خداوند را دارد و علاوه بر این به دلیل اینکه عبارات مورد استفاده در نماز از سوی خداوند تعیین شده است می توان گفت که این عبارات بهترین عبارات برای سخن گفتن با خداوند است و بهترین نتیجه و بیشترین تأثیر را دارد. روانشناسان معتقدند که نماز و دعا خوشبینی و احساس کنترل را افزایش می دهد و این عوامل به نوبه خود باعث ایجاد احساس شادی می شود.
حضرت در مورد اثرات مثبت رابطه با خویشان می فرماید: «خویشاوندان انسان بزرگترین گروهی هستند که از او حمایت می کنند و اضطراب و ناراحتی او را می زدایند و به هنگام مصیبت ها نسبت به او پرعاطفه ترین مردم می باشند»
3- جستجوی لذت های حلال
حضرت می فرماید: «خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تأمین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذتهای حلال.» (ق382)
و نیز می فرماید: «بوی خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سواری بهبودی آور، و نگاه به سبزه زار درمان کننده بیماری و نشاط آور است. (ق 392)
ادیان الهی هیچگاه لذت های حلال را نهی نکرده اند. آن چه آنها نهی کرده اند لذت های کاذب و زودگذری است که در کوتاه مدت یا دراز مدت بر روح و جسم انسان در زندگی فردی و اجتماعی او اثرات نامطلوبی باقی می گذارد. تأثیر ورزش، گردش در طبیعت، مصرف خوراکی های خاص و استفاده از بوی خوش در ایجاد شادی مورد تأیید روانشاسان امروزی نیز هست.
ورزش و تمرین جسمانی اگر به طور منظم انجام شوند، خلق مثبتی ایجاد می کنند که ممکن است تا روز بعد ادامه پیدا کند؛ دلیل اصلی تأثیر تمرینات جسمانی بر شادی، آزاد شدن آندروفین ها و در نتیجه ایجاد خلق مثبت، برقراری تعاملات اجتماعی، فراهم شدن زمینه موفقیت وکاهش یافتن افسردگی و تنش است. همچنین گردش در طبیعت می تواند به «تحقق خویشتن» و کمال بخشیدن به خود و ایجاد آرامش درونی کمک کند.

4- صله ارحام
حضرت در مورد اثرات مثبت رابطه با خویشان می فرماید: «خویشاوندان انسان بزرگترین گروهی هستند که از او حمایت می کنند و اضطراب و ناراحتی او را می زدایند و به هنگام مصیبت ها نسبت به او پرعاطفه ترین مردم می باشند.» [خ 23]
کمک به دیگران در موقع پریشانی، تجربه نوعدوستی ایجاد می کند که منبعی برای هیجان مثبت است. معاشرت پذیری با ارزش است زیرا به تعاون و کمک دو جانبه منجر می شود. و این وضعیت لذت بخش است. روابط اجتماعی یکی از بزرگترین منابع شادی است. در تحقیقی دریافتند که مردم شاد احساس نزدیکتری با دیگران دارند. و احساس اعتماد و مورد علاقه بودن می کنند و بیشتر علاقه مندند با دیگران باشند. احساس تنهایی نمی کنند. با دوستان بودن نیز یکی از منابع اصلی لذت است. برخی از فواید با دوست بودن ممکن است ناشی از فعالیت های لذت بخشی باشد که آنها برای یکدیگر انجام می دهند یا خود در فعالیتهای لذت بخشی مشارکت می کنند. حداقل کار کرد ممکن این فعالیتهای مشترک این است که موجب لذت و روابط حمایت کننده می شوند. مردم شاد نه تنها تعامل اجتماعی بیشتری با یکدیگر دارند بلکه کیفیت روابط آنها بالاتر است و همینطور دریافتند که کیفیت رابطه دانشجویانی که شادترند در مقایسه با دانشجویان دیگر، بالاتر است. اگر ما عمیقاً از شخص دیگری مراقبت کنیم نه تنها خودمان تشویق می شویم بلکه این کار در شادکامی دیگران موثر است.
دعا و نیایش باعث می شود که افراد خوشبینانه احساس کنند بر [وقایع] آینده کنترل بیشتری دارند و این اعتقاد موجب افزایش اعتماد به نفس، عزت نفس و احساس هدفمندی در آنها می شود. بیشترین تأثیر مذهب بر شادی به دلیل نیایش زیاد و نزدیکی به خداوند است
5- جستجوی سخنان حکمت آمیز
«همانا این دلها همانند تن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دلها سخنان زیبای حکمت آمیز بجویید.»[ق89]. در حکمت 197 نیز چنین روشی مورد تأکید قرار گرفته است.
همچنین می فرماید: «گفتار حکیمان اگر درست باشد درمان [است]» [ق 257].
از آن جا که سخنان حکمت آمیز غالبا ارضا کننده حس زیبایی شناختی و یاد آوری کننده حقایق فراموش شده است و انسان فطرتاً همیشه طالب زیبایی و جویای حقیقت است، بنابراین طبیعی است که با شنیدن سخنان زیبای حکمت آمیز احساس لذت و شادابی به او دست بدهد. روشن است که قرآن و احادیث که دربردارنده سخنان خداوند و پیامبر اکرم و امامان هستند، بهترین و زیباترین سخنان حکمت آمیز می باشد. بسیاری از بررسی ها تأثیر مثبت آموزش (که سخنان حکمت آمیز نیز جزئی از آن است) را برخشنودی نشان داده اند.

6- اهل عمل بودن
حضرت علی  علیه السلام می فرماید:
«آن کس که در عمل کوتاهی کند دچار اندوه می شود.» [ق 132]
از آن جا که رسیدن به هر هدفی، چه این هدف دنیوی باشد چه اخروی چه مادی چه معنوی مستلزم برنامه ریزی درست و عمل کردن به این برنامه است، بنابراین، اهل عمل بودن ضامن دستیابی به شادی و خوشبختی و کوتاهی در عمل به ارزشها و اعتقادات و برنامه های خود، ایجاد کننده حسرت و غم و اندوه است. بی کاری همه جنبه های شادی از جمله عاطفه مثبت، رضایت از زندگی و عاطفه منفی را متأثر می سازد. افراد بیکار احساس ملالت می کنند، عزت نفس اندکی دارند، گاهی عصبانی می شوند و گاهی اوقات بی تفاوتی عاطفی در آنها بروز می کند.
 
 
 
 


تاريخ : چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 3:52 | نویسنده : فریبا |