X
تبلیغات
باغ معجزه

باغ معجزه


در تفسیر «کبیر» فخر رازى آمده است: وقتى رباخوار، عواطف و عدالت انسانى را در خود محو کند، خود و اموالش مورد نفرین فقرا قرار مى‏گیرند کینه، انتقام و توطئه سرقت هر لحظه او را تهدید مى‏کند و این نمونه‏اى از آن نابودى است که در این آیه مطرح شده است.
نابود شدن اموال حاصل از ربا سنت‏ تردید ناپذیر الهى است

هر چند رباخوار به قصد انباشت ثروت از دیگران ربا مى‏گیرد، ولى خداوند در آیه 276 سوره مبارکه بقره تأکید کرده است: برکت و آثار خوبى که باید ازدیاد مال داشته باشد را از ربا مى‏گیرد.
از دستورات دین مبین اسلام، کسب روزی حلال و پرهیز از مال حرام در زندگی است چراکه روزی حلال تاثیر مستقیمی بر زندگی انسان داشته و سعادت و یا شقاوت را برای انسان رقم خواهد زد.
«ربا خواری» یکی از مصادیق مال حرام است که قرآن کریم، این مسئله را جنگ با خدا مطرح کرده است و انسان به طور جد از گرفتن و یا دادن ربا نهی شده است.
«یَمْحَقُ اللَّهُ الْرِّبَو اْ وَیُرْبِى الْصَّدَقَتِ وَاللَّهُ لَایُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ»(بقره 276 ) خداوند ربا را نابود مى‏کند، ولى صدقات را افزایش مى‏دهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس و کافرِ گنهکارى را دوست نمى‏دارد.
 
توضیحات:

کلمه‏ «محق» به معناى نقصان تدریجى است و مُحاق به ماه گفته مى‏شود که نورش در شب‌هاى آخر آن چنان کاهش یافته که دیده نمى‏شود و اما «ربا» به معنى رشد تدریجى است.
این آیه یادآور مى‏شود که هر چند رباخوار به قصد انباشت ثروت، از دیگران ربا مى‏گیرد، ولى خداوند برکت و آثار خوبى که باید ازدیاد مال داشته باشد را از ربا مى‏گیرد. لازم نیست خود مال رَبَوى از بین برود، بلکه اهدافى که از افزایش ثروت در نظر است از بین مى‏رود.
رباخوار، بسیار ناسپاس و گنهکار است. او با گرفتن ربا خود را ضامن مردم، زندگى خود را حرام، عباداتش را باطل، و حرص و طمع قساوت را بر خود حاکم مى‏گرداند. «کَفَّارٍ أَثِیمٍ»
در نظام رَبَوى، سعادت، محبت و امنیت، وجود ندارد و چه بسیار ثروتمندانى که از سرمایه خود، هیچ نوع راحتى، آرامش و یا محبوبیتى را به دست نمى‏آورند، اما در نظامى که در آن انفاق، صدقه و قرض‏الحسنه رایج باشد، آن جامعه از برکات زیادى برخوردار است. در این نظام، فقرا مأیوس نبوده و اغنیا در فکر تکاثر نیستند.
همچنین در نظام مالی مبتنی بر انفاق و صدقه، محرومان به فکر انتقام و سرقت، و اغنیا نگران حراست و حفاظت اموال خود نیستند و جامعه از یک تعادل نسبى همراه با الفت، رحمت، تفاهم و امنیت برخوردار خواهد بود.
در تفسیر «کبیر» فخر رازى آمده است: وقتى رباخوار، عواطف و عدالت انسانى را در خود محو کند، خود و اموالش مورد نفرین فقرا قرار مى‏گیرند کینه، انتقام و توطئه سرقت هر لحظه او را تهدید مى‏کند و این نمونه‏اى از آن نابودى است که در این آیه مطرح شده است.
 
پیام‌ها:

1- به رشد ظاهرى ثروت خیره نشوید، نظام اقتصادى بر اساس ربا روبه نابودى است. «یَمْحَقُ اللَّهُ الْرِّبَواْ»
2- نابود کردن مال ربوى، از سنت‏هاى الهى است. «یَمْحَقُ اللَّهُ الْرِّبَواْ» فعل مضارع نشانه‏ استمرار است.
3- رواج صدقه و زکات، سبب رشد و استوارى اقتصاد است. «وَیُرْبِى الْصَّدَقَتِ»
4- رباخوار، از رحمت و محبّت الهى محروم است. «وَاللَّهُ لَایُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ»
5 - رباخوار، بسیار ناسپاس و گنهکار است. او با گرفتن ربا خود را ضامن مردم، زندگى خود را حرام، عباداتش را باطل، و حرص و طمع قساوت را بر خود حاکم مى‏گرداند. «کَفَّارٍ أَثِیمٍ»



+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 7:32  توسط فریبا  | 


یهودیان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسیح، و همین طور مسیحیان مؤمن قبل از ظهور پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) اهل نجاتند .


قانون کلی نجات!!


هر کسی که در عصر خود به پیامبر بر حق و کتاب آسمانی زمان خویش ایمان آورده و عمل صالح کرده است اهل نجات است، و جای هیچ‌گونه نگرانی نیست.

بنابراین یهودیان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسیح، و همین طور مسیحیان مؤمن قبل از ظهور پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) اهل نجاتند.

 

تمام ادیان آسمانی، اصولی مشترک دارند!!


إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصاری وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره 62)

همانا کسانی که (به اسلام) ایمان آورده و کسانی که یهودی شدند و نصاری و صابئین، هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس برای آن‌ها در نزد پروردگارشان، پاداش و اجر است و بر آن‌ها ترسی نیست و آن‌ها محزون نمی‌شوند.

در تفسیر نمونه از جامع البیان (طبری)، نقل شده است: سلمان فارسی به رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله گفت: دوستان من که اهل ایمان و نماز بودند، ولی شما را ندیدند تا به شما ایمان بیاورند، وضع آن‌ها در قیامت چگونه است؟ یکی از حاضرین جواب داد: اهل دوزخند. ولی این آیه نازل شد که هر کدام از پیروان ادیان که در عصر خود بر طبق وظایف و فرمان الهی عمل کرده‌اند مأجورند.

البتّه این آیه نمی‌تواند بهانه و دستاویزی برای ماندن در یهودیّت و مسیحیّت باشد ، زیرا ؛

اولاً: قرآن، اهل کتاب را به اسلام دعوت نموده است وثانیاً: تهدید کرده که اگر آگاهانه به سراغ دینی غیر از اسلام بروند، مورد قبول نیست. (آل عمران، 85) (در ادامه همین مقاله در این مورد مفصل خواهیم کرد)

آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می‌کنند، قرآن در آیه 85 سوره آل عمران می‌گوید: وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ: هر کس دینی غیر از اسلام برای خود انتخاب کند پذیرفته نخواهد شد

مراد از «الَّذِینَ هادُوا» یهودیان هستند. این نام‌گذاری یا به سبب اظهار توبه‌ی آنان است که با تعبیر «إِنَّا هُدْنا إِلَیْکَ» (اعراف، 156) آمده است و یا به جهت آنکه این قوم به یکی از فرزندان حضرت یعقوب که یهود نام داشت، منسوب بودند.

مراد از «النَّصاری»، مسیحیان هستند که در جواب حضرت عیسی که فرمود: «مَنْ أَنْصارِی» گفتند: «نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ» (صف، 14). شاید هم این نام‌گذاری به جهت سکونت آنان در منطقه ناصریّه، زادگاه عیسی علیه‌السلام باشد.

«صابئین» به کسانی گفته می‌شود که خود را پیروان حضرت یحیی می‌دانند و برای ستارگان، قدرت تدبیر قائلند. نام این گروه در سوره‌های بقره، مائده و حج، در کنار یهود، نصاری، مجوس و مشرکین آمده است (بقره، 62 مائده، 69 حج، 17) و از اینجا معلوم می‌شود که صابئین غیر از چهار دسته‌ی مذکورند.

پیروان این آئین نیز همانند سایر اهل کتاب، به اسلام دعوت شده‌اند. این‌ها با توجّه به اعتقادات خاصّ خود، پیروان اندکی دارند و اهل تبلیغ از دین خودشان نیستند. آن‌ها بیشتر در کنار رودخانه‌ها و دریاها زندگی می‌کنند و گوشه‌گیر و منزوی هستند.

این افراد، غسل‌های متعدّدی دارند که در تابستان و زمستان باید در رودخانه و آب جاری انجام دهند. هم اکنون تعداد نزدیک به پنج هزار نفر از آنان در خوزستان در کنار رود کارون و شهرهای دیگر آن استان زندگی می‌کنند و قریب به هشت هزار نفر نیز در عراق در کنار دجله و شهرهای دیگر عراق سکونت دارند.

 


یک سؤال مهم


بعضی از بهانه‌جویان آیه فوق را دستاویزی برای افکار نادرستی از قبیل صلح کل و اینکه پیروان هر مذهبی باید به مذهب خود عمل کنند قرار داده‌اند، آن‌ها می‌گویند بنابر این آیه لازم نیست یهود و نصاری و پیروان ادیان دیگر اسلام را پذیرا شوند، همین قدر که به خدا و آخرت ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند کافی است.

پاسخ: به خوبی می‌دانیم که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می‌کنند، قرآن در آیه 85 سوره آل عمران می‌گوید: وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ: «هر کس دینی غیر از اسلام برای خود انتخاب کند پذیرفته نخواهد شد».

بعلاوه آیات قرآن پر است از دعوت یهود و نصاری و پیروان سایر ادیان به سوی این آئین جدید اگر تفسیر فوق صحیح باشد با بخش عظیمی از آیات قرآن تضاد صریح دارد، بنابر این باید به دنبال معنی واقعی آیه رفت.

در اینجا دو تفسیر از همه روشن‌تر و مناسب‌تر به نظر می‌رسد:

1-اگر یهود و نصاری و مانند آن‌ها به محتوای کتب خود عمل کنند مسلماً به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ایمان می‌آورند چرا که بشارت ظهور او با ذکر صفات و علائم مختلف در این کتب آسمانی آمده است.

مثلاً قرآن در آیه 68 سوره مائده می‌گوید: قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْ‌ءٍ حَتَّی تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ:

«ای اهل کتاب شما ارزشی نخواهید داشت مگر آن زمانی که تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده بر پا دارید» (و از جمله به پیامبر اسلام) صلی الله علیه و آله که بشارت ظهورش در کتب شما آمده است ایمان بیاورید.

2- این آیه ناظر به سؤالی است که برای بسیاری از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده، آن‌ها در فکر بودند که اگر راه حق و نجات تنها اسلام است، پس تکلیف نیاکان و پدران ما چه می‌شود؟، آیا آن‌ها به خاطر عدم درک زمان پیامبر اسلام و ایمان نیاوردن به او مجازات خواهند شد؟

در اینجا آیه فوق نازل گردید و اعلام داشت هر کسی که در عصر خود به پیامبر بر حق و کتاب آسمانی زمان خویش ایمان آورده و عمل صالح کرده است اهل نجات است، و جای هیچ‌گونه نگرانی نیست.

«صابئین» به کسانی گفته می‌شود که خود را پیروان حضرت یحیی می‌دانند و برای ستارگان، قدرت تدبیر قائلند. نام این گروه در سوره‌های بقره، مائده و حج، در کنار یهود، نصاری، مجوس و مشرکین آمده است و از اینجا معلوم می‌شود که صابئین غیر از چهار دسته‌ی مذکورند

بنابراین یهودیان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسیح، و همین طور مسیحیان مؤمن قبل از ظهور پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) اهل نجاتند.

 

یک نکته:


جمله «و لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» در آیه فقط در آخرت قابل پیاده شدن است چون در دنیا پیوسته توأم با نقص و کمبود هستیم که آن باعث حزن می‌شود، و مدام احتمال از دست رفتن نعمت‌ها و آمدن مرگ وجود دارد که آن باعث خوف است، اما در آخرت نه کمبود هست و نه تمام شدن، پس حزن و خوفی در آن نیست، و اگر در بعضی از آیات تعبیر فوق راجع به دنیا می‌آید باید عدم خوف و حزن را نسبی بدانیم. (تفسیر أحسن الحدیث، ج 1، ص: 147)

 

پیام‌های آیه:


1ـ تمام ادیان آسمانی، اصول مشترک دارند توحید، معاد و انجام اعمال صالح.«آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً»

2 مهم‌ترین اصل اعتقادی بعد از توحید، معاد است. «آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»

3ـ صاحبان ادیان دیگر در صورت بی‌اطلاعی از اسلام، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام، اگر به دین آسمانی خود ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند و در بی‌اطلاعی خود مقصّر نباشند، اهل نجات هستند. «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ» ، «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ»

4ـ انسان، تنها در سایه‌ی ایمان به خداوند و امید به معاد و انجام عمل صالح، آرامش می‌یابد. «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ»

5ـ سعادت و کرامت، مربوط به ایمان و عمل صالح است، نه عنوانِ مسلم، یهودی، مسیحی، صابئی. «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ» ، «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ»


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392ساعت 23:50  توسط فریبا  |